سفارش تبلیغ
صبا
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
درباره وبلاگ


در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
صفحات وبلاگ
نویسندگان
حمید فرخ نژاد

برخی از مدعیان اصلاحات و سلبریتی‌ها و نمایندگان فراکسیون امید در اقدامی سخیف و البته مسبوق به سابقه، با استدلال‌های پوچ به دفاع تمام قد از اراذل و اوباش جنایتکار پرداختند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از مشرق، دوشنبه‌شب عده‌ای از اراذل‌واوباش در پوشش دراویش و به بهانه آزاد کردن فردی که به اتهام سرقت و با شاکی خصوصی دستگیرشده بود، با رفتاری داعش گونه 5 تن از نیروهای انتظامی و بسیجی را به شهادت رسانده و بیش از 30 مأمور پلیس را مجروح کردند.

  

این اراذل‌واوباش همانند داعش با اتوبوس و خودرو، فرزندان این ملت را به زیر گرفته و با قمه و سنگ و چماق و پاره‌آجر و تفنگ ساچمه‌ای به حافظان امنیت حمله‌ور شده و آنان را مظلومانه به شهادت رساندند. این غائله درنهایت با دستگیری 300 تن از اغتشاشگران پایان یافت.

  

این رفتار وحشیانه و به شهادت رسیدن مظلومانه حافظان امنیت کشور قلب هر انسان آزاده‌ای را به درد آورد. اما برخی از مدعیان اصلاحات و سلبریتی ها و نمایندگان فراکسیون امید در اقدامی سخیف و البته مسبوق به سابقه، با استدلال های پوچ به این موضوع واکنش نشان دادند.

تناقض آشکار!
صادق زیباکلام که ید طولایی در دفاع از مفسدین اقتصادی، جاسوس ها و اغتشاشگران دارد و به تناقض گویی مشهور است، در واکنش به رفتار وحشیانه اراذل و اوباش و به شهادت رسیدن مظلومانه حافظان امنیت کشور در توئیتی نوشت: «مشکل دراویش گنابادی چیست؟ دراویش گنابادی همچون دراویش نعمت اللهی، ذهبییه، پیربسطامی و سایر دراویش نه «تبلیغ علیه نظام» کرده‌اند، نه «تشویش اذهان عمومی» و نه مرتکب «جاسوسی»یا «اقدام علیه امنیت کشور» شده‌اند.جرم واقعی آنها که ازهمه اینها بدترمی‌باشد: تمکین نکردن از قرائت حکومتی ازمذهب است».

  

این اظهارنظر زیباکلام با واکنش منفی فعالان فضای مجازی مواجه شد.

  

یکی از فعالان فضای مجازی در واکنش به اظهارنظر تأمل برانگیز زیباکلام نوشت: «یک قرائت هم هست که جنایت و ناامنی را مباح می داند. دواعش و دراویش و ری‌استارتیها و فتنه‌گران از همین قبیل‌اند. از فساد اقتصادی تا تروریسم، هرجا دفاع از خیانت است، نام زیباکلام می درخشد!».

  

دفاع تمام قد زیباکلام از اراذل و اوباش و این ادعا که جرم دراویش صرفا تمکین نکردن از قرائت حکومتی از مذهب است، در حالی است که وی در سال 90 با حمایت از نظام سرمایه‌داری در آمریکا گفت که معترضان وال‌استریت به خاطر اینکه سدمعبر کرده‌اند باید بازداشت شوند.

  

زیباکلام در گفتگویی در پاسخ به این سوال که:«شما اعتقاد دارید در آمریکا و غرب به راحتی مردم اجازه اعتراض دارند اما مشاهده می‌کنیم پلیس و نیروهای امنیتی این کشورها برخوردهای خشونت‌آمیزی با معترضان دارند»، گفت:«اتهامی که به متهمان بازداشت شده ]وال استریت[ وارد است، سدمعبر بوده و واقعاً هم این معترضان سدمعبر کرده بودند و خیابان‌ها و پل‌ها را بسته بودند و این اتهام سدمعبر به معترضان از نظر من وارد است».

سلبریتی بازی با خون!

«حمید فرخ نژاد» از بازیگران سینما و «خودکارشناس پندار در همه امور» در توئیتی تأسف برانگیز نوشت: «متاسفانه دیشب به دلیل اشراف منزلم به گلستان هفتم شاهد درگیری گسترده در این محل بودم، شهادت میدم اگر درایت نیروی انتظامی نبود، ماجراجویی آقایان لباس شخصی و عصبانیت دراویش منجر به فاجعه‌ای با تلفات انسانی بالا می‌شد، تشکر می‌کنم از عملکرد عاقلانه و حرفه‌ای نیروی انتظامی و تسلیت میگم به خانواده نیروهای از دست رفته ناجا،کاش عقلای هر دو طرف نقش پررنگ‌تری برای جلوگیری از این دست برخوردها ایفا می‌کردند».

  

وی در توئیت دیگری هم نوشت: «دیشب از ساعت 9 شب تا 5 صبح از نزدیک شاهد اتفاقات ناگواری بودم که واقعا دردناک و غم انگیز بود.حجم دود و آتش و گاز اشک‌آور و فحش و فریاد بسیار زیاد بود و در دو طرف میدانی که شبیه جبهه‌های جنگ بود آدمهایی با سلاح‌های سرد و با خشم فراوان فریاد می زدند. عده ای حیدر حیدر می‌گفتند و عده ای علی علی، مطمئنم هرکدام دلایل بسیاری داشتند که خود را به حق بدانند و خون طرف مقابل را مباح. اینکه کدام جبهه بر حق بود و کدامیک ناحق منظور نظر من نیست...»

  

این سلبریتی هیچ تفاوتی میان اراذل و اوباش قمه‌کش و حافظان امنیت کشور قائل نشده و با طعنه و کنایه، تقلا کرده تا نیروهای جان بر کف بسیجی را همسان با اراذل و اوباش داعشی معرفی کند. غافل از اینکه اگر همین نیروهای مخلص نبودند، امثال این سلبریتی هیچگاه فرصت نمی‌کرد تا با فراغ بال بر روی کاناپه نشسته و توئیت بازی کند.

وکیل مدافع داعش!

محمدجواد فتحی، عضو فراکسیون امید و نماینده مردم تهران در مجلس نیز با اشاره به انتشار فیلمی از محمد ثلاث، راننده‌ اتوبوسی که در اقدامی وحشیانه و با تقلید از جنایت‌های داعش، از روی فرزندان این ملت رد شد و آنان را به شهادت رساند، گفت:«آن‌چه در فیلم پخش‌شده از درویش گنابادی بر تخت بیمارستان مشاهده می‌شود، حکایت از ضرب و جرح شدید او می‌کند که اگر توسط ضابطین صورت گرفته باشد، دادستان محترم باید نسبت به تعقیب مأمورین متخلف اقدام کند و اگر توسط مردم عصبانی تحقق یافته باشد باید مأمورینی که قدرت ممانعت داشتند و اقدام نکردند مورد بازخواست قرار گیرند. باید بتوان به نیروی انتظامی برای حفظ امنیت متهم اعتماد کرد». این نماینده مجلس بجای آنکه این اقدام جنایتکارانه را محکوم کند،خون به دل خانواده‌های شهدا کرده و به دفاع تمام قد از یک جنایتکار می پردازد.

 

کدام منطق و عقلی می پذیرد که وقتی یک جنایتکار با نهایت قساوت، حافظان امنیت و نظم کشورمان را با اتوبوس به زیر می‌گیرد، بجای دفاع از مظلوم، به دفاع تمام قد از جنایتکار داعشی بپردازیم؟!

 برای وقتی دیگر

فرقی نمی کند که استاد دانشگاه باشی، یا بازیگر یا نماینده مجلس، وقتی توانایی تشخیص بدیهیات را نداری و نمی‌توانی و یا نمی‌خواهی حق را از باطل تشخیص دهی، پس بهتر است زحمت اظهارنظر کردن به خودت ندهی. اکنون 5 خانواده داغدار است. خون به دل این خانواده‌های عزیز نکنید. سلبریتی بازی و سیاسی کاری را بگذارید برای وقتی دیگر.



موضوع مطلب : خوش رقصی حمید فرخ نژاد, خوش رقصی, صادق زیباکلام
دادستان کل کشور

حجت‌الاسلام منتظری گفت: دشمنان از هر پوششی استفاده می‌کنند؛ برخی مواقع در پوشش و لباس دراویش ورود می‌کنند، برای این مهم مدرک داریم که جلساتی در آمریکا برگزار شده است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از مشرق، در مراسمی که ظهر امروز برای تودیع دادستان بندرعباس برگزار شد حجت‌الاسلام محمدجعفر منتظری دادستان کل کشور با آرزوی توفیق برای دادستان جدید، اظهار داشت: امیدوارم مجموعه تلاش دستگاه قضا در هرمزگان سبب ارتقای امنیت در استان و منطقه برای مردم باشد.

بیشتر بخوانید:

جزئیات جدید از اغتشاشات خیابان پاسداران به روایت سردار کوثری

وی افزود: برای دادستان‌ها چند امر در اولویت قرار دارد و یادآوری می‌کنم، یکی از بزرگترین مقوله‌هایی که در همه حوزه‌های زندگی نقش دارد، امنیت است.دادستان کل کشور تصریح کرد: امنیت هم در قرآن و هم لسان روایات و فرمایشات معصومین آمده است که از اسناد محکم و مسجل است.

منتظری ادامه داد: دو نعمت وجود دارد که مکفور است، برای مردم  چنان معرفی نشده است که نخستین این نعمات امنیت است، اگر امنیت باشد رشد مردم و جامعه تسریع خواهد یافت.

وی با تأکید بر اینکه امنیت سبب رشد و پیشرفت خواهد شد، مطرح کرد: پایه نخست امنیت مردم هستند، در مقابل کسانی هستند که در جایگاه دشمن ملت و نظام با تشکیل اتاق فکر و هزینه‌های کلان به دنبال گرفتن امنیت مردم  تلاش می‌کنند.

دادستان کل کشور توضیح داد: اطلاعات قابل توجه و مستندی داریم که دشمن برای از بین بردن امنیت در کشور، سرمایه‌گذاری کرده است، یک نمونه از این سرمایه‌گذاری‌ها، جریان داعش بود که با حمایت استعمار و دلارهای شیوخ طراحی کردند که با ایستادگی ایران و جوانان ما مواجه شدند، البته آنها هنوز دست بر نداشته‌اند.

منتظری تبیین کرد: دشمنان از هر پوششی استفاده می‌کنند؛ برخی مواقع در پوشش و لباس دراویش ورود می‌کنند، برای این مهم مدرک داریم که جلساتی در آمریکا برگزار شده و عناصری در این جلسات حاضر شده‌اند و اتفاقات و توطئه‌های امنیتی در کشور را رقم می‌زنند.

وی با بیان اینکه دشمنان نمی‌توانند حضور مردم در دفاع از انقلاب اسلامی را ببینند، گفت: دشمن به دنبال دلسرد کردن ما از نظام و انقلاب است.

دادستان کل کشور با بیان اینکه مسأله نفوذ یکی از مسائلی است که مقام معظم رهبری بر آن تأکید داشته‌اند، گفت: آدم نفوذی آرم و لباس نفوذی ندارد، بلکه در پوششی کاملاً متفاوت و قابل اعتماد وارد عمل می‌شود و به مقاصد شوم خود می‌پردازد.

بیشتر بخوانید:

نشانه‌های همدلی بی‌بی‌سی با آشوبگران خیابان پاسداران

منتظری در خصوص موضوع محیط زیست یادآور شد: با استفاده از اساتید دانشگاه و مدافع حفظ محیط زیست وارد شدیم، از چند ماه قبل این قضیه را رصد کردیم و کارهای خوبی توسط نیروهای اطلاعاتی و امنیتی انجام شد.

دادستان کل کشور افزود: مقام معظم رهبری تأکید فراوانی بر مسأله نفوذ دارند و رئیس جمهور نیز به دلیل بروز برخی اتفاقات در کشور هیأتی متشکل از وزرا را موظف به بررسی این اتفاقات کرد.

منتظری تأکید کرد: انتظار داریم با توجه به مسأله مهم نفوذ و عناصر خائنی که توسط دشمن با ظرافت‌های خاص خود مهره‌چینی شده‌اند نظیر دو تابعیتی‌هایی که برملا نمی‌کنند و البته پیدا کردن‌شان کار سختی است، رئیس جمهور هیأتی را تشکیل دهد تا راه نفوذ سد شود.

 وی در پایان بیان کرد: سربازان گمنام امام زمان(عج)، نیروهای اطلاعات سپاه، وزارت اطلاعات و دستگاه‌های انتظامی ابزار لازم را دارند؛ از رئیس جمهور انتطار می‌رود با مسأله نفوذ به طور جد برخورد کند.




موضوع مطلب :
درباره نامه اخیر احمدی نژاد به رهبری؛ از علنی شدن ضدیت با راه امام (ره) تا یاور شیطان شدن/ چه کسانی دنبال مهندسی انتخابات بودند؟
دلیل برخوردهای منافقانه احمدی‌نژاد چیست؟
 
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از فاش نیوز:باید پرسید کدام سقوط روحی باعث شده با ادبیاتی منافقانه با رهبر انقلاب و جریان حزب اللهی رو به رو شود؛ ادای خیر خواهی دربیاورد و هیزم کش دون پایه ضد انقلاب شود؛ دفاع مظلومانه مدافعان حرم را در برخی محافل زیر سوال ببرد اما در یادواره شهدای مدافع حرم، خود را حامی راه و مرام آنان نشان بدهد؟
از علنی شدن ضدیت با راه امام (ره) تا یاور شیطان شدن/ چه کسانی دنبال مهندسی انتخابات بودند؟ + تصاویر

نامه اخیر محمود احمدی نژاد به رهبر معظم انقلاب با استقبال گسترده محافل ضدانقلاب و غرب نشین روبه رو شده است. این استقبال به گونه ای بوده است که بی بی سی فارسی در چند دقیقه به صورت متعدد به پوشش گسترده و غیرمتعارف خبر این نامه پردخته است.

باوجودی که نامه اخیر احمدی نژاد رد رسانه های رسمی کشور – البته برخی از رسانه های اصلاح طلب هر نوع اقدام احمدی نژاد را با اهداف سیاسی و جناحی از مدت ها قبل به صورت ویژه همواره منتشر کرده اند- چندان مورد توجه قرار نگرفته است.

*علنی شدن ضدیت با راه امام (ره)
 با این وجود مهدی محمدی در کانال تلگرامی خود نوشت: نفی مطلق نظارت شورای نگهبان از سوی احمدی نژاد، علامتی روشن است برای کسانی که تا امروز تصور می کردند مشکل او فقط اعتراض به دستگاه قضا و رفتارش مصداقی از تلاش برای حراست از انقلاب است. آنها که فکر می کردند احمدی نژاد نماینده انقلاب ناب اسلامی است، اکنون باید انتخاب کنند که آیا همکلام شدن با اسراییل و امریکا درباره شورای نگهبان به عنوان ضامن اسلامیت و نگهبان قانون در کشور هم، بخشی از “انقلابی گری” است یا اینکه راز از پرده برون افتاده ‌و ضدیت او با انقلاب اسلامی و راه امام علنی شده است. احمدی نژاد را توان آن نخواهد بود که گردی بر دامن انقلاب اسلامی بنشاند، چه، بسیار بزرگ تر از او در مقابل میراث خمینی و خون شهیدان زانو زده اند، لیکن “غیرممکن شدن نفاق” و “جدا شدن صف ها” را باید مغتنم دانست. برای امثال ما هم دشوار بود -و هم راست بگویم دلمان نمی خواست- به این سادگی تبدیل شدن احمدی نژاد به دنباله رو‌مفسران دست چندم بی بی سی را باور کنیم اما اکنون او کار را راحت کرده است. فقط از باب خیرخواهی عرض می کنم که تا ضدانقلاب های کهنه کار با عمر چند دهه و سواد چند برابر هستند کسی این کپی کاری های عوامانه را به چیزی نخواهد گرفت.

*احمدی نژاد یاور شیطان شده
حمید رسایی نماینده سابق مجلس شورای اسلامی در توئیتر نوشت:
 


 

*اگر انتخابات زودهنگام برگزار کرده بودیم...
مالک شریعتی، فعال سیاسی در توییتر نوشت:

 


 

*خاطره کدخدایی از درخواست خلاف قانون احمدی نژاد
عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان در کانال تلگرامی‌اش درباره درخواست خلاف قانون مقام اجرایی سابق در انتخابات سال 1388 نوشت:
ظاهرا دوشنبه 25 خرداد 88 بعد از ظهر از دفتر رئیس جمهور وقت اطلاع دادند که آقای رئیس جمهور ساعت 21:30 منتظر شماست. تعجب کردم چون ارتباط و رفت و آمدی نداشتم. سوال کردم از دفتر ایشان بپرسند موضوع چیست؟ پاسخ این بود که برخی مسائل روز. علیرغم شلوغی کارها، با مشورت دبیر محترم و در ساعت مقرر به دفتر ایشان رفتم. در دفتر با آقای الهام مواجه شدم. به شوخی گفتم معلوم شد موضوع چیست و  کار، کار چه کسی است؟ اظهار بی اطلاعی کرد. به همراه رئیس جمهور به یکی از  اطاق ها رفتیم.

بعد از تعارفات گفت چرا نتیجه انتخابات را اعلام نمی کنید؟ _منظور اعلام صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان بود_ گفتم هنوز شکایت ها بررسی نشده است و در زمان دریافت و بررسی شکایات هستیم. قطعا بعد از بررسی شکایات، نتیجه نهایی اعلام خواهد شد. اصرار از ایشان که نتیجه را زودتر اعلام کنید و مقاومت از سوی من مبنی بر اینکه تا زمانی که شکایات رسیدگی نشود، امکان اعلام صحت انتخابات  نیست. البته موضوع دیگری نیز مطرح  شد که فعلا از حوصله این متن خارج است. یاد آوری این نکته ضروری است که این نظر از سوی سایر اعضا محترم شورا نه تنها مورد قبول واقع نگردید، بلکه مهلت قانونی رسیدگی به شکایات با موافقت رهبر معظم انقلاب تمدید هم شد.

حالا باید دید چه کسانی دنبال مهندسی انتخابات بودند؟ شورای نگهبان و یا مهندسی در کسوت مقام اجرایی.
آیا شورای نگهبانی که  حتی حافظه و خاطره شخص ایشان از این واقعه هم می تواند شهادت دهد که در انجام وظایف نظارتی خود به مر قانون عمل کرده است و علی رغم اصرار یک مقام اجرایی کشور تن به اعلام پیش از موعد صحت انتخابات نداده است، تا چه رسد به اینکه اجازه دهد به آرای مردم به مثابه حق الناس توسط مجریان انتخابات خیانت یا تعرضی شود و خدای ناکرده نتیجه انتخابات تغییر کند، مهندسی کرده است؟

پر واضح است که کشور امروز نه نیازمند انتخابات مجدد است چون همه انتخابات سالم و قانونی برگزار شده اند، از جمله انتخابات 88 و 96 و نه نیازمند همه پرسی، چون هر از گاهی مانند 22 بهمن امسال همه پرسی به صورت خود جوش و مردمی نیز انجام می شود. ضرورت ایران امروز همت همه دلسوزان در برخورد با تکفیر، نفاق، انحراف و بر هم زنندگان آرامش و امنیت کشور و شهروندان است.

 


 

*دلیل برخوردهای منافقانه احمدی‌نژاد چیست؟
محمد ایمانی روزنامه نگار و کارشناس مسائل سیاسی در واکنش به نامه بی شرمانه احمدی نژاد نوشت:

احمدی نژاد و حلقه انحرافی امروز در همان تناقضی دست و پا می زنند که زمانی طلحه و زبیر دست و پا زدند و تا قعر فلاکت پیش رفتند. انحرافی ها همان دعاوی را علیه نظام و رهبری مطرح می کنند که مورد به مورد توسط فتنه گران و اشرافیت شورشی سال 88 مطرح شد.

طلحه و زبیر در حالی با اشرافیت اموی نظیر مروان بن حکم و ولید علیه امیر مومنان (ع) هم داستان و هم ادعا شدند، که زمانی با همان ها درگیر بودند و آنها را اشراف زیاده طلب و مفسد می دانستند! اما به چند ماه نکشید که در شورش علیه امیر مومنان با همان جماعت مفسد هم اردوگاه شدند و ادبیاتشان یکی شد! دیگر مهم نبود آنها همان غارتگران بیت المال هستند که علیه شان شوریدند. چرا؟ چون خودشان هم می خواستند دربیت المال دست ببرند.

آیا فتنه گران مفسد و خائن به کشور و نظام عوض شده اند یا حلقه انحرافی (بانی فساد 3 هزار میلیاردی) در انحطاط و ارتجاع دست و پا می زند که ادبیات هر دو طیف در شبهه افکنی علیه نظام، یکی شده است؟! احمدی نژاد که زمانی با هاشمی در حد مقاتله سر ستیز داشتند، در کدام فرآیند تغییر، برای جنجال مشترک علیه رد صلاحیت در انتخابات سال 92 پیغام ائتلاف و همکاری داد؟!

او که 8 سال با رئیس قوه قضائیه همکاری داشت و سر سوزنی ایراد نمی دید، چگونه شد که پس از رسیدگی قضایی به پرونده تخلفات مالی و مدیریتی و امنیتی برخی اعضای فرقه انحرافی، ناگهان 180 درجه تغییر موضع داده و مانند سازمان منافقین و سلطنت طلبان به دستگاه قضایی حمله می کند؟

بدتر از همه اینکه باید پرسید کدام سقوط روحی باعث شده با ادبیاتی منافقانه با رهبر انقلاب و جریان حزب اللهی رو به رو شود؛ ادای خیر خواهی دربیاورد و هیزم کش دون پایه ضد انقلاب شود؛ دفاع مظلومانه مدافعان حرم را در برخی محافل زیر سوال ببرد اما در یادواره شهدای مدافع حرم، خود را حامی راه و مرام آنان نشان بدهد؟ منطق نعل وارونه طلبکاری به جای پاسخگویی و عذرخواهی درباره ضعف های کارنامه مدیریتی اش از کجا ناشی می شود؟

آخر این خط کجاست؟ تخته گاز که بروند و خود را با شتاب به پیش قراولان این مسیر کور برسانند، به فرقه رجوی و بنی صدر و نهضت آزادی یا مهدی هاشمی معدوم و برخی سران ورشکسته فتنه ملحق می شوند؛ " وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَعْبُدُ اللَّهَ عَلى حَرْفٍ فَإِنْ أَصابَهُ خَیْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْیا وَ الْآخِرَةَ ذلِکَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبینُ . و از مردم کسی است که خدا را به زبان می‌پرستد. هرگاه خیری به او رسد اطمینان می کند و اگر فتنه و آزمونی به او رسد، رو بگرداند. چنین کسی در دنیا و آخرت زیانکار است".




موضوع مطلب :

نیوشا ضیغمیبه همکاران من خرده گرفته شده که چرا بابت زایمان و به دنیا آوردن فرزندشان به خارج از کشور می‌روند، متاسفانه این کار به دلیل بی اعتباری پاسپورت ایرانی است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از  مشرق:در شرایطی وزارت ارشاد به رفتارهای فرامتنی و بازیگوشی هنرمندان و بازیگران سینما هیچ واکنشی نشان نمی‌دهد و عدم نظارت بر رفتارهای زنان بازیگر زمینه جنجال‌های تازه‌ای را رقم می‌زند . پس از اظهارنظرهای متناقض و ضد ملی لیلا حاتمی در جشنواره فیلم برلین، نیوشاضیغمی در رقابت با سایر همکارانش در نفی ارزش‌های ملی،  اظهارات عجیبی را بر زبان آورد. او در گفتگویی با پاپ تی‌وی می‌گوید:

 

به  همکاران من خرده گرفته شده که  چرا بابت زایمان و به دنیا آوردن فرزندشان به خارج از کشور می‌روند، متاسفانه این کار به دلیل بی اعتباری پاسپورت ایرانی است. برای یک ایرانی و منی که عرق ملی دارم و کشورم را دوست دارم خیلی غمناک است که مجبور باشم به دلیل اینکه پاسپورت کشورم در دنیا ارزش ندارد ، برای هر رفتن به هر کشوری دلهره داشته باشم و  دم درِ هر سفارتی گردن کج بکنم ، خیلی دردناک است. همکاران من اگر این امکان را پیدا می‌کنند که بتوانند خارج از ایران فرزندانشان را به دنیا بیاورند و این انتخاب را می‌کنند بابت این این موضوع است. شرایط ما در حال حاضر شرایط عجیبی است و این احساس عدم امنیت است که باعث می‌شود این اتفاق بیفتد.




موضوع مطلب :

اینجانب نیز درگذشت سرهنگ بازنشسته ارتش جتاب هوشنگ فرزام فر عزیز را به خانواده و همکاران و دوستدارانش تسلیت گفته و برای بازماندگان او صبر و علو درجات را از خداوند منان مسئلت می کنم.                          علی رضا احسانی نیا
....................................................
هوشنگ فرزام فرسرهنگ بازنشسته ارتش جناب هوشنگ فرزام درگذشت.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار ،
سرهنگ بازنشسته ارتش هوشنگ فرزام که از ناحیه پا دچار شکستگی شده بود در بیمارستان شریعتی تهران بستری شدند که متاسفانه با خبر شدیم امروز بر اثر آمبولی ساق پا، به رحمت ایزدی پیوست.
سرهنگ هوشنگ فرزام فر سرهنگ بازنشسته ارنش در شهر اصفهان بود که در تهران سکونت داشتند...

 




موضوع مطلب : هوشنگ فرزام فر
فلان عضو هیئت علمی با طعنه‌ای سؤال‌برانگیز نوشته بود «از کی تا به حال سرگین یوز هم جزو اطلاعات طبقه‌بندی شده است»؟! که باید به ایشان گفت از کی تا به حال جمع‌آوری اطلاعات موشکی توسط جاسوسان آمریکایی و اسرائیلی را «جمع‌آوری سرگین یوز»!! جا می‌زنند؟! یا فلان مشاور رئیس‌جمهور با حالتی عالمانه توئیت کرده بود که «نه جامعه‌شناسان دین خودکشی می‌کنند و نه حامیان محیط زیست»! و توضیح نداده بود که نظرش درباره خودکشی یک جاسوس موشکی چیست؟ و از کجا اطمینان داشته است که فرد بازداشت شده جاسوس نیست؟! و...
فلان عضو هیئت علمی با طعنه‌ای سؤال‌برانگیز نوشته بود «از کی تا به حال سرگین یوز هم جزو اطلاعات طبقه‌بندی شده است»؟! که باید به ایشان گفت از کی تا به حال جمع‌آوری اطلاعات موشکی توسط جاسوسان آمریکایی و اسرائیلی را «جمع‌آوری سرگین یوز»!! جا می‌زنند؟! یا فلان مشاور رئیس‌جمهور با حالتی عالمانه توئیت کرده بود که «نه جامعه‌شناسان دین خودکشی می‌کنند و نه حامیان محیط زیست»! و توضیح نداده بود که نظرش درباره خودکشی یک جاسوس موشکی چیست؟ و از کجا اطمینان داشته است که فرد بازداشت شده جاسوس نیست؟! و...
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از  رجانیوز/حسین شریعتمداری:تقریبا از دو سال قبل بود که ناگهان ماجرای «یوز»ایرانی و خطر انقراض آن به یکی از پدیده‌های مهم و تعیین‌کننده زیست محیطی تبدیل شد!
 
صد‌ها گزارش و خبر درباره ضرورت حفاظت از یوز ایرانی بر صفحه روزنامه‌ها و مجلات نشست، دهها کارشناس اروپایی و آمریکایی برای کمک به کارشناسان محیط زیست کشورمان و آموزش چگونگی حفاظت از این حیوان زبان‌بسته عازم ایران شدند، تصویر یوز ایرانی روی پیراهن ورزشکاران در تیم‌های ملی کشورمان نقش بست، سریال پر بیننده «پایتخت» یکی از قسمت‌های این سریال را به یوز ایرانی اختصاص داد و مورد تقدیر سازمان حفاظت از محیط زیست قرار گرفت، سازمان صدا و سیما چند فیلم مستند از یوز ایرانی با دوربین‌های دید در شب تهیه و پخش کرد، صدها تابلو با مضمون «محل عبور یوز ایرانی» در کناره جاده کویری شرق کشور از گرمسار تا سمنان و دامغان و شاهرود و سبزوار تا نیشابور نصب شد و... هیچکس نپرسید چه شده که یکباره یوز ایرانی و حفاظت از آن به یکی از اصلی‌ترین مسائل کشورمان تبدیل شده و چرا منطقه کویری سمنان و شاهرود تا این اندازه مورد توجه کارشناسان آمریکایی و اروپایی قرار گرفته که سفرهای پی در پی آنان به ایران و حضور شبانه روزی آنها در این منطقه را به دنبال داشته است؟! 
 
ماجرا در حد و اندازه‌ای از اهمیت اطلاعاتی و امنیتی بود که حساسیت مراکز اطلاعاتی و امنیتی را به دنبال داشته و آنان را به پیگیری موضوع و مخصوصا بررسی هویت کسانی که از اروپا و آمریکا به عنوان کارشناس محیط زیست و حیات وحش به کشورمان سرازیر شده‌اند وادارد. در این باره سه پرسش در میان بود که نمی‌توانست و نباید از میدان توجه مسئولان اطلاعاتی و امنیتی کشورمان دور می‌ماند. اول آنکه چرا یکباره مسئله یوز ایرانی به یکی از اصلی‌ترین مسائل تبدیل شده و گستره‌ای تا این اندازه فراگیر پیدا کرده است؟! و دوم اینکه هویت واقعی کارشناسان آمریکایی و اروپایی که به کشورمان گسیل شده‌اند چیست؟! و سوم آنکه چرا تا این اندازه به جستجو و پرسه زدن شبانه‌روزی در کویر علاقه نشان می‌دهند و مثلا چرا نگران نسل ببر مازندران و تلاش برای یافتن یک یا دو قلاده احتمالی از آنها نیستند؟!
 
کیهان به نوبه خود طی گزارش مفصلی در اسفند ماه 1393 و با عنوان «مجوز شکار حیوانات یا جمع‌آوری اطلاعات»! به ماجرای مشکوک حضور اتباع آمریکا و انگلیس و... که در پوشش شکار به مناطق کویری ایران گسیل شده بودند پرداخت و نسبت به احتمال جاسوسی و جمع‌آوری اطلاعات نظامی کشورمان از سوی آنان هشدار داد که البته مانند بسیاری از هشدارهای دیگری که بعد از وقوع واقعه درستی آن معلوم شد، مورد توجه قرار نگرفت!
 
دیروز دادستان محترم تهران از پرونده تکان‌دهنده جاسوسی افسران اطلاعاتی سیا و موساد که در پوشش فعالیت‌های زیست‌محیطی و مخصوصا حمایت از حیات یوز ایرانی به جاسوسی از مراکز نظامی و مخصوصا صنایع موشکی کشورمان مشغول بودند، پرده برداشت که ضمن قدردانی ویژه از برادران اطلاعات سپاه که با حساسیت و پشتکار مثال‌زدنی این شبکه را کشف کرده‌اند و تقدیر از دادستانی محترم تهران، گفتنی است بعد از بازداشت اعضای این شبکه، به ناگاه و در یک حرکت هماهنگ، شاهد اعتراض‌های گسترده روزنامه‌های زنجیره‌ای، برخی از نمایندگان مجلس، یکی از به‌اصطلاح اساتید دانشگاه و... به بازداشت آنان بودیم. یکی از متهمان اصلی بعد از آنکه متوجه می‌شود اطلاعات سپاه از تمامی فعالیت جاسوسی او با خبر بوده است، در زندان دست به خودکشی می‌زند و طیف داخلی مورد ‌اشاره در یک حرکت «پینگ پُنگی» با رسانه‌های خارجی از جمله بی‌بی‌سی و صدای آمریکا تلاش می‌کنند افراد بازداشت شده را بی‌گناه و صرفا دلسوز محیط‌زیست و یوز ایرانی! قلمداد کنند. 
 
فلان عضو هیئت علمی با طعنه‌ای سؤال‌برانگیز نوشته بود «از کی تا به حال سرگین یوز هم جزو اطلاعات طبقه‌بندی شده است»؟! که باید به ایشان گفت از کی تا به حال جمع‌آوری اطلاعات موشکی توسط جاسوسان آمریکایی و اسرائیلی را «جمع‌آوری سرگین یوز»!! جا می‌زنند؟! یا فلان مشاور رئیس‌جمهور با حالتی عالمانه توئیت کرده بود که «نه جامعه‌شناسان دین خودکشی می‌کنند و نه حامیان محیط زیست»! و توضیح نداده بود که نظرش درباره خودکشی یک جاسوس موشکی چیست؟ و از کجا اطمینان داشته است که فرد بازداشت شده جاسوس نیست؟! و... 
 
شرح بیشتر ماجرا در گزارش امروز کیهان آمده است و آنچه در این وجیزه مورد نظر است اینکه نمی‌توان و نباید از کنار حرکت هماهنگ روزنامه‌های زنجیره‌ای، برخی از نمایندگان مدعی اصلاحات و... با رسانه‌های آمریکایی و اروپایی در فضا‌سازی به نفع جاسوسان، به آسانی عبور کرده و این هماهنگی را تصادفی تلقی کرد!! این طیف بارها به اقدامات مشابه و هماهنگی در دفاع از متهمان جاسوسی و مفاسد کلان اقتصادی دست زده‌اند.



موضوع مطلب : جاسوس, حسین شریعتمداری, یوز ایرانی یا جاسوس‌آمریکایی؟!, سیدامامی

اطلاع داشتم که آقای هاشمی چندین بار نزد رهبری رفتند. آقای هاشمی بیشتر از اینکه از محتوای کیهان هوایی ناراحت باشند از نامه‌های محرمانه من به خود دل‌گیر بودند.


به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از فردا: دولت اول هاشمی رفسنجانی اگرچه از متن نیروهای انقلابی و رنجدیده دوران جنگ تشکیل شده بود اما چشم‌انداز کابینه برای آینده ایران بسیار متفاوت از آن چیزی بود که در دوران جنگ از خود بروز می‌داد.  «عباس سلیمی نمین»، مدیر روزنامه کیهان هوایی یکی از منتقدان جدی آیت‌الله هاشمی در دوران ریاست جمهوری او بود که با وارسی و موشکافی از اقدامات او و اعضای کابینه‌اش، به زعم خود سعی در اصلاح جهت‌گیری دولت داشت. به گفت‌وگو با سلیمی‌نمین نشستیم.  

زمانی‌که شما سردبیر کیهان هوایی بودید، از معدود نشریاتی بودید که به صورت پیوسته علیه سیاست‌های آقای هاشمی می‌نوشتید. چرا چنین فضایی در کیهان هوایی ایجاد شده بود؟ به عبارتی، این نشریه مشخصا چه سیاستی را در این نقدها دنبال می‌کرد؟

ما در کیهان هوایی با آقای هاشمی پیش از ریاست‌جمهوری ایشان، سابقه گفت‌وگو و همکاری مستمر داشتیم. اگر به آرشیو روزنامه مراجعه کنید، متوجه می‌شوید با آقای هاشمی در دوران ریاست مجلس مصاحبه‌های مفصلی داشتیم. آشنایی ما با ایشان برمی‌گشت به نوع نگرشی که ایشان در مورد مسائل مختلف داشتند. نوع مدیریت آقای هاشمی در دوران ریاست مجلس به گونه‌ای بود که برای نیروهای عدالت‌طلب جاذبه زیادی داشت، از طرفی مطالبی را هم که در خطبه‌های نماز جمعه ایراد می‌کردند، جذاب بود.
 
هاشمی دچار تغییرات فاحش شد
 
هرچند برخی از صاحب‌نظران معتقدند که آقای هاشمی در این دوران متناسب با جَو موجود سخن می‌گفت و از آنجایی که جو غالب بر فضای عمومی جامعه به‌نحوی بود که موضع‌گیری‌ها و اظهارات را از جانب ایشان می‌پذیرفت. ما آن زمان آقای هاشمی را نزدیک به مواضع امام و انقلاب می‌دیدیم، از این جهت با ایشان احساس نزدیکی داشتیم، بعدها اما تغییرات فاحشی در مواضع ایشان صورت گرفت که برای ما چندان خوشایند نبود. به عنوان نمونه یکی از تغییرات آقای هاشمی پس از ریاست‌جمهوری این بود که در دورانی که ایشان رئیس مجلس بودند، بازتاب نظرات ایرانیان خارج از کشور را در قالب سوال به ایشان منعکس می‌کردیم و ایشان هم با روی باز به این سوالات پاسخ می‌دادند و من هرگز در این زمینه در ایشان سخت‌گیری یا برخورد ناخوشایندی ندیدم که این تا پیش از ریاست‌جمهوری آقای هاشمی بود.

 مراودات شخصی هم با آیت‌الله هاشمی داشتید؟ به صورت حضوری رفت و آمد می‌کردید؟

بله، ما در کیهان هوایی نواقص و ضعف‌ها را به‌صورت صریح بیان می‌کردیم و تلاش داشتیم که نقطه نظرات مسئولان را در این زمینه به ایشان منعکس کنیم تا ابهامات برطرف شود. این‌که آقای هاشمی خیلی راحت با ما برخورد می‌کرد و ابهامات موجود را پاسخ می‌داد، برای ما پسندیده بود. اما اولین درخواست مصاحبه در دوران ریاست جمهوری ایشان ما را با شرایط کاملا متفاوتی مواجه ساخت.
 
گفت می خواهید با سوالات تان شبهه ایجاد کنید
 
سال اول یا دوم ریاست جمهوری ایشان بود که درخواست مصاحب? اختصاصی دادیم و ایشان پذیرفت و من به همراه دبیران سرویس روزنامه برای مصاحبه رفتیم. پیش از اینکه به حضور آقای هاشمی برسیم، ایشان سوالات را خواستند و اجازه ندادند ایشان را ملاقات کنیم. ما سوالات را از طریق مسئول روابط‌عمومی فرستادیم، پس از چند دقیقه آقای هاشمی فقط خواستند من را در اتاق خود ملاقات کنند. وقتی وارد اتاق شدم آقای هاشمی پشت میز خود ایستادند تا من ننشینم، من هم در برابر ایشان ایستادم. پرسیدند طراح این سوالات چه کسی است؟ گفتم طبق معمول خودم طرح کردم. گفتند نه، کسانی این سوالات را طرح کردند که می‌خواهند شبهه ایجاد کنند، گفتم فرض کنید که این‌گونه باشد، ما چندین صفحه را به شما اختصاص می‌دهیم تا رفع شبهه کنید.
 
نهایتا هم گفتند سوالات را با روابط‌عمومی مطرح کنید و برگردید. ما هم تسلیم شدیم و به اتاق روابط‌ عمومی رفتیم و در لابی با آقای شمسایی نشستیم و هرچه او گفت پذیرفتیم، برخی از سوالات را حذف کردند و هرچه اراده کرد ما انجام دادیم و او سوالات را برای آقای هاشمی برد، زمانی که برگشت اطلاع داد آقای هاشمی اصلا مصاحبه نمی‌کند. فکر می‌کنم اوایل دور? اول ریاست جمهوری آقای هاشمی بود.

به نظر شما نقطه شروع تغییرات آقای هاشمی که در صحبت‌هایتان به آن اشاره کردید از این مرحله بود؟

بله، دفتر بسیار اشرافی‌ای داشتند که اصلا برای ما قابل مقایسه با دفتر بسیار ساده ایشان در مجلس شورای اسلامی نبود. وقتی به ریاست‌جمهوری آمدند خیلی تغییر کردند، حتی نوع مشی ایشان هم متفاوت شد. این نقطه را می‌توانم نقط? آغاز جبهه‌گیری آقای هاشمی در ارتباط با فضای باز سیاسی کیهان هوایی بدانم.

البته آنچه شما در کیهان هوایی منتشر می‌کردید عمدتا پررنگ کردن نقاط منفی دولت آیت‌الله هاشمی و شخص او بود.   

من جمع‌بندی شما را منطبق با واقعیت نمی‌دانم. در همان دوران آقای هاشمی برخی از وزرای کابینه ایشان طرفدار کیهان هوایی بودند و عملکرد ما را بسیار مثبت ارزیابی می‌کردند. از جمله وزیر علوم، آقای مصطفی معین زمانی‌که ارز برای دولت مغتنم بود، در  قراردادی، چند ده هزار دلار به ما می‌دادند و برای هم? بورسیه‌های وزارت علوم کیهان هوایی را می‌خریدند. دولت در برابر کیهان هوایی یک دست نبود.
 
ولایتی از ما دلخور بود
 
از سویی آقای ولایتی به شدت از کیهان هوایی دلخور بود و مَشی کیهان هوایی را نمی‌پسندید. واقعیت این بود که من بسیاری از تخلفات دوران آقای هاشمی را در کیهان هوایی منعکس نمی‌کردم، به‌عنوان یک روزنامه‌نگار تلاش می‌کردم ابتدا یک تخلف را به تصمیم‌گیران در حوزه منعکس کنم، اگر اصلاح می‌شد در روزنامه منعکس نمی‌کردم و معتقد بودم حفظ اعتدال کشور از ایجاد یاس در مردم مهم‌تر است.

  آیت‌الله هاشمی بعد از دوران جنگ سعی داشت تا نوید دوره جدید و فضای بازسازی را به جامعه منتقل کند. اما شما در رسانه خود بیشتر به انعکاس نقاط و رویدادهای منفی می‌پرداختید و سعی در پررنگ کردن آنها داشتید. واقعا معتقدید که رسانه شما نیاز جامعه را منعکس می‌کرد؟

این با واقعیت هم‌خوانی ندارد. اجازه دهید به مواردی اشاره کنم که اصلا در کیهان هوایی منعکس نکردم، در حالی‌که برای یک روزنامه‌نگار اوج شادمانی است که اطلاعات بزرگی را بدست بیاورد و آنها را منعکس کند. حمید میرزاده معاون اجرایی آقای هاشمی، مدتی رئیس دانشگاه آزاد بود. مدرک تحصیلی آقای میرزاده دکتری نبود و برای اخذ مدرک به خارج از کشور رفت‌وآمد می‌کرد.
 
ماجرای رفت و آمد معاون هاشمی به خارج از کشور
 
یکی از ایرانیان خارج از کشور برای ما گزارشی از تحصیل ایشان در آن کشور به همراه تصویر فرستاد. سپس، من نامه‌ای به آقای میرزاده نوشتم و در نامه توضیح دادم، خوشایند نیست که شما به عنوان الگو، دکتری خود را در استرالیا بگیرید. بعد از آن به من زنگ زدند و از موضع پایین با من حرف زدند و تلاش کردند تا مرا توجیه کنند که این‌گونه نیست. یکی از مشکلاتی که در دوران آقای هاشمی آغاز شد و برخلاف معیارهای حکومت‌داری بود، تحصیل دیپلمات‌ها در کشور متوقف فیه است. هیچ کشوری اجازه نمی‌دهد دیپلماتش در کشور متوقف فیه تحصیل کند زیرا این امر با کارکرد سفیر مغایر است. من این خبر را دربار? معاون اجرایی رییس‌جمهور یعنی آقای میرزاده منعکس نکردم. درحالی که می‌توانستم تصویرش را در موقع اخذ مدرک منتشر کنم.
 
وقتی این اطلاعات را دریافت می‌کردم، می‌توانستم یا خرج کنم یا با دولت آقای هاشمی وارد معامله شوم، اما من نه وارد معامله شدم و نه برخی از آنها را منعکس کردم.

 در موضوع مناطق آزاد نیز هر شماره اخبار و گزارش‌های افشاگرانه منتشر می‌کردید. این رویکرد برآمده از نگاه شخصی شما به این مناطق نبود؟

ما با مبنای منطقه آزاد مشکل داشتیم، نه من، حتی دفتر تحکیم وحدت هم در این خصوص موضع‌گیری داشت، همان تحکیم وحدتی که بعدها با آقای هاشمی پیوند خورد. تحکیم وحدت نمایشگاهی برگزار کرد و تمام کالاهایی که از منطقه آزاد وارد شده بود را با نگاه منتقدانه در آنجا به نمایش گذاشت. چیزی که آقای هاشمی را به شدت عصبانی کرد و در نماز جمعه علیه این نمایشگاه صحبت کرد. این مناطق در ظاهر اقدامی در جهت توسعه اقتصادی کشور بود اما در واقع تبدیل به تضعیف کننده اقتصاد شد.  یعنی در شرایطی که ما ارز محدود داشتیم و باید ارز محدودمان را در ارتباط با گسترش و تقویت اقتصاد ملی به کار می‌گرفتیم، داشتیم صرف واردات کالاهای اشرافی و لوکس می‌کردیم. آیا این موضع کیهان هوایی غیراصولی بود؟

درواقع شما در آن مقطع هیچ نقطه مثبتی از دولت آقای هاشمی سراغ نداشتید؟

من آقای هاشمی را مبتکر همه مسائل کشور نمی‌دانستم. این‌گونه نبود که همه کارهایی که در کشور صورت می‌گیرد را از سرانگشتان آقای هاشمی ببینم. من هم نقاط قوت و هم ضعف را می‌دیدم. آقای هاشمی می‌خواست توسعه اقتصادی را بدون توسع? سیاسی دنبال کند، یکی از اختلافات ما با ایشان هم همین موضوع بود. آقای هاشمی معتقد بود که باید اول یک شکوفایی اقتصادی در کشور ایجاد کنیم بعد از این شکوفایی می‌توانیم به توسع? فرهنگی و توسع? سیاسی بپردازیم.
 
هاشمی از نامه های محرمانه من دلخور بود
 
برای ما که آن زمان اهل رسانه بودیم قابل فهم بود که چنین چیزی اصلا ممکن نیست. بعدها البته برای کلیت جامعه مشخص شد که نگاه بخشی‌نگری در توسعه نمی‌تواند کشور را به سرمنزل خوبی برساند. اطلاع داشتم که آقای هاشمی چندین بار نزد رهبری رفتند. آقای هاشمی بیشتر از اینکه از محتوای کیهان هوایی ناراحت باشند از نامه‌های محرمانه من به خود دل‌گیر بودند. برای آقای هاشمی خیلی سخت بود که یک روزنامه‌نگار برای ایشان نامه بنویسد، آیت‌الله خامنه‌ای هم در برابر گلایه‌های اقای هاشمی گفتند خب شما نامه‌ها را نخوانید و اگر نامه‌های ایشان تند است به دفتر خود بگویید به شما ندهند.

چرا نامه می‌دادید؟

من بعضی چیزها را به همان دلیلی که شما هم اشاره کردید، برای این‌که یاس ایجاد نشود منتشر نمی‌کردم. به‌عنوان نمونه ضعف‌هایی که راجع به فرزندان ایشان بود را منعکس نمی‌کردم. آن زمان یکی از فرزندان ایشان کاری کرده بود و من محرمانه به ایشان نوشتم.
 
در مورد بعضی از مسائل خانوادگی ایشان نامه می‌نوشتم. من در مورد بسیاری از مسائل  مربوط به سفرا مثل سفیر و کاردار ایران در تاجیکستان که به بهان? جنگ‌های داخلی تاجیکستان، خانواده خود را اینجا گذاشته بودند و بعد برای خانم ماساژور تاجیک یک خانه‌ای در کنار سفارت از پول سفارت خریده بودند، نامه نوشتم. این برای کشور خیلی بد اما من این را منعکس نکردم. من این نامه را به آقای ولایتی نوشتم که چنین کارهایی انجام شده، چون پول‌های اضافه گرفته بودند. سفیر اگر بدون خانواده باشد یک حقوق دریافت می‌کند، با خانواده یک حقوق، اما این فرد حقوق با خانواده را می‌گرفت در حالی که خانواده‌های آنها حضور نداشتند.
 
چرا ولایتی با سفیر متخلف برخورد نمی کرد؟
 
نامه را محرمانه منعکس کردم، آقای ولایتی، آن زمان بازرس وزارت خارجه را برای بررسی فرستاد. بازرس رفت و خود بازرس با من تماس گرفت و گفت آقای سلیمی هرچه شما در نامه نوشتید درست و دقیق بود، من می‌دانم و گزارش هم خواهم داد اما با سفیر برخورد نخواهم کرد. چرا؟ من اسم سفیر را بگویم می‌فهمید چرا آقای ولایتی تمایل نداشت با او برخورد کند. آقای فیضی به من گفت شما پیگیری کنید و واقعا شرم‌آور است، این‌ها باید برگردند و مجازات شوند. آقای عباس ملکی یک بار آمد دفتر من و خواست تا این مسئله را رها کنم، توجه کنید معاون وزیر خارجه می‌آید دفتر من و از موضع بسیار پایین می‌گوید این موضوع را رها کن؛ آن سفیر به انداز? کافی لطمه خورده و بیشتر پیگیری نکن. گفتم نه، حتما باید برگردد یعنی باید فراخوانده شود. من نامه‌های متعدد نوشتم و آخر هم ایشان را برگرداندند، یعنی ما روی این قضیه ایستادیم و آن سفیر برگشت.
 
من منعکس نکردم. بحث سفیر ما در آذربایجان را هم منعکس نکردم و از طریق دیگر اقدام کردم. من بسیاری از ضعف‌ها را خصوصی منعکس می‌کردم. این در هم? دولت‌ها رویه من بود، البته در برخی از دوران به نامه‌های خصوصی ما جواب می‌دادند. آقای هاشمی اغلب به  نامه‌های خصوصی من جواب می‌دادند یا در دولت اصلاحات، آقای خاتمی هم به نامه‌هایم جواب می‌دادند اما پس از آن احمدی‌نژاد و حالا آقای روحانی اصلا جواب نامه‌ها را نمی‌دهد...

 پاسخ‌های آقای هاشمی به نامه‌های شما چه فضایی داشت؟

پیش از این‌که مسئل? استقراض عمومی صورت بگیرد، من نامه‌ای به آقای هاشمی دادم. از آنجایی که بسیای از اهل فکر و دانش با کیهان هوایی در داخل هم همکاری می کردند، من مطلع شدم که برخی از استقراض‌ها با آنچه که به مجلس منعکس شده کاملا مغایر است.
 
مثلا فرض کنید برای تجهیز اداری دانشگاه آزاد یا برای توسع? مراتع، استقراض خارجی کردند. به آقای هاشمی نامه نوشتم، ایشان نام? من را به آقای مهدی نواب معاون وزارت اقتصاد منعکس کرد. ما با ایشان در خارج از کشور رفیق بودیم و یکی از دبیران اتحادی? انجمن اسلامی بود اما بعد عضو نهضت آزادی شد و از ما کمی فاصله گرفت. براساس اطلاعی که دفتر آقای هاشمی به ما دادند، نزد آقای نواب رفتیم. با اینکه با ما رفیق بود و چندین سال همدیگر را می‌شناختیم از موضع بالایی گفت من برای رسانه‌های داخلی ارزش قائل نیستم و فقط دو روزنام? آلمانی را می‌خوانم. گفتم خب حالا که نمی‌خوانی بیا و لیست استقراض را بده، گفت نمی‌دهم. گفتم برای توسع? مراتع گرفتید یا نگرفتید؟ شروع کرد توجیه کردن. من به آقای هاشمی نامه نوشتم که ایشان جوابگو نیست. یک سال قبل از اینکه ریاست‌جمهوری آقای هاشمی تمام شود، جلساتی با مدیران مسئول می‌گذاشت.
 
من دیدم عکس آقای هاشمی را بالای سر ایشان گذاشتند. فردای آن روز به محسن که آن زمان رئیس دفتر آقای هاشمی بود نامه نوشتم و گفتم این خیلی بد است، شما دارید بدعت‌گذاری می‌کنید. اینکه ریاست جمهوری در تشکیلات خودش عکس آقای هاشمی را بزند، خوب نیست. گفت چه اشکالی دارد؟ گفتم ببینید اگر عکس را بردارید من خبرش را منعکس نمی‌کنم، آخر گفت ما بر می‌داریم و خبر را منعکس نکنید. من خبر را منعکس نکردم. خیلی موارد فراوان دارم که ما جلوی برخی بدعت‌ها و انحرافات را گرفتیم و هرگز هم در رسانه منعکس نکردیم. 
 
منبع: صدای پارسی



موضوع مطلب :
1   2   >   
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 3575
  • بازدید دیروز: 8285
  • کل بازدیدها: 10544796
پیوندها
لوگو
در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 3575
  • بازدید دیروز: 8285
  • کل بازدیدها: 10544796