فرا رسیدن ایام سوگواری و شکیبایی، ایام حزن و بصیرت،ایام شناخت حقیقت وجودی،ایام ماه صفر و ایام اربعین حسینی را به همه عزاداران حسینی تسلیت عرض می نمایم ... با تشکر مدیر وبلاگ علیرضا احسانی نیا

متتن جایگزین تصویر متتن جایگزین تصویر

ای کسانی که ایمان آورده اید : (در برابر حوادث) از صبر و نماز کمک بگیرید، بدون شک خدا با صابران است علی رضا احسانی نیا

فرشته ملکی، همسر جانباز شهید منوچهر مدق می‌گوید: وصیت کرد و گفت: «وقتی من را گذاشتند توی قبر یک مشت خاک بپاش به صورتم.» پرسیدم: «چرا؟» گفت: «برای اینکه به خودم بیایم. ببینم دنیایی که به آن دل بسته بودم و به خاطرش معصیت می کردم یعنی همین.» گفتم: مگر تو چقدر گناه کرده‌ای؟ گفت: «خدا دوست ندارد بنده‌اش را رسوا کند. خودم می دانم چه کاره‌ام.»

اردیبهشت 92 - پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تبلیغ تی وی
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 905
  • بازدید دیروز: 6960
  • کل بازدیدها: 3511404
درباره وبلاگ


در این وبلاگ فقط اخبار و تحلیل های سیاسی،...فراجناحی را می خوانید که می تواند مورد تایید ما و یا مورد تایید ما نباشد...
صفحات وبلاگ

شورای نگهبان صلاحیت هشت نفر را برای حضور در رقابت های انتخاباتی ریاست جمهوری را احراز کرد.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از وزارت کشور ،پس از  پایان مهلت پنج روزه ثبت نام از کاندیداهای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، در میان داوطلبان ثبت نام کرده، چندین  چهره شناخته شده از طیف های مختلف سیاسی با حضور در وزارت کشور ثبت نام کردند.
وزارت کشور امشب با انتشار بیانیه ای اسامی نامزدهای انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران که صلاحیت آنان مورد تایید شورای محترم نگهبان قرار گرفته است را اعلام کرد اسامی این افراد به شرح زیر است:
1- سعید جلیلی 2- غلامعلی حداد عادل 3- محسن رضایی 4- حسن روحانی 5- محمدرضا عارف 6- محمد غرضی 7- محمدباقر قالیباف 8- علی اکبر ولایتی
بر اساس این گزارش برخی از افراد مانند محمدرضا رحیمی، خلیلیان، جوانفکر، ابوترابی فرد، داوود احمدی نژاد، مهمانپرست، علی احمدی و باقری لنکرانی قبل از اعلام نظر شورای نگهبان از کاندیداتوری انصراف داده بودند.
لیست اسامی چهره های سیاسی و شناخته شده ای که صلاحیت آنها توسط شورای نگهبان احراز نشده است،به شرح زیر است ( در این گزارش اصولگرایان با رنگ قرمز، اصلاح‌طلبان با رنگ آبی، چهره های وابسته به دولت با رنگ سبز و چهره های مستقل هم با رنگ بنفش مشخص شده اند):

 

نام کاندیدا

روز ثبت نام

آخرین مسئولیت

جریان سیاسی

1

صادق واعظ زاده

روز اول

رئیس مرکز اسلامی-ایرانی پیشرفت

مستقل

2

محمد سعیدی کیا

روز اول

وزیر مسکن دولت نهم

مستقل

3

مصطفی کواکبیان

روز اول

نماینده مجلس هشتم

اصلاح‌طلب

4

خسرو نصیرزاده

روز اول

دبیر مجمع متخصصین

مستقل

5

حسن سبحانی

روز دوم

نماینده مجلس هفتم

مستقل

6

محمود مظفری

روز دوم

رئیس سازمان هلال احمر

دولت

7

باقر خرازی

روز سوم

دبیر کل حزب الله

مستقل

8

علی فلاحیان

روز سوم

وزیر اطلاعات  دولت هاشمی

مستقل

9

روح الله احمدزاده کرمانی

روز سوم

رئیس سازمان میراث فرهنگی

دولت

10

اکبر اعلمی

روز چهارم

نماینده مجلس ششم

اصلاح طلب

11

علیرضا زاکانی

روز چهارم

نماینده مجلس نهم

اصولگرا

12

جواد اطاعت

روز پنجم

عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی

اصلاح طلب

13

پرویز کاظمی

روز پنجم

وزیر رفاه دولت نهم

دولت

14

ابراهیم اصغرزاده

روز پنجم

نماینده مجلس سوم

اصلاح طلب

15

ابوالحسن نواب

روز پنجم

رئیس دانشگاه ادیان و مذاهب

مستقل

16

طهماسب مظاهری

روز پنجم

رئیس اسبق بانک مرکزی

مستقل

17

مسعود پزشکیان

روز پنجم

نماینده مجلس هشتم

اصلاح طلب

18

منوچهر متکی

روز پنجم

وزیر امور خارجه

اصولگرا

19

محمد شریعتمداری

روز پنجم

وزیر بازرگانی دولت خاتمی

اصلاح طلب

20

محمد حسن قدیری ابیانه

روز پنجم

سفیر سابق ایران در مکزیک

اصولگرا

21

اسفندیار رحیم مشایی

روز پنجم

رئیس دفتر رئیس جمهور

دولت

22

علی اکبر هاشمی رفسنجانی

روز پنجم

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام

اصلاح طلب

23

احمد کاشانی 

روز پنجم

نماینده دور اول و دوم مجلس شورای اسلامی

 

24

مصطفی ایزدی

روز پنجم

معاون وزیر نفت دولت سازندگی

مستقل




موضوع مطلب :

شورای نگهبان آبروی هاشمی را حفظ کرد:
دلایل رد صلاحیت هاشمی برای ریاست جمهوری
به نظر می رسد باید با توجه به شرایطی که امروزه آقای هاشمی رفسنجانی درگیر آن است و با توجه به مجموع شرایط جسمانی وی، شورای نگهبان دلیلی برای احراز صلاحیت ریاست جمهوری در آیت الله هاشمی رفسنجانی نداشته باشد.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از دیدبان: آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی در آخرین روز ثبت نام برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری، برای ثبت نام به وزارت کشور رفت؛ دلایل آمدن هاشمی 79 ساله برای ریاست جمهوری چندان مشخص نبود؛ هاشمی در کنفرانس مطبوعاتی هم به دلایلی شرکت نکرد؛ به جز یکی دو جمله کوتاه سخنی نگفت و وزارت کشور را ترک کرد؛ بعدها هم تنها به دادن دو بیانیه اکتفا کرد؛ به نظر می رسد با توجه به مجموع شرایطی که آقای هاشمی از آن برخوردار است، شورای نگهبان دلیلی برای احراز صلاحیت وی برای ریاست جمهوری ندارد.
آیت الله هاشمی رفسنجانی که پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 76، عرصه اجرایی کشور را به جانشین خود سپرد، دیگر وارد کار اجرایی در کشور نشد؛ رهبر انقلاب او را به مجمع مشورتی تشخیص مصلحت نظام فرستادند و ریاست آن جا را به وی واگذار کردند؛ با این وجود هاشمی تصمیم گرفت دو بار برای ورود مجدد به عرصه های اجرایی وارد انتخابات گردد؛ در انتخابات مجلس ششم و پس از سم پاشی های فراوان اصلاح طلبان انصراف داد؛ در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری نیز مغلوب محمود احمدی نژاد شد؛ با این حال رهبر انقلاب همچنان ایشان را در مجمع تشخیص مصلحت نظام به ریاست منصوب کردند تا کشور از نظرات مشورتی آیت الله بهره ببرد.

امروز اما هاشمی در سن 79 سالگی پا به عرصه انتخابات ریاست جمهوری گذاشته است؛ ولی این بار هاشمی، دیگر هاشمی سال 68 نیست؛ حتی اگر بخواهد شرایط را با آن روزها مقایسه کند؛ امروز هاشمی 24 سال مسن­تر از سال 68 شده است. به نظر می­رسد شورای نگهبان با توجه به دلایل زیر دلیلی برای احراز صلاحیت هاشمی رفسنجانی نداشته باشد:

کهولت سن

اول اینکه : آیت الله هاشمی رفسنجانی چندی قبل از ثبت نامش عنوان کرد که "ضرورت نیست که پیرمرد هشتاد ساله بیاید"؛ هاشمی این جمله را در پاسخ به درخواست برخی دانشجویان برای نامزدی گفت. هاشمی همچنین در پاسخ به این جمله یکی دیگر از دانشجویان که گفته بود " حاج آقا؛ دود از کنده بلند می­شود"، پاسخ داد : "کنده ای نمانده است"![1] 

البته خود هاشمی به خوبی از شرایط جسمانی خویش آگاه است و اینکه نه ضرورتی ایجاب می کند که پیرمرد 80 ساله بیاید و نه واقعا کنده­ای مانده است.

دوم اینکه شورای نگهبان وظیفه دارد طبق قانون صلاحیت کسانی را تایید کند که توانایی اجرایی لازم برای اداره کشور را داشته باشند، کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان هم عنوان کرده بود که نامزدهای ریاست جمهوری "باید تواناییهای جسمی لازم را داشته باشند"[2] 

با این وجود نباید از هاشمی انتظار داشت که توان اجرایی لازم را داشته باشد؛ کافی است نگاهی با تلاش­ های شبانه روزی دولت فعلی مخصوصا رئیس جمهور داشته باشیم تا ببینیم آیا هاشمی توان فعالیت اجرایی به اندازه نصف تلاش­های رئیس جمهور فعلی را در 80 سالگی دارد یا خیر؟


 

ضعف جسمانی و بیماری

به نظر می رسد که هاشمی در سن 79 سالگی دچار ضعف جسمانی شدید و بیماری های مقتضی این سن نیز شده است؛ لرزش شدید دستان هاشمی – که در روز ثبت نام به وضوح مشخص بود – خود گویای همه چیز است. حتی خود مهدی هاشمی عنوان کرده بود که هراس دارند از اینکه هاشمی در برنامه زنده تلویزیونی و مناظره حضور پیدا کند. او گفته است که اگر هاشمی در مناظره ها شرکت کند و ضعف وی نمایان گردد مردم از او رویگردان خواهند شد.[3] 

عدم مرزبندی صریح با اغتشاش گران و ضد انقلاب

متاسفانه هاشمی رفسنجانی در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال 88 و حوادث پس از آن هیچ گاه فتنه گران و رخدادها را به صراحت محکوم نکرد و از آنان تبری نجست. حتی شنیده شده که دولت امریکا چندی پیش به هاشمی پیغام داده که در صورت نامزدی وی در انتخابات ریاست جمهوری از وی حمایت خواهد کرد؛ این در حالی ست که هاشمی نسبت به این موارد هیچ موضعی علیه آنان نگرفته است:[4] 

 

این سخن نیز از سوی هاشمی تکذیب نشد؛ در مجموع باید گفت هاشمی در چند سال اخیر مرزبندی صریحی در قبال فتنه و فتنه گران و ضد انقلاب نداشته است که باعث شده اینگونه دشمنان و ضد انقلاب در وی طمع کنند.

جمع­بندی:

نباید گمان کرد عدم احراز صلاحیت هاشمی برای انتخابات ریاست جمهوری بدین معنی است که وی برای هیچ پستی صلاحیت ندارد و یا ضد انقلاب محسوب می شود؛ عدم احراز تنها بدین معنی است که هاشمی رفسنجانی برای یک پست اجرایی جدی که نیاز به شور و تحرک بسیار فراوان دارد، صلاحیت ندارد. همچنان که می بینیم رهبر انقلاب با این وجود در سال گذشته هاشمی رفسنجانی را بار دیگر برای ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب کردند تا نظام از نظرات مشورتی هاشمی بهره مند باشد. به نظر می رسد نباید هم توقع داشت که هاشمی 80 ساله توان اجرایی لازم برای مسئولیت بسیار خطیر ریاست جمهوری در کشور را داشته باشد.

به هر حال باید توجه کرد اصرار هاشمی بر حضور در این سن و متعاقب آن، عدم احراز صلاحیت وی جنبه تلخی به دنبال دارد. هر کسی که خدمات هاشمی رفسنجانی به انقلاب را می دانست معتقد بود تأکید وی، نتیجه ی تلخی برایش رقم می زد و هم اکنون چنین شد. حتی به فرض احراز صلاحیتش هم، وی یارای رقابت با دیگران را نداشت و سرانجامی تلخ تر از 84 برایش رقم می خورد. 

از سوی دیگر نباید جنبه شیرین این اتفاق را نیز نادیده گرفت. هاشمی با این اقدام شورای نگهبان عملا از جنبه اجرایی فاصله گرفت و در حوزه سیاستگذاری و مشاوره تثبیت شد. چنانکه امیرالمومنین نیز فرمودند "رأی الشیخ أحب الی من جلد الغلام" یعنی نظر و نگرش فرد کهنسال برای من از تکاپوی جوان ارزشمندتر است. 

از سوی دیگر درگرفتن رقابت بین افرادی که توان اجرایی بالاتری دارند برای کشور و نظام اسلامی سودمندتر است.



[1] http://hamshahrionline.ir/details/211556 

[2] http://www.mashreghnews.ir/fa/news/216182 

[3] http://www.mashreghnews.ir/fa/news/215472 

[4] http://www.wnd.com/2013/05/source-u-s-taking-sides-in-irans-election/print




موضوع مطلب :

هاشمی با بیان اینکه حقوقدانان جزو افراد نخبه کشور محسوب شده که به‌حق باید اعتبار آنان در دستگاه‌های تقنینی و قضایی حفظ شود، تاکید کرد: جایگاه ارزشمند قضات و عملکرد مناسب آنان در جامعه بسیار مؤثر است و دستگاه قضایی سالم و هوشمند، موجب پویایی جامعه و اطمینان مردم به دریافت مطالبه‌های خود از سیستم قضایی می‌شود.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از ایسنا، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در دیدار با جمعی از استادان حقوق دانشگاه‌های تهران، وکلای دادگستری، قضات، اعضای کمیسیون‌های حقوقی و سردفتران، مردم را سرمایه اصلی نظام اسلامی دانست و تصریح کرد: انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام(ره) از شروع نهضت تاکنون با تکیه بر حضور مردم شکل گرفت، پیروز شد و در گردنه‌های مختلف به‌ویژه دوران دفاع مقدس و سازندگی کشور را پیش برد و اگر مردم به میدان نمی‌آمدند، توفیقی حاصل نمی‌شد و دستاوردها و پیروزی‌ها به دست نمی‌آمد.
وی افزود: اکنون نیز اگر مردم در صحنه باقی نمانند و پشتوانه نظام اسلامی به عنوان یک سرمایه بزرگ و بی‌بدیل نباشند کارها انجام نخواهد شد.
عضو مجلس خبرگان رهبری، با ابراز تأسف از برخی هتاکی‌ها، بداخلاقی‌ها و نیز دروغ و تهمت گفت: برخی افراد و جریان‌هایی که در زمان مبارزه، حضور مؤثری در صحنه نداشتند، امروز انقلابی‌نما و تندروتر از مبارزان شده‌اند و با حمایت‌های اشتباه برخی‌ از همین انقلابی‌نماها، جامعه در چند سال گذشته دچار آسیب‌های جدی شده که خارج شدن از این شرایط، نیازمند تقویت وحدت ملی و تدبیر، عقلانیت و برنامه‌ریزی اصولی است.
هاشمی رفسنجانی، دغدغه امروز دلسوزان نظام اسلامی را رفع مشکلات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه و تأمین رفاه برای عموم مردم دانست و اظهار کرد: در این سالها با توجه به ثروت عظیمی که در اختیار مسئولان قرار داشت، باید شاهد معضلات کنونی نبودیم و از امکانات به مراتب بهتر و مناسب‌تر استفاده می‌کردیم.
وی در مورد انتخابات ریاست جمهوری نیز با بیان اینکه "آمده‌ام تا خدمت کنم"، گفت: تا آخرین لحظات ثبت‌نام بنا نداشتم در انتخابات شرکت کنم، ولی به دلیل مراجعات و اصرارهای مکرر از همه قشرهای جامعه به‌ویژه خانواده‌های معزز شهدا و برخی بزرگان حوزه در قم و سایر بلاد، بر اساس وظیفه دینی و ملی و برای رفع مشکلات کشور، وارد این عرصه شدم و تا زنده‌ام و جان در بدن دارم، برای تعالی انقلاب و کشورم هر آنچه در توان داشته باشم، انجام می‌دهم.




موضوع مطلب :

http://shafaf.ir/files/fa/news/1392/2/31/73035_752.jpgشورای نگهبان اسامی نهایی کاندیداهای تایید صلاحیت شده ریاست جمهوری را به وزارت کشور اعلام کرد.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از تسنیم، شورای نگهبان اسامی نهایی کاندیداهای تأیید صلاحیت شده انتخابات ریاست جمهوری را پس از 10 روز مهلت قانونی بررسی صلاحیت‌ها، به وزارت کشور ارسال کرد.
پیشتر، سید صولت مرتضوی دبیر هیات اجرایی ستاد انتخابات کشور اعلام کرده بود که، "اسامی نهایی کاندیداهای احراز صلاحیت شده فردا از سوی وزارت کشور اعلام می‌شود."
اخبار غیر رسمی از احراز صلاحیت 8 نفر از داوطلبان انتخابات ریاست جمهوری خبر می‌دهند؛ این 8 نفر به شرح ذیل است:
1- غلامعلی حدادعادل
2- سعید جلیلی
3- علی اکبر ولایتی
4- محمدباقر قالیباف
5- محسن رضایی
6- محمدرضا عارف
7- حسن روحانی
8- محمد غرضی




موضوع مطلب :
سه شنبه 92 اردیبهشت 31 :: 7:53 عصر ::  نویسنده : علیرضا احسانی نیا

شورای نگهبان قانون اساسی، صلاحیت "اسفندیار رحیم مشایی" رئیس دبیرخانه جنبش عدم تعهد و "اکبر هاشمی رفسنجانی" رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را احراز نکرده است و لیست نهایی ارسال‌شده به وزارت کشور، فاقد اسامی این دو نفر است.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از مشرق - حسن هانی‌زاده، کارشناس مسائل سیاسی و بین‌المللی گفت: شورای نگهبان قانون اساسی، صلاحیت "اسفندیار رحیم مشایی" رئیس دبیرخانه جنبش عدم تعهد و "اکبر هاشمی رفسنجانی" رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را احراز نکرده است و لیست نهایی ارسال‌شده به وزارت کشور، فاقد اسامی این دو نفر است.
هانی‌زاده در گفت‌وگو با پایگاه خبری شبکه الجزیره قطر با اعلام این مطلب که لیست نهایی اسامی نامزدهای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ظرف 48 ساعت آینده از سوی وزارت کشور اعلام خواهد شد، تصریح کرد: علت عدم احراز صلاحیت هاشمی رفسنجانی، کهنسالی و ضعف و ناتوانی جسمی وی برای مدیریت کشور بوده است.
وی افزود: رد صلاحیت مشایی نیز به این دلیل بوده است که وی شخصی جنجال‌آفرین است که همواره اظهاراتی را مطرح می‌کند که با مبانی انقلاب اسلامی تناسب ندارد و اظهارات وی مبنی بر دوستی با رژیم صهیونیستی نیز خط قرمز انقلاب است.
هانی‌زاده که الجزیره از وی به عنوان کارشناس نزدیک به دوایر منسوب به رهبر انقلاب نام برده است، همچنین با بیان اینکه اصولگرایان بر روی "سعید جلیلی" به عنوان نامزد نهایی اصولگرایان ائتلاف کرده‌اند، گفت: وی مذاکرات سنگینی با غرب داشت و از درایت کاملی برای تعامل با آنان برخوردار است و اگر رئیس‌جمهور شود می‌تواند موضوع هسته‌ای را از راهکارهای مسالمت‌آمیز حل کرده و تحریم‌ها علیه کشور را بردارد.
وی تأکید کرد: اصولگرایان پس از اعلام لیست نهایی نامزدهای تأیید صلاحیت‌شده از سوی شورای نگهبان، بیانیه مشترکی در حمایت از جلیلی به عنوان نامزد نهایی اصولگرایان منتشر خواهند کرد.
این کارشناس مسائل سیاسی و بین‌المللی همچنین به وضعیت اصلاح‌طلبان در انتخابات اشاره و تصریح کرد: رقیب اصلاح‌طلب جلیلی، محمدرضا عارف است که معاون‌اول رئیس‌جمهور در دوره اصلاحات بوده و از بیشترین بخت برای حمایت اصلاح‌طلبان برخوردار است.
وی همچنین به اهمیت رسانه‌ها در انتخابات ریاست جمهوری اشاره کرد و افزود: رسانه‌ها در ایران، نقش زیادی در خروج یک شخص معین به عنوان رئیس‌جمهور آینده ایفا می‌کنند.




موضوع مطلب :
سه شنبه 92 اردیبهشت 31 :: 3:0 عصر ::  نویسنده : علیرضا احسانی نیا

کسانی که به نام دین و اصول، انواع بداخلاقی‌ها را مباح می‌دانند تا عطش قدرت‌طلبی و ثروت‌اندوزی خویش را سیراب کنند. مردم دست این جماعت دغلباز را نیز خوانده و می‌روند تا به انتخاب خود تعریف جامع و مانعی از «نااهلان و نامحرمان» ارائه دهند و مسیر خدمتگزاری را از چپ روی و راستگرایی مصون نگاه دارند. امیدواریم امکان چنین انتخاب مبارکی فراهم شود.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از ایران - محمد جعفر بهداد، معاون سیاسی دفتر رئیس‌جمهور / تخریب رقیب در عرصه سیاسی، امری غیراخلاقی و ناپسند است که غالباً ریشه در ناامیدی از آینده و حس انتقامجویی دارد.
«احساس بی‌آیندگی» یا نــاامیدی از دست‌یافتن به آینده مطلوب، وضعیتی است که عده‌ای از سیاسیون وابسته به جناح‌های مختلف در آن به سر می‌برند.
فصل مشترک این افراد، نداشتن پایگاه مردمی، آن هم به علت رفتار نامناسب آن‌ها با مردم در حوزه‌های گوناگون است... به تعبیر روشن‌تر جامعه ایرانی، از بعضی افراد یا گروه‌های سیاسی به علت بی‌اعتنایی آنان نسبت به ارزش‌های دینی و انقلابی و نیز از برخی دیگر به علت ریاکاری و ظاهرگرایی دلخور و ناراحت است و تجربه 34 سال گذشته به آن‌ها آموخته که دنبال وضعیتی باشند که در آن اخلاق اسلامی و مناسبات انسانی به نام توسعه‌گرایی یا دین‌گرایی منکوب نشود.
مردم ایران روزهایی را به یاد دارند که بعضی‌ها به اسم سازندگی و اصلاحات و برخی دیگر به نام ‌ارزش‌ها، عدالت و اخلاق را زیر پا گذاشتند و هر جا کم آوردند، برخوردهای محدودکننده با افراد جامعه را در دستور کار خود قرار دادند.
ایران اسلامی تا رسیدن به قله‌های دینداری و پیشرفت مادی فاصله دارد و آنچه در مسیر، سرعت و کیفیت حرکت به سمت قله‌ها تزلزل و انحراف ایجاد کند، مطلوب هموطنان ما نیست، بنابراین کسانی که مردم ایران را با شعارپردازی‌های توخالی، منازعات جناحی و ظاهرفریبی آزرده خاطر کردند، در این زمان آینده‌ای برای خود نمی‌بینند و به همین علت عرصه سیاسی را از هیاهوهای تهدیدآمیز و تحرکات تخریبی علیه رقیب یا رقبای خود پر کرده‌اند تا شاید با به اشتباه انداختن مردم، بر مقدرات آن‌ها مسلط شوند، حال آن که ایرانیان در شرایط امروز زیر بار اهالی زر و زور و تزویر نمی‌روند.
سوگوارانه باید اذعان کرد ماشین تخریب، آنجایی که به رانندگی برخی مدعیان اصولگرایی به حرکت درمی‌آید، چیزی از ارزش‌های دینی باقی نمی‌گذارد و جذابیت و شکوه دینداری را از بین می‌برد اما راستی اصولگرا کیست؟ اصولگرایی چیست؟ اصول کدام است؟ در این خصوص اگرچه گفتنی‌های فراوانی وجود دارد، اما به زبان ساده باید گفت: اصولگرا کسی است که مهربان، صبور، اهل منطق و دلسوز همنوعان و هم‌کیشان خود باشد.
اصولگرای واقعی به هیچ بهانه‌ای ناسزا نمی‌گوید، پرخاش و تهدید نمی‌کند، فریب نمی‌دهد و به ارعاب و پرونده‌سازی روی نمی‌آورد. برخوردهای عصبی، فریبکارانه، غیرمنطقی و تحقیرکننده، هیچ نسبت و شباهتی با آموزه‌های دینداری و حقیقت انقلابی‌گری ندارد.
متأسفانه بعضی از داعیه‌داران اصولگرایی تصور می‌کنند انقلابی بودن با خشم و خشونت و تهدید ملازمه دارد و اگر اخلاقی، بردبارانه و معقول رفتار نمایند، انقلابی‌گری و کارآمدی آن‌ها زیرسؤال خواهد رفت. چنانچه برخی اصلاح‌طلبان نیز خیال می‌کردند با تأکید بر آرمان‌های دینی و انقلابی، فرصت و توان اصلاح‌گری را از دست خواهند داد. جامعه ایرانی، اما مؤمن و انقلابی است و البته دینداری و انقلابی‌گری را برای ساختن ایرانی مستقل، آرام و پیشرفت می‌خواهد. کشوری که در آن امکانات و فرصت‌ها به طور عادلانه توزیع شود و مسئولانش آرمان‌ها را با رعایت قواعد اخلاقی و حفظ حقوق افراد، ترویج و دنبال کنند. این روزها که موضوع انتخابات ریاست جمهوری داغ است، ایرانی‌ها در حال مرور تجربه‌های سیاسی خود هستند تا مبادا مدیریت اجرایی کشور به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد.
قبلاً که شبه عبارت «نااهل و نامحرم» مطرح می‌شد، ذهن‌ها بلافاصله به سمت آدم‌ها و باندهایی می‌رفت که از ضرورت وابستگی به امریکا دم می‌زدند، بر استحاله سیاسی و فرهنگی به نفع اومانیزم و لیبرالیزم تاکید داشتند و اهل چپاول بیت‌المال بودند، اما این روزها مفاهیمی به تعریف قبلی افزوده شده که اهالی تزویر و ریاکاری را نیز در بر می‌گیرد.
کسانی که به نام دین و اصول، انواع بداخلاقی‌ها را مباح می‌دانند تا عطش قدرت‌طلبی و ثروت‌اندوزی خویش را سیراب کنند. مردم دست این جماعت دغلباز را نیز خوانده و می‌روند تا به انتخاب خود تعریف جامع و مانعی از «نااهلان و نامحرمان» ارائه دهند و مسیر خدمتگزاری را از چپ روی و راستگرایی مصون نگاه دارند. امیدواریم امکان چنین انتخاب مبارکی فراهم شود.




موضوع مطلب :

آیت الله مصباح یزدی از شخصیت هایی هستند که در طول انقلاب اسلامی زحمات زیادی برای آرمان های آن کشیده اند. چندی است که برخی جریان های سیاسی سعی می نمایند تا ایشان را تنها نماد جریانی خاص معرفی کرده و چرخش های ناگهانی خود را به نام آیت الله مصباح تمام نمایند.
دیدبان: بزرگان انقلاب و شخصیت های برجسته ای که در راه اهداف انقلاب تلاش می کنند سرمایه هایی هستند که باید از آنها و جایگاهشان محافظت کرد و نباید برای هزینه های زودگذر و زودبازده چنین سرمایه هایی را از دست داد. البته این بدان معنی نیست که چنین بزرگانی مطابق صلاحدید خود فعالیت سیاسی نداشته باشند، بلکه به این معنی است که هر چند توصیه های این بزرگان ممکن است در مواردی برای همگان حجیت نداشته باشد اما باید قدر این سرمایه های کلان دانسته شود.


 
 

حضرت آیت الله مصباح یزدی از بزرگان و موثران جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و از شخصیت های برجسته علمی و فرهنگی معاصر کشور هستند. حضور پررنگ سیاسی و اجتماعی ایشان نتوانسته است بر ابعاد علمی، فلسفی و حوزوی این عالم فرزانه اثر بگذارد و همگان معترف به شخصیت برجسته این عالم بزرگوارند. هر چند این عالم بزرگ شناخته شده تر از آن است که نیازمند معرفی در یک مجال کوتاه مانند این باشد، اما برخی حواشی کنونی و تحولات سیاسی زودگذر باعث شده است که یکبار دیگر لازم باشد تا نگاهی به جایگاه این عالم فرزانه داشته باشیم.

تاریخچه مختصری از زندگی

آیت الله محمد تقى مصباح یزدى در سال 1313 هجرى شمسى در شهر کویرى یزد دیده به جهان گشود. وى تحصیلات مقدماتى حوزوى را در یزد به پایان رساند و براى تحصیلات تکمیلى علوم اسلامى عازم نجف شد; ولى به علت مشکلات فراوان مالى، بعد از یکسال براى ادامه تحصیل به قم هجرت کرد. از سال 1331 تا سال 1339 ه.ش در دروس امام راحل(قدس سره) شرکت و در همین زمان، در درس تفسیر قرآن، شفاى ابن سینا و اسفار ملاصدرا از وجود علامه طباطبایى(رحمه الله)کسب فیض کرد. وى حدود پانزده سال در درس فقه آیت الله بهجت مدظلّه العالى شرکت داشت. بعد از آن که دوره درسى ایشان با حضرت امام به علت تبعید حضرت امام قطع شد، معظّم له به تحقیق در مباحث اجتماعى اسلام، از جمله بحث جهاد، قضا و حکومت اسلامى، پرداخت. وى در مقابله با رژیم معدوم پهلوى نیز حضورى فعّال داشت که از آن جمله، همکارى با شهید دکتر بهشتى، شهید باهنر و آیت الله هاشمی رفسنجانى است و در این بین، در انتشار دو نشریه با نام هاى     "بعثت" و "انتقام" نقش داشت که تمام امور انتشاراتى اثر دوم نیز به عهده ایشان بود. سپس در اداره، مدرسه حقّانى به همراه آیت الله جنتى، شهید بهشتى و شهید قدوسى فعّالیّت داشت و حدود ده سال در آن مکان به تدریس فلسفه و علوم قرآنى پرداخت. از آن پس، قبل و بعد از انقلاب شکوه مند اسلامى با حمایت و ترغیب امام خمینى (قدس سره)، چندین دانشگاه، مدرسه و مؤسّسه را راه اندازى کرد که از مهم ترین آنها مى توان از بخش آموزش در مؤسّسه در راه حق، دفتر همکارى حوزه و دانشگاه و بنیاد فرهنگى باقرالعلوم نام برد    .     ایشان هم اکنون ریاست مؤسّسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى(رحمه الله) را برعهده دارند. و در سال 1369 به عنوان نماینده مجلس خبرگان از استان خوزستان و پس از آن از تهران به نمایندگى مجلس خبرگان برگزیده شده است. ایشان داراى تألیفات و آثار متعددى در زمینه هاى فلسفه اسلامى، الهیّات، اخلاق و عقاید مى باشد    .[1] 

 


سوابق تحصیلی

دوران تحصیل آیت الله مصباح یزدی دورانی پر از افتخارات و تلاش های ارزشمند از سوی ایشان بوده است. ایشان در دوران طلبگی با سخت کوشی و فقر به ادامه تحصیل پرداخته اند و در راه آموختن علوم دینی و رسیدن به مدارج بالای علمی کوشش های فراوانی داشته اند. ایشان به عنوان یک نمونه از مشکلات خود در آن دوران بیان می دارند    : 

    «...نهایت کمکى که خانواده ام مى توانستند به من بکنند ماهیانه حدود بیست تومان بود، که آن هم مرتب نمى رسید، و گاه مى شد که حتى یک لقمه نان براى شب نداشتیم. طورى برنامه ریزى کرده بودیم که روزى 6 تا 7 قران بیشتر خرجمان نشود، و این، تنها پولِ یک نان سنگک و یک سیر پنیر مى شد. بعضى وقت ها هم نصف نان سنگک مى خریدیم و براى شب هم بعد از نماز سى شاهى مى دادیم و از خشکه پزى کنار درب فیضیه یک نان کسمه کوچک مى گرفتیم و این شام ما بود    ... . یک روز پولمان کاملا تمام شده بود و من تصمیم گرفتم پولى قرض کنم. در خلوت با خدا نجوا کردم که «خدایا مى خواهم براى رضاى تو و براى اعتلاى دین تو درس بخوانم! خودت مى دانى که توقع زیادى هم ندارم! هرگونه که خودت صلاح مى دانى وسیله اى فراهم کن که من مقدارى پول از کسى قرض کنم یا بگیرم! مى دانى که من آدمى نیستم که بتوانم پیش کسى بروم و تقاضاى حاجت کنم. خودت برسان    ! اگر هم صلاح نمى دانى، توفیق بده تا بتوانم صبر کنم. [گذشت] تا اینکه عصر یک روز، که ظهرش ناهار حسابى نخورده بودم، داشتم در حیاط مدرسه فیضیه قدم مى زدم که شنیدم پستچى از طلبه ها سراغ محمدتقى یزدى را مى گیرد. جلو رفتم و با ناباورى از اینکه کسى برایم نامه بفرستد، نامه را گرفتم. از یکى از علماى یزد بود که آن وقت ها ارتباطى با ایشان نداشتم . ایشان یک حواله بیست تومانى براى من فرستاده بودند، که بعد از چند ماه سفره مان رونق گرفت...»[2]



دستاوردهای علمی

دستاوردهای علمی چنین عالم بزرگی را نمی توان در این مجال ضیق و اندک معرفی کرد. اما نگاهی به فهرست وسیع آثار قلم و بیان این استاد فرزانه حاکی از تبحر علمی ایشان در عرصه های مختلف علمی است به حدی که گاه ایشان را با عنوان علامه مصباح معرفی می کنند.

 


برای مشاهده فهرستی تفصیلی از آثار ایشان می توان به سایت اطلاع رسانی آثار آیت الله مصباح یزدی مراجعه کرد.


 

ویژگی های برجسته اخلاقی و شخصیتی

یکی از ابعاد کمتر شناخته شده حضرت آیت الله مصباح یزدی ویژگی های خاص اخلاقی ایشان است. آیت الله مصباح یزدی را میتوان از اساتید برجسته اخلاق نظری و عملی در دوران معاصر دانست. علاوه بر شاگردی ایشان نزد حضتر آیت الله بهجت و استفاده های معنوی فراوانی که ایشان از حضرت علامه طباطبایی نموده اند؛ می توان مدعی شد که درس اخلاق ایشان یکی از درس های اخلاق برجسته در کشور است. علاوه بر این شخص ایشان نیز از فروتنی و خضوعی مثال زدنی برخودارند که برای کسانی که از دور با شخصیت ایشان آشنا هستند قابل تصور نیست.

صرفا به عنوان یک مثال در این زمینه می توان به مصاحبه ایشان در جمع مسوولان همایش روز جهانی فلسفه اشاره کرد که ایشان در مورد حضرت آیت الله جوادی آملی چنین بیان می دارند:

«اگر ما اینجا برای چند طلبه بحث فلسفی مطرح می‌کنیم، معنایش این نیست که نام بنده در کنار حضرت آیت الله جوادی آملی برده شود؛ من این را واقعاً از ته دل می‌گویم و ایشان از مفاخر عالم اسلام می‌دانم و مفتخرم که دست ایشان را ببوسم. به‌طور معمول هروقت خدمت ایشان شرفیاب می‌شوم، سعی می‌کنم این کار را انجام بدهم. حق این کار واقعاً بوسیله ایشان انجام می‌شود و خوب است که ایشان به دنیا هم شناسانده شود؛ ایشان واقعاً مجاهدت نمودند و عمر شریف خود را وقف فلسفه کردند. البته منحصراً نه در تفسیر کار مرحوم آقای طباطبایی را ادامه دادند و با امکاناتی که حالا فراهم است به بهترین نحو همچنان ادامه می‌دهند و این باقیات صالحاتی است که قرن‌ها دوام خواهد یافت واین افتخار نصیب ایشان می‌شود که یک دوره کامل تفسیر را با این عظمت، با این وسعت و با این شکوه بیان کنند و خوشبختانه هم‌زمان یا با اندکی تأخیر در رسانه‌ها پخش شود مردم استفاده کنند علما استفاده کنند. بنده از ته دل خیلی خوشحال هستم و دعا می‌کنم که خدا توفیقات ایشان را زیاد کند و این کار را به نحو نیکو به پایان برسانند. افزون بر فعالیت‌های دیگری که در زمینه فلسفه، فقه، اصول و سایر علوم دارند. تنها چیزی که می‌تواند مجوز این باشد که مثلاً بنده هم در این محفل شرکت بکنم این است که قدر بزرگان شناخته شود از باب تعرف الاشیاء با ضدادها معلوم می‌شود که واقعاً آقای جوادی یعنی چی.»[3]

این در حالی است که به اذعان بسیاری از علمای کارشناس در این زمینه حضرت آیت الله مصباح از بزرگان فلسفه معاصر و از نوادر موجود در این زمینه هستند. اما میزان خضوع و فروتنی ایشان و نحوه بیان ایشان در مورد عالم بزرگورای مانند آیت الله جوادی آملی حاکی از روح بزرگوار و منش عارفانه و عالمانه ایشان است.

در کنار این منش عارفانه و عالمانه ایشان از چراغ های فروزان اخلاق در کشور و از مصابیح هدایت هستند که امید است حوزویان و عموم جامعه ما از این بعد از شخصیت این عالم فرزانه نیز بهره مند شوند.



سوابق انقلابی

در سوابق انقلابی نیز حضرت آیت الله مصباح را باید از یاران نزدیک انقلاب دانست و از کسانی که در عمر شریف خویش در مقاطع مختلف در جهت خدمت به انقلاب اسلامی به میدان آمده اند و با اخلاص در جهت کمک به انقلاب تلاش کرده اند. عملکرد و سوابق آیت الله مصباح (فارغ از نوع جهت گیری های سیاسی ایشان) حاکی از آن است که آنچه برای این عالم بزرگوار ملاک اصلی و اساسی است مساله تکلیف شرعی و ادای این تکلیف است.

آشنایی حضرت آیت الله مصباح با امام خمینی رحمت الله علیه به اولین ایام طلبگی ایشان و ورودشان به قم باز می گردد. به عبارت بهتر خورشید وجود امام در همان اوایل طلبگی آیت الله مصباح ایشان را به خود جذب کرد و از او یکی از یاران صدیق و همراهان انقلاب ساخت.

آیت الله یزدی از شخصیت هایی هستند که در کنار دیگر یاران انقلاب در دهه چهل در شکل گیری جریان مبارزات روحانیت دخیل بوده اند. اسناد مبارزاتی آیت الله مصباح یزدی در ساواک حاکی از آن است که ایشان در آن دوران اقداماتی خطیر و موثر انجام داده اند که برخی از این اسناد دراین لینک قابل مشاهده است.


در دوران بیش از سه دهه پس از انقلاب نیز حضرت آیت الله مصباح در مقاطع مختلفی برای کمک به انقلاب اسلامی به میدان آمده اند که یکی از بارزترین این مقاطع در دوران هجمه برخی از اصلاح طلبان به ارزش های انقلاب اسلامی بود که ایشان آبروی حوزوی و علمی خویش را مخلصانه به میدان دفاع از انقلاب آوردند و تا جایی پیش رفتند که در دفاع از اسلام و انقلاب، دشمنان کشور به ایشان انواع اهانت ها را روا داشتند ولی ایشان دست از ادای تکلیف بر نداشتند و به راه خویش ادامه دادند که حدی که در سال 1378 رهبر معظم انقلاب در دفاع از این شخصیت برجسته در برابر هجمه های فراوانی صورت گرفته بیان می دارند:

«بنده نزدیک به چهل سال است که جناب آقاى مصباح را مى شناسم و به ایشان به عنوان یک فقیه، فیلسوف، متفکر و صاحبنظر در مسایل اساسى اسلام ارادت قلبى دارم. اگر خداى متعال به نسل کنونى ما، این توفیق را نداد که از شخصیتهایى مانند علامه طباطبایى و شهید مطهرى استفاده کند، اما به لطف خدا این شخصیت عزیز و عظیم القدر، خلاء آن عزیزان را در زمان ما پر مى کند.» (دیدار دانشجویان شرکت‏ کننده در اردوى آموزشى-پرورشى بسیج دانشجویى، 1378/06/13)[4]

در نهایت در معرفی تفصیلی تر این شخصیت برجسته تاریخ معاصر می توان به کتاب «گفتمان مصباح» به عنوان یکی از آثار موثر در این زمینه اشاره کرد. (کتاب مذکور از این طریق قابل دسترسی است.)


و اما امروز و فردا

حضور کنونی حضرت آیت الله مصباح یزدی را نیز باید در همین راستا تلقی کرد و آن را متفاوت از صرفا یک جبهه یا جریان سیاسی خاص دید و آن را به یک کاندیدای خاص انتخاباتی و یا یک بهره سیاسی کوتاه مدت محدود کرد. آیت الله مصباح یزدی از ذخیره های انقلاب هستند و از شخصیت های فرهنگی و سیاسی ای که باید برای انقلاب به عنوان یک پشتوانه حفظ شود و نباید اجازه داد که این سرمایه عظیم برای اهداف زودگذر و کوتاه مدت هزینه شود. به عبارت بهتر بزرگان انقلاب و شخصیت های برجسته ای که در راه اهداف انقلاب تلاش می کنند سرمایه هایی هستند که باید از آنها و جایگاهشان محافظت کرد و نباید برای هزینه های زودگذر و زودبازده چنین سرمایه هایی را از دست داد. البته این بدان معنی نیست که چنین بزرگانی مطابق صلاحدید خود فعالیت سیاسی نداشته باشند، بلکه به این معنی است که قدر این سرمایه های کلان دانسته شود. به عبارت دیگر موضع گیری های سیاسی حضرت آیت الله مصباح ممکن است مانند بسیاری از بزرگان دیگر در مواردی برای افرادی حجیت نداشته باشد و یا به دلایلی بخواهند در آن مسائل سیاسی مخالف نظر این بزرگان عمل کنند. اما این امر نباید باعث شود که قدر این سرمایه های کلان نادیده گرفته شود و برای تقدیر از یک عالم برجسته و قدر دانستن فعالیت های سیاسی او الزاما نیازی نیست که همه فعالیت های سیاسی او را جزء به جزء و مورد به مورد و صد در صد تبعیت کرد. چرا که در عرصه سیاست ممکن است آراء و نظرات بر اثر مسائل مختلفی که دخیل است متفاوت شود؛ نکته اصلی این است که باید توجه داشت که چنین بزرگانی با آن سابقه و گذشته درخشان در دیروز و این جایگاه مهم و تاثیرگذار در امروز، باید برای فردای جامعه نیز ذخیره شوند.




موضوع مطلب :
سه شنبه 92 اردیبهشت 31 :: 6:50 صبح ::  نویسنده : علیرضا احسانی نیا

محمد خوش‌چهره:
دوره آینده دوره بازسازی است...اشتباه احمدی‌نژاد درباره اقیانوس ملت
یکی از خبرگزاری‌ها از من سوال می‌کرد که رئیس جمهور تاکیدی داشته که اگر چه و چه بشود آنگاه من به اقیانوس مردم می‌پیوندم. من در آنجا اشاره کردم که تلقی ایشان از اقیانوس مردم غلط است؛ مفهومش این است که در اقیانوس مردم غرق می‌شوم. مردم نشان دادند که معمولا منافع و مصالح نظام آن‌چنان برایشان مهم است که اگر کسی بخواهد نظام را به چالش بکشد مردم در مقابلش قرار می‌گیرند.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از فردا: در آستانه انتخابات ریاست جمهوری یازدهم و با نزدیک شدن به موعد اعلام موضع شورای نگهبان در مورد صلاحیت کاندیداها، در مورد فضای پیش روی انتخابات و نامزدهای کنونی با محمد خوش چهره گفتگویی انجام دادیم که مشروح آن از نظر شما می‌گذرد.
:: یکی از مهم‌ترین بحث‌ها برای انتخاب رئیس‌جمهور بعدی، نگاه صحیح به نقاط ضعف و قوت رئیس‌جمهور کنونی است. شما چه ارزیابی از عملکرد و گفتمان آقای احمدی‌نژاد دارید؟
من در جمع کثیری از طلاب مدرسه معصومیه قم حدود شش هفت سال پیش اشاره کردم که نگرانی من از دولت نهم این است که رئیس‌جمهور بسیاری از آرمان ها، اهداف، شعارها و مفروضات انقلاب و نظام را تحت عنوان یک گفتمان مطرح کرده است. بنابراین من نگرانیم آن بود که ببینیم آیا اینها مبتنی بر یک باور بوده یا مصادره شده است. مصادره عملی است که اکثر سیاستمدارها برای جذب آرا و سوار شدن بر قدرت به آن مبادرت می‌کنند. حدسم این بود که باید دید اینها مصادره است یا باور است، موضوع مهم این است که یک باور سطحی بوده یا یک درک و باور عمیق است؟ یعنی مثلا از شعار عدالت یک تلقی از عدالت هست بدون اینکه درک و عمق آن وجود داشته باشد. بعد اشاره کردم که یکی از مثال‌هایش همین عدالت است. اگر درک صحیحی از عدالت نباشد، بسیاری از اقدامات بی‌عدالتی می شود و به تشدید نابرابری ها منجر خواهد شد، که متاسفانه در خیلی از کارها این گونه بوده؛ مثل بی‌عدالتی در انتصابات، تخصیص منفی امکانات و امثالهم. بنابراین به نظر من این نکته از نقاط ضعف خیلی مهم دولت بود. خیلی از مطالب گفته شده چه در حوزه تدین ـ به اصطلاح ارزش‌ها و باورهای مذهبی ـ که بعدها از آن به عنوان جریان انحرافی یاد شد، چه در مورد تمکین و ولایت مداری، چه در عمل خلاف آن که در این اواخر دیده شد، همه اینها نشان می‌داد که یک شکاف معنی‌دار بین آن چه که گفته شده و آنچه که حقیقت دارد، وجود داشته است. این یک نقطه ضعف برجسته دولت است که متاسفانه با گذشت زمان بروز کرد.
البته خیلی از اهل فن می‌توانستند اینها را از همان سال‌های اول ببینند. من در صحبت‌های حضوری قبل از شروع دولت متوجه برخی محصورها شدم و برای همین کناره‌گیری کردم. از این رو نقطه ضعف مهم را باید در این الگو دید؛ مخصوصا الگویی که به اسم ارزش و انقلاب آمده است. حتی من در آن سخنرانی اشاره کردم این‌قدر که من نگران این دولت هستم، نگران هیچ دولتی بعد از انتخابات نبوده‌ام. علی‌رغم اینکه من منتقد هرگونه انحرافاتی که از اولین دوره بعد از جنگ داشتیم، هستم و اشاره کردم که اشکال عمده‌ای که بر آن دولت‌ها گرفته می‌شد سکولاریسم بود و بعضی از اختلالاتی که مفهومش جدایی دین از سیاست بود. ولی من معتقد بودم، این ضعف باورها اگر بروز کند، بحث لائیک می‌شود و در حقیقت تضعیف دین و دین گریزی خواهد شد، حتی ممکن است در جامعه به غلظت برسد و به دین ستیزی در بعضی از گروه‌ها و جریان‌ها منجر بشود؛ که متاسفانه این پیش‌بینی‌ها تحقق پیدا کرد.
آخرین نکته ای که من به عنوان نقطه ضعف دولت می‌گویم به نحوه مدیریت مدیران برمی‌گردد. آفت مدیران ـ به ویژه مدیران استراتژیک ـ این هست که باورها و سلایق شخصی خودشون را اساس تصمیم گیری قرار بدهند؛ به عبارت دیگر بدون یک فکر و باور و سلایق شخصی در بستر کار کارشناسی تائیدیه بگیرد، اساس تصمیم‌گیری شود. که متاسفانه این نوع مطالب را ما به کرات شاهد بودیم و ایده‌هایی که خلق‌الساعه باعث تصمیم‌گیری در سیاست‌های پولی، مالی، تجاری و غیره شد. مثلا تخصیص هزار متر باغ و زمین به هر نفر ناپختگی است.
بنابراین مجموعه ای از این نکات که طولانی‌تر از حرفایی که زدم نیز می‌تواند باشد. نکاتی که رهبری در اولین توصیه هایی که به ایشان و دولت داشتند نیز قابل توجه است که تحقق یافت؛ توصیه به خدمت و توجه به رضای خداوند متعال و پرهیز از مطالبی مثل خودشیفتگی که متاسفانه شاهدش بودیم. به هر حال بحث‌هایی نظیر سخت‌کوشی، پرکاری و امثالهم را می‌توان در ستون مثبت قرار داد، اگرچه خود پرکاری قابل تحلیل بوده و باید گفت پرکاری با کار زیاد کردن متفاوت است. از مدیران استراتژیک انتظار نیست مثل یک کارگر ساختمانی که روزی 12 ساعت کار می‌کند یا مثل کشاورزی که روزی 14 ساعت بیل می‌زند، کار فیزیکی انجام دهد. بلکه تصمیمات مدیران استراتژیک چون هزینه و بار ملی خواهد داشت و تاوان خطاهایش را مردم می‌دهند، قطعا انتظار این است که منطقی برای میزان به‌کارگیری گرو‌های جسمی داشته باشد. چون به هر حال بدن نیازهای حیاتی دارد و اگر خواب مناسب و تغذیه مناسب نداشته باشد، قطعاً روی تصمیم‌گیری‌هاش اثر می‌گذارد. البته استثناهایی هم می‌شود داشته باشد. مثلا گفته می‌شود که ناپلئون در طول روز سه ساعت بیشتر استراحت نمی‌کرد و معمولا با استراحت‌های کوتاه تجدید قوا می‌کرد. به هر حال من الان نمی‌توانم قضاوت کنم که آقای احمدی نژآد از نظر جسمی مصداق افراد استثنائی بوده یا تلاش می‌کرده که پرکار باشد؛ به هر حال پرکاری ضمن اینکه نتیجه‌اش مهم هست، ولی باید دید که به عنوان یک رویه که اگر موجب ضعف و خستگی بشود باز جای تأمل دارد.
:: همان‌طور که مستحضرید، هفته گذشته، آقای رحیم‌مشایی هم به جرگه نامزدهای ریاست جمهوری پیوست. با توجه به اینکه شورای نگهبان به زودی نتیجه صلاحیت ایشان را هم اعلام خواهد کرد، به نظر شما عملکرد آقای احمدی‌نژاد در برابر نظر احتمالی شورای نگهبان چه خواهد بود؟
همه احتمالات ممکن هست، منتهی سوال بعدی این خواهد بود که پیامدهای این رخدادها چه می‌تواند باشد. به هر حال همه این احتمالات را قائل هستم و معتقدم که این تصمیم برای ثبت نام با توجه به این سناریوها بوده است. یعنی سناریوهای غرب، سناریوهای رد صلاحیت، سناریوهای مقابله با این شرایط، کما اینکه یکی از خبرگزاری‌ها  از من سوال می‌کرد که رئیس جمهور تاکیدی داشته که اگر چه و چه بشود آنگاه من به اقیانوس مردم می‌پیوندم، یعنی عبارتی تحت عنوان اقیانوس مردم را به کار برده است. من در آنجا اشاره کردم که تلقی ایشان از اقیانوس مردم غلط است؛ مفهومش این است که در اقیانوس مردم غرق می‌شوم. مردم نشان دادند که معمولا منافع و مصالح نظام آن‌چنان برایشان مهم است که اگر کسی بخواهد نظام را به چالش بکشد مردم در مقابلش قرار می‌گیرند. این تجربه‌ای بود که از اول انقلاب حتی در دوره بعضی از روسای جمهور رخ داده است، بنابراین باید دید کدام سناریوها را محتمل می‌دانیم.
:: از سوی دیگر، آقای هاشمی رفسنجانی هم اعلام کاندیداتوری کردند. به نظر شما حضور ایشان با عدم گردش نخبگان و بازگشت به سالیان دوران سازندگی برابر نخواهد بود؟
هنوز برای قضاوت زود است. ببنید نکات متعددی در حضور ایشان وجود دارد که اگر بعضی از جنبه‌ها شفاف شود، قضاوت‌ها منطقی‌تر خواهد بود. آن چیزی که الان در سطح نخبگان دانشگاه گفته می‌شود و این بخشش هم درست است که قطعاً آمدن چهره‌هایی با سلایق سیاسی مختلف که سبد رأی دارند، به آن شعار سال که حماسه سیاسی است تحقق می‌بخشد و حماسه سیاسی هم با یک مشارکت بالا صورت می‌گرد. من تاکید مقام معظم رهبری را در 2 خرداد به یاد دارم که آنچه که از انتخاب رئیس جمهور که منظورشان آقای خاتمی بود مهم‌تر است، شور و درصد بالای مشارکت بود.
همان‌طور که شما اشاره کردید نکته مهم این است که افرادی که خط مشی‌هایی داشتند ـ مثلاً در حوزه اقتصاد که من خودم منتقدش بودم که به یک نوعی به شکاف طبقاتی منجر شد ـ آیا هنوز بر آن باورها هستند یا خیر. اگرچه آن اشکالاتی که در زمان دوره سازندگی مطرح می‌شد، متأسفانه با کارکردهای بسیار نامناسب در دوره‌ای که به اسم عدالت و مهرورزی و با شعارهای انقلابی بود در حقیقت برای آنها یک جریان تطهیرکننده شد. یعنی مثلا اگر اختلاف طبقاتی داشتیم، در آن دوران این اختلاف به شدت تشدید شده است، اگر اشرافی‌گری داشتیم، باز تشدید شده است، اگر فساد مالی داشتیم، باز هم تشدید شده است. مثلاً فساد شهرام جزایری یک رقم چند ده میلیاردی بود، ولی فساد جاری بیش از سه هزار میلیارد تومان بود.
از آنجایی که حرف آخر را مردم می‌زنند و اگر به نظرسنجی‌ها استناد کنیم، خواهیم دید مردم چهره‌هایی را که انتخاب می‌کنند کارآمدی آنها ثابت شده باشد، از جمله آقای قالیباف و دوستانی نظیر این‌ها. اگر نگاه کنید جواب انتخاب را میبینید که مردم یا جامعه به نحوی برای جبران خسارت ها و اختلالاتی که ایجاد شده است، دنبال راه حل می‌گردند. اسفندماه سال گذشته، در مصاحبه‌ای راجع به نیامدن خودم به عرصه انتخابات اشاره کردم که من کاندیداتوری خودم را تکذیب می‌کنم؛ و در آنجا مطلبی که بخشی از آن مزاح و بخشی واقعیت بود را مطرح کردم که در این شرایط هر کسی بیاید یا دیوانه است یا عاشق! دیوانه به این مفهوم که عمق مشکلات و مسائل را درک نکرده است که آمده و عاشق به این معنا که اگر فرد کاردانی برای کمک به نظام و انقلاب و در حقیقت با معیار رضایت خداوند متعال بیاید، ما باید این ها را تشویق کنیم.
:: پس معیار کارآمدی و برنامه‌محور بودن مهم خواهد شد؟
قطعا چه شورای نگهبان در مراحل اولیه خودش و چه نخبگان و رسانه های مطالبه گر باید برنامه بخواهند که جنبه های اعتلای کشور مورد تاکید باشد. اکنون بعضی از کاندیداها خیلی تحت برخوردهای ناپخته و موهن یا جسارت آمیز قرار گرفتند.   کسانی که الان می‌آیند و در صدر قرار می‌گیرند، باید یکی از نکات‌شان این باشد که فضا برای تسویه حساب‌های شخصی ایجاد نشود. نظام و شرایط کشور ما به یک فضای همدلی و فضایی نیاز دارد که بتواند با یک ضریب بالایی که مشکلات پیچیده را حل کند.
بنابراین ما قبل از اینکه بخواهیم جنبه‌های سلبی و منفی کاندیداهای مطرح فعلی را ببینیم باید فرض کنیم که این چهار پنج نفر در صورت موفقیت یا عدم موفقیت، از ظرفیت های هم استفاده کنند و در حقیقت مثل خیلی از جاها که اخلاق حاکم است جنبه‌های مثبت را به رقابت بگذارند. اما متأسفانه بداخلاقی که از دوره قبل پیش آمد، و متأسفانه خیلی‌ها با سکوت‌شان، با غفلت و جهالت‌شان در قالب تاییدشان، بداخلاقی‌ها و انحراف‌هایی که شایسته جمهوری اسلامی را نبود را ایجاد کردند. نفی رقیب و تلاش برای تخریب او و اثبات خود از این طریق و آن جملاتی که تحت عنوان بگم بگم مطرح شد، بداخلاقی‌هایی بود که در آن دوره مشاهده کردیم.
:: شما فرمودید که کاندیداهای ریاست جمهوری آتی یا دیوانه اند یا عاشق به معنای واقعی! حالا با توجه به روشن شدن وضعیت کاندیداها، به نظر چند درصد آنها عاشقند؟!
سوال خیلی خوبی بود، والله علیم بذات الصدور. اما جدا از آن، ماهیت آنها نمی‌شود پی برد، اما به هر حال باید در بحث‌های انتخاباتی این مسأله روشن شود. چون من معتقدم در چهار سال پیش رو، تمام تلاش‌ها باید در جهت رفع اختلال‌های صورت گیرد. از این چهار سال، می‌توان به عنوان دوره بازسازی و عادی سازی نام برد. یعنی انقدر اختلالات در حوزه های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، بین الملل و غیره پیش آمده است که عادی‌سازی و بازسازی‌اش تمام وقت یک دوره را می‌گیرد




موضوع مطلب :
سه شنبه 92 اردیبهشت 31 :: 6:44 صبح ::  نویسنده : علیرضا احسانی نیا

آیت الله مکارم شیرازی،در دیدار جمعی از اساتید حوزه علمیه قم
از آغاز نشانه‌های انحراف را در این جماعت دیدم
من در هر جا که افراط گرایی را دیده ام در مقابل ان ایستادگی کرده ام تا جایی که در همین سالهای اخیر هم برخی اشاره کردند که این اقدامات برای شما هزینه دارد ، ولی من پاسخ دادم که آبرویی از امام عصر عج گرفته ام و می خواهم آن را تقدیم محضر ایشان بکنم.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از فردا: حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی با بیان این که اساس اسلام بر اعتدال و پرهیز از افراط و تفریط است و خداوند متعال نظام تکوین و تشریع را بر همین اصل اعتدال و میانه روی بنا نهاده است، گفت: ما درطول انقلاب از افراط‌گرائی و تفریط‌گرائی ضربه‌های بسیاری خورده‌ایم و در سال‌های اخیر هم این گروه‌ها از بیرون و درون تلاش کرده‌اند که حوزه را تحت تاثیر قرار دهند.
 آیت الله مکارم شیرازی،در دیدار با جمعی از اساتید و نویسندگان برجسته حوزه علمیه قم افزود: البته در حوزه های علمیه اکثریت با اهل اعتدال و عقلانیت است ولی این گروه های اندک و تندرو با هیاهو و جنجال سعی می کنند که دیگران را منزوی و خاموش کنند.
وی افزود: من در هر جا که افراط گرایی را دیده ام در مقابل ان ایستادگی کرده ام تا جایی که در همین سالهای اخیر هم برخی اشاره کردند که این اقدامات برای شما هزینه دارد ، ولی من پاسخ دادم که آبرویی از امام عصر عج گرفته ام و می خواهم آن را تقدیم محضر ایشان بکنم.
آیت الله مکارم خطاب به اساتید حاضر در جلسه تاکید کرد: شما هم باید فعال تر باشید و با انسجام و دعوت از دیگر فضلای حوزه، صدای خود را بلندتر کنید تا معلوم شود که اعتدالیون حوزه در اکثریت هستند.
وی با اشاره به مشکلات سالهای اخیر کشور، اظهار داشت: همین وضعیت فعلی که ما بدان گرفتار شدیم و خسارت های اخلاقی و فرهنگی و همچنین اقتصادی و سیاسی به بار آورد،  به دلیل حسن ظن های افراطی بود و متاسفانه هر چه مراجع حوزه تذکر دادند مورد توجه قرار نگرفت. من از همان آغاز، نشانه های افراط گری و انحراف را در این جماعت دیدم و به خود آنها هم توصیه کردم که افراد معتدل و متفکر و دلسوز که تعداد آنها هم کم نیستند در اطراف خودتان جمع کنید و در این فرصت به مردم و کشور خدمت کنید، ولی گوش نکردند.
این مرجع تقلید با اظهار این که متاسفانه برخی به بهانه اینکه ما از اصلاح امور مایوس هستیم، از انجام تکلیف شانه خالی می کنند، گفت :ما باید با امیدواری و جدیت و در حد توان به اصلاح امور بپردازیم و اگر چنین نکنیم افراد افراطی و پرسرو صدا بر همه امور مسلط می شوند و و اهل اعتدال و خرد را هم به حاشیه می رانند.
آیت الله مکارم شیرازی در پایان ضمن بیان این که ما باید اعتراف کنیم که در برخی اوقات محافظه کاری کرده ایم و دیر به صحنه آمده ایم، تاکید کرد: من ضمن قدردانی از اقدامات شما، توصیه می کنم که با بدنه فضلا و اساتید حوزه که قاطبه حوزویان هستند ارتباط برقرار کنید و صدای اعتدال و میانه روی را که از توصیه های اکید اهل بیت (ع) است به گوش دیگران برسانید.
لازم به ذکر است در ابتدای این دیدار چند تن از اساتید حاضر با ارائه گزارشی از پیگیری های انجام شده، به بیان دیدگاه های خود در شرایط کنونی پرداختند و از حضرت آیه الله مکارم شیرازی درخواست کردند که در این شرایط حساس رهنمودهای لازم را در خصوص رسالت حوزه بیان فرمایند.
لازم به یاداوری است چندی پیش 42 تن از اساتید و نویسندگان معروف حوزه با انتشار بیانیه ای به ارائه دیدگاه های خود خطاب به رئیس جمهوری اینده پرداختند و ضمن تاکید بر رعایت اعتدال، عقلانیت و اخلاق اسلامی، به نقد شرایط موجود کشور از ابعاد اخلاقی، فرهنگی و اقتصادی پرداختند




موضوع مطلب :

جانباز «احمد زنگی‌آبادی» پس از گفت‌وگو با دبیرکل سازمان ملل، او را چنان تحت تأثیر قرار داد که بانکی‌مون سخنان خود را در مراسم افتتاحیه سومین کنفرانس بازنگری کنوانسیون منع سلاح‌های شیمیایی در لاهه تغییر داد.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از فارس: در ابتدای سال جاری، سومین کنفرانس بازنگری کنوانسیون منع سلاح‌های شیمیایی در لاهه هلند با حضور نمایندگان کشورها و دیپلمات‌ها برگزار شد؛ در این کنفرانس جمعی از جانبازان شیمیایی در دوران دفاع مقدس و محققان ایرانی در بین نمایندگان حدود 88 کشور حضور یافتند.
یکی از همین شرکت کنندگان، جانباز شیمیایی 70 درصد «احمد زنگی‌آبادی» بود که پس گفت‌وگوی وی و درخواست این جانباز، بانکی‌مون دبیرکل سازمان ملل تحت تأثیر قرار گرفت و سخنان خود را در افتتاحیه تغییر داد.
احمد زنگی‌آبادی در خصوص نحوه مجروحیت خود می‌گوید: بنده در اواخر سال 1362 در جزایر مجنون شیمیایی شدم که اثرات آن کم بود. در 23 فروردین 1363، در حاشیه هورالعظیم صدام منطقه را به شدت بمباران شیمیایی کرد؛ حدود ساعت 4 عصر بمباران شروع شد؛ آفتاب که رفت، بمباران قطع شد.
وی ادامه می‌دهد: از ساعت 10 شب همان روز عوارض بیماری از جمله ریزش اشک، سوزش چشم، حالت تهوع و دل درد غیرقابل تحمل خودش را نشان داد؛ همان شب به اورژانس رفتم؛ گفتند: «وحشتناک شیمیایی شدی و دیر آمدی» به هر حال درمان شروع شد؛ تا یک ساعت به هوش بودم و لباسم را عوض کردم؛ بعد از ساعتی از هوش رفتم و تا 40 روز در کما بودم. درمان من 4 ـ 5 دوره طول کشید. در واقع بنده جزو مجروحان اولیه شیمیایی هستم. مدتی وضعیت جسمی‌ام خوب بود؛ گاهی تنگی نفس می‌گرفتم تا اینکه بعد از 10 ـ 15 سال عوارض  سوزش چشم و مشکلات حاد تنفسی آغاز شد.
این جانباز دفاع مقدس درخصوص حضور در سومین کنفرانس بازنگری کنوانسیون منع سلاح‌های شیمیایی در لاهه، می‌گوید: انجمن‌ها در سازمان منع سلاح های شیمیایی (OPCW) مورد توجه هستند؛ در آن کنفرانس کرسی مشورتی بود که از اولین روز افتتاح تا آخرین روز، جلسات کارشناسی برگزار می‌شد؛ در کنار این کنفرانس نمایشگاه هنری برپا شد که روی سیاسیون تأثیر داشت.
وی بیان می‌کند: در لحظات اول افتتاح کنفرانس، بانکی‌مون با بنده و آقای تقی‌پور مسئول موزه صلح تهران جانباز قطع دو پا صحبت کرد، او را تشویق کرد و گفت: «بایستید و کارتان را انجام دهید». من در رابطه با مشکلی که داشتم با او صحبت کردم او هم تحت تأثیر قرار گرفت؛ این در حالی است که در هیچ‌کدام از این کنفرانس‌ها اسمی از مصدمان شیمیایی ایران برده نشد اصلاً قبول نمی‌کردند که ما مصدوم شیمیایی هستیم؛ به نوعی بایکوت شده بودیم؛ عملاً دبیرکل سازمان ملل آمد و گفت: «ما مصدمین شیمیایی ایرانی را در جنگ ایران و عراق دیدیم که با استفاده عراق از سلاح‌های شیمیایی، مصدوم شدند» در واقع او خواسته درونی خودش را با تغییر متن سخنرانی اعلام کرد.
زنگی‌آبادی یادآور می‌شود: دکتر خاطری و آقای تقی‌پور در این کنفرانس صحبت کردند و گفتمان هنری «نسرین تقی‌پور» تأثیر زیادی در دیده شدن مصدومان شیمیایی در لاهه داشت؛ نمایندگان 88 کشور در این نمایشگاه حضور یافتند و این کار هنری برای آنها جاذبه داشت که از دیدگاه هنر هم به این مسئله توجه شده است. در سال‌های گذشته با توجه به موضع سیاسی که کشورها نسبت به ایران داشتند، حتی به تصاویر مصدومان شیمیایی ایران، بی‌توجه بودند اما در این دوره از حضور، ابتدا نمایشگاه و کارهای هنری را ارائه دادیم، بعد نمایندگان کشورها از ما پرسیدند از کجا آمدید؛ یعنی در ابتدا تأثیر گذاشتیم و بعد آنها فهمیدند ما ایرانی هستیم؛ یعنی توانستیم با هنر، نگاه جدید و منظور خود را برسانیم. این نمایشگاها از روز دوشنبه 19 فروردین در حاشیه سومین کنفرانس بازنگری سازمان منع سلاح های شیمیایی (OPCW) به مدت 10 روز برپا شده بود.
زنگی‌آبادی این جانباز دفاع مقدس مطالبی را در کنفرانس لاهه بیان کرد، مشروح آن در ادامه می‌آید:
خدمت خانم‌ها و آقایان سلام عرض می‌کنم من «احمد زنگی‌آبادی» یکی از قربانیان سلاح‌های شیمیایی هستم. من در تاریخ 9 آوریل 1965 متولد و در تاریخ 12 آوریل 1984 مصدوم سلاح‌های شیمیایی شدم و در 18 آوریل 1991 ازدواج کردم؛ این سه اتفاق‌ مهم در زندگی من مصادف شده است با آوریل 2013 که خدمت شما هستم.
مشکلات جسمی من به سه قسمت تقسیم می‌شود:
1 ـ بیماری چشمی که در اثر سلاح‌های شیمیایی توسط بمب‌های دولت سابق عراق باعث ذوب شدن قرنیه هر دو چشم شده که نهایتاً به فردی کم‌بینا و نابینا تبدیل شدم در مارس 2007 روی چشم راستم پیوند سلول‌های بنیادی انجام شد و یک سال بعد چشم چپ پیوند زدم؛ در ضمن قبلاً سه نوبت عمل چشم انجام دادم؛ در حال حاضر تا حدودی دردهای شدید چشمی کمتر و بینایی بهتر شدم.
2 ـ بیماری تنفسی مزمن ریه سپتامبر 2007 با رفتن حدود یک ماه در کما شروع شد و یک سال بعد باز هم در اواخر سپتامبر 2008 مجدداً حدود 10 روز به کما رفتم و در حال حاضر بیماری خیلی شدید ریوی دارم؛ بنده کاندید پیوند ریه هستم و امیدوارم هیچ موقع این پیوند که در حقیقت با مرگ یک فرد دیگر زندگی اینجانب ادامه یابد، صورت نگیرد.
همان طوری که می‌بینید در هر شرایط باید دستگاه اکسیژن‌ساز همیشه همراه من باشد؛ چراکه در حال حاضر اکسیژن خون من 81 است و ضربان قلبم 134 در دقیقه است که بسیار بد است.
مشکلات تنفسی، عفونت‌های مکرر ریه، تنگی نفس، سرفه‌های زیاد شب‌ها در خواب و احساس خفگی در زیر آب دارم که بسیار سخت است و ترس از این موضوع مانع خواب و استراحت من شده است.
3 ـ با توجه به آب و هوای خشک ایران، بیماری پوستی ناشی از شیمیایی، بیشتر شده است؛ معمولا پوست خشک و خشن داریم و خارش های مکرر باعث زخم پوست می‌شود و اگر درمان نشود، زخم‌ها عفونت کرده و مشکلات بیشتر ایجاد می‌کند.
این سه مشکل اساسی بسیار طاقت‌فرسا بوده اما برای من قابل تحمل است و نگرانی جدی اینجانب و دیگر جانبازان شیمیایی امحا کردن سلاح‌های شیمیایی و هسته‌ای و سلاح‌های DU و باقی ماندن 30 درصد از سلاح‌های شیمیایی که قرار بوده تا پایان سال 2012 امحا شود، امیدوارم چند کشور دیگر به OPCW ملحق شوند و این خواسته جدی و جهانی ما است.
بنده طی دو سال گذشته به صورت داوطلب با موزه صلح تهران وابسته به انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی، ارتباط دارم؛ حدود 20 کیلومتر از بالاترین نقطه تهران به مرکز شهر تهران با آن آلودگی شدید هوا می‌روم تا با هدف صلح و دوستی با جوانان و مردم کشورم و دیگر مهمانان خارجی ارتباط داشته باشم.




موضوع مطلب :
1   2   3   4   5   >>   >   
پیوندها
لوگو
در این وبلاگ فقط اخبار و تحلیل های سیاسی،...فراجناحی را می خوانید که می تواند مورد تایید ما و یا مورد تایید ما نباشد...