هفته دفاع مقدس بر فجرآفرینان ایثارگر مبارک باد ... از گالری عکس در پائین صفحه دیدن فرمائید ... با تشکر مدیر وبلاگ علیرضا احسانی نیا

متتن جایگزین تصویر متتن جایگزین تصویر

ای کسانی که ایمان آورده اید : (در برابر حوادث) از صبر و نماز کمک بگیرید، بدون شک خدا با صابران است علی رضا احسانی نیا

در زمان معاویه گروهی تشکیل شدند و مذهبی ایجاد کردند به نام مذهب مرجئه.... به زبان ساده آن‌ها جماعتی بودند که احکام را ساده می‌گرفتند و می‌گفتند لازمه مسلمانی فقط ایمان است و بس، اگر کسی گناهی انجام داد هر چند کبیره باشد به ایمان او ضرری نمی‌رسد...به زبان امروزی... فقط دلت پاک باشه، هرکاری دوست داری بکن...... از ابو مسروق نقل شده که:حضرت صادق «علیه السلام» از من درباره اهل بصره پرسید که (بر) چه (مذهبى ) هستند؟ عرض کردم: مرجئه و قدریه و حروریه، فرمودند: خدا لعنت کند این ملت‌های کافر مشرک را به هیچ وجه خدا پرست نیستند... با آنها همنشین نشوید- یعنى با مرجئه- خدا آن‌ها را لعنت کند و لعنت کند ملّتهاى مشرکى که خدا را در هیچ موضوعى از موضوع‌ها نمى‏پرستند.[1] ...امروز هم خیلی دیدم از آدم‌هایی که می‌گفتند...بیخیال...دلت پاک باشه...بعد راحت خیلی کارایی که دوست داشتند رو انجام می‌دادند............مواظب باشین لعنت امام دامن شما را نگیرد...مواظب باشید مرجئه زمان خود نشوید...

نامه افشاگرانه رضا گلپور به حضرت آیت الله آملی لار
سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 1549
  • بازدید دیروز: 3078
  • کل بازدیدها: 2790302
درباره وبلاگ


در این وبلاگ فقط اخبار و تحلیل های سیاسی،...فراجناحی را می خوانید که می تواند مورد تایید ما و یا مورد تایید ما نباشد...
صفحات وبلاگ
درخواست رسیدگی جدی به اتهامات مشایی، مرتضوی و [...] را در مورد فساد، قتل و قاچاق دارم + اسناد و تصاویر
از نمونه های اعلای کار آمدی مدیریت قضایی نظام،(برخورد انقلابی و عدالت محورانه با فرمانده منافق واحد نهضت های آزادیبخش سپاه (سید مهدی هاشمی) به اتهام آمریت و معاونت در قتل آن هم به بهانه منافق بودن مقتولین)بودکه اتفاقابه شدت موردحمایت حسینعلی منتظری قائم مقام وقت رهبری وگره خورده به اوقرار داشت؛آنچه تاکیددارم خطرناک بودن وجودشبکه ای آلوده ومتعفن درنظام اجرایی کشوراست که شکل گیری آن ناشی ازعدم دقت به فسادموجوددرسوابق وعملکردهای غیرشرعی رحیم مشایی وباندقدیمی همراه اوست.اکنون باسوء استفاده ازضعف های نفسانی وقدرت طلبی سعیدمرتضوی هاو [...] و به شکل امروزی آن درآمده است.

متن کامل نامه استاد رضا گلپور خطاب به حضرت آیت الله آملی لاریجانی -ریاست محترم قوه قضاییه- به شرح ذیل می باشد:

باسمه تعالی شأنه

با سلام بی پایان بر وجود نازنین حضرت بقیَّه الله الاعظم (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف)؛ آرزوی سلامت وموفّقیّت روزافزون نائب بر حقّ ایشان مقام معظّم رهبری ، همه ی دست اندرکاران شریف نظام مقدّس جمهوری اسلامی و همه ی رزم آوران شهادت طلب جهان اسلام . 

حضرت آیت الله لاریجانی آملی

ریاست محترم قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران

با سلام ،ادب وآرزوی موفقیت روزافزون ؛

از باب انجام تکلیف شرعی و وظیفه ی شهروندی خود به عنوان خبرنگاری آزاد و پژوهشگری که به موارد شرم آوری از نفاق وسوء استفاده از قدرت توسط برخی مدعیان اصولگرایی در دستگاههای اجرایی کشور برخورده ام ،با انتشار عمومی این نامه ، از جنابعالی استمداد راهنمایی و پیگیری عملی برخورد جدی قضایی در زدودن این نمونه لکه های ننگ از دامان دستگاههای نظام و اطلاع     رسانی به موقع به افکار عمومی آزاده و شریف کشورمان را دارم.

پیشاپیش از حسن توجه حضرتعالی و دیگر نیروهای صادق و دلسوز تحت مسئولیت شما کمال تشکر خود را اعلام و از طولانی شدن توضیحات ضروری مرور شده - که چه بسا در پاره ای از آنها خود حضور ذهن بهتر و دقیقتر داشته باشید - عذرخواهی مینمایم :

از آنجا که اخیراَ با شکایت جناب آقای اسفندیار رحیم مشایی مسئول دفتر و چندین عنوان دیگر رئیس محترم جمهور وپیگیری های مجدانه! ی معاونت حقوقی آقای احمدی نژاد درباره ی نامه ای که در آذر ماه 1389 خطاب به رحیم مشایی منتشر کرده بودم؛ احضاریه ای از شعبه ی 1057 (مستقر در مجتمع خیابان قدس) دریافت داشته ام که باید در ساعت 10 صبح روز سه شنبه 24 مرداد 1391 حاضر گردم که متاسفانه و در کمال ناباوری نشان از صدور قرار اولیه ی مجرمیت برای اینجانب دارد. {در این باره لطفا پیوست تکمیلی یکم ملاحظه گردد}

از این که می بینم آقای رحیم مشایی حتی مواردی را که در مصاحبه ها و گفتگو های خود با شخص اینجانب بدانها افتخار می کرد مثل  ازدواج خود با متهمه (ی ظاهراً تواب از همکاری با سازمان جهنمی محاربین خلق یعنی) سرکارخانم شهربانو (طاهره)ذبیحیان لنگرودی همسر اوّل او و یا افتخار به ازدواج بعدی خود با خانم زیبا امیولانیفر و یا افتخار به همکاری با انجمن حجتیه در سالهای انقلاب و یا افتخارش به برخورد و حذف فیزیکی محاربین {بویژه در جریان ایراد اتهام به شخص او در زمینه ی قتل شهود کلیدی عضویت در شبکه ی مخوف و آدمکش ماشاءالله سعیدی از سران کلیدی سازمان جهنمی محاربین خلق ایران در مازندران و در عین حال شهودِ ) نقش داشتن برادرش بختیار (معروف به کوروش رحیمی ) در جریان حمله به پایگاه بسیج کتالم رامسر در 16 مرداد 1360} اکنون رسماً و کتباً تکذیب مینماید؛ ایمان آورده ام که کاسه ای زیر نیم کاسه ی او است وگرنه آیا نباید از این دو چهرگی و دوگانگی عجیب و غیر قابل فهم در جریان یک پرونده ی رسانه ای آنهم در شخصیت کسی که عملاً مراد رئیس جمهور کشور است هراسید؟

رحمت و رضوان خداوند بر شهید بصیر انقلاب آسید اسدالله لاجوردی(قدّس سرّه) که در وصیت نامه ی مظلومانه اما راهبردی خویش به زیبایی حقایق تلخ خطّی نفوذی و وابسته به اجانب ضدّ دین را این گونه ترسیم فرمود :

"... همانها که التقاط به گونه ی منافقین خلق ، سراسر وجودشان را و همه ی ذهن و باورشان را پر کرده و همانا ریاکارانه برای رسیدن به مقصودشان دستمال ابریشمی بسیار بزرگ ، به بزرگی مجمع الاضداد به دست گرفته اند، هم رجایی و باهنر را می کشند و هم به سوگشان می نشینند.

هم با منافقین خلق پیوند تشکیلاتی و سپس ...! برقرار می کنند،هم آنان را دستگیر میکنند و هم برای آزادیشان و اعطای مقام و مسئولیت به آنان تلاش می کنند و از افشای ماهیت کثیفشان سخت بیمناک می شوند...

گفته ام که خطر اینان به مراتب زیادتر از خطر منافقین خلق است.چرا که علاوه بر همه ی شیوه های منافقانه ی منافقین ،سالوسانه در صف حزب اللهیان قرار گرفته ...صفوف مقدم را غاصبانه به تصرف خود درآورده اند به گونه ای که عملاً عقل و اراده ی منفصل برخی تصمیم گیرندگان قرار گرفتند..." {در این باره لطفا پیوست تکمیلی دوم ملاحظه گردد}

ریاست محترم قوه قضائیه

از آنجا که از انسان دوچهره  باید بر حذر بود بلکه از بی تقوائیش باید ترسید ، اخیرا مجموعه یادداشت های پراکنده ی پژوهشی خویش پیرامون ریشه های جریان انحرافی با نگاهی دقیق تر به گره خوردگی خانواده ی  اسفندیار رحیم مشایی با سازمان محاربین خلق ایران را با عنوان اشباح جنگل (در پنج قسمت) جهت بررسی های دقیق تر توسط مسئولان امنیتی و قضایی و نیز آگاهی و انتباه بیشتر افکار عمومی نسبت به این جریان انحرافی و عملکرد مزوّرانه اش آماده ی انتشار نموده بودم که پس از انتشار قسمت اول آن در برخی سایتها به دلیل تلخی شدید واقعیات انکارناپذیر این گره خوردگی بهت آور و غیر قابل اغماض ، نه تنها در فضای رسانه ها با سکوت مطلق آقای رحیم مشایی و اعوان و انصارش بلکه با موارد تهدیدآمیزی از طرف این جریان خطرناک و بویژه برخی وامداران و یاوران امنیتی این جریان که با سوءاستفاده از جایگاه های خود به تهدید اینجانب و سایت های مرتبط با نشر پژوهش هایم پرداختند ، مواجه شدم که چاره ای جز توقف انتشار این مجموعه و طرح استمداد از حضرتعالی برایم نمانده است.به لفظ جلاله الله قسم ذره ای از کشته شدن و شهادت در راه خدا بویژه بدست منافقین آلت فعل صهیونیست ها باکی ندارم و بالعکس مشتاقانه در آرزوی وصال آن لحظه ام اما چون وظیفه ی شرعی اینجانب که تقید به حدود آن جرأت انتظار شفاعت قسیم جنت و نار علیه السلام را به روح و جسمم می بخشد نگارش این نامه را موجب گردیده است.


 

علیرضا توکلی طرقی! دعوت از1200 + 190 ایرانی خارج از کشور

 توسط محمدشریف ملکزاده یا میثم طاهری یا ... ؟


 


 


 


 

درویشعلی شمس!


کاظم کیاپاشا


 

حسین هاتفی فارمد


محسن کافی (همانند مرتضی کافی) خدمات بی نظیری به اسفندیار رحیم مشایی داشته است که مستحق تشویق می باشد!


 

سفر اردن!


 

سفر آمریکا


 


و چه دانی که چیست بلاروس؟!

ریاست محترم قوه قضائیه

قبول بفرمایید که در امان بودن کشور و نظام را که بنده کاره ای نیستم نظر بدهم؛ اما امنیت خود و خانواده ام را از طرف گروه وابسته به آقای مشایی در خطر می بینم؛ همان رحیم مشایی ای که حداقل متهم به آمریت در چندین فقره قتل می باشد که آنهم مربوط به زمانی است که عضوی کوچک در تشکیلات نظامی امنیتی واحد اطلاعات سپاه بوده (حالا که به فضل آقای احمدی نژاد همه کاره ی اجرایی اقتصادی سیاسی امنیتی فرهنگی می باشد وحتی دو وزیر فعلی و قبلی اطلاعات به دلیل عدم تولای لازم به شخص شخیص وی کنار امنیت شغلی نداشته اند!)


    (جهت شادی ارواح شهدای رامسر که توسط تروریستهای خانواده ی اسفندیار رحیم مشایی به شهادت رسیدند صلوات برمحمد و آل محمد)

ریاست محترم قوه قضائیه

متذکر می گردم از نمونه های اعلای کارآمدی مدیریت قضایی نظام مقدس جمهوری اسلامی، برخورد انقلابی و عدالت محورانه با فرمانده ی منافق واحد نهضت های آزادیبخش سپاه (که در زمان خود کلیه ی عملیات های خارج از کشور سپاه را بر عهده داشت ) و یا مسئولیت فرماندهی در سپاه اصفهان را دارا بود می باشد که اتفاقاً به شدت مورد حمایت آقای حسینعلی منتظری قائم مقام وقت رهبری وگره خورده ی به او بود .

 اگر اقتدار سیستم قضایی کشور نمی بود چه بسا دامنه ی جنایات و آدمکشی های نامبرده و باند خطرناک و نفوذی اش در سپاه و بیت منتظری منجر به چالشهای جدی برای آینده ی نظام و بروز فتنه های پیچیده تر میگردید. اگر دستگاه قضایی با رعایت استقلال کامل و نهراسیدن از جایگاه سید مهدی هاشمی و مدافعانش در بین بزرگان نظام ؛ پرونده ی قتلهایی را که به آمریت و معاونت وی (به بهانه های مختلف مقابله با منافقین یا فواحش و یا امثالذلک )سالها قبل به وقوع پیوسته بود به شکل عادلانه و فارغ از مظلوم نمایی ها ی منافقین و اَنگ های محاربین و ترس از جو سازی های سیاسی آفتابه های دور قاب ، رسیدگی و به موقع اطلاعرسانی می کرد چه بسا آقای منتظری هم با وجود ابعاد مثبت و سوابق و عملکردهای انقلابی و مدعی عمل به آرمانهای امام خمینی به تعبیر خود امام در معرض سقوط به قعر جهنم قرار نمی گرفت.

سید مهدی هاشمی از به اصطلاح مبارزان قبل از انقلاب بود که در اثر فقدان مبانی صحیح فقهی، خود شگفتی ، کم تجربگی وشتاب زدگی  در برداشت های اسلامی رگه های روشنی از التقاط وروشنفکرزدگی در او نمودار شده بود. وی شخصیتی مبارز و سیاسی داشت که به گفته ی خودش همین سیاسی گری های دور از تهذیب و تزکیه او را به شقاوت ابدی کشاند. از آنجایی که برادر سید مهدی، داماد خانواده آیت الله منتظری بود، او توانست به خوبی در بیت آیت الله منتظری نفوذ کند و حمایت کامل و همه جانبه ی آیت الله منتظری را نسبت به خود جلب کند. 

 

هر چند عدم حمایت حضرت امام خمینی از جریان تحصن کلیسای سنت مری پاریس در زمان دستگیری سید مهدی هاشمی توسط ساواک، برای هوشیاران کافی بود تا انحراف او و اطرافیانش را تشخیص دهند، اما متأسفانه جریان سیدمهدی هاشمی و باند اطرافش موفق شدند با انحراف از مبانی و التزامات شرعی و قانونی ولایت فقیه ، پس از نفوذ به دستگاههای مختلف و بویژه امنیتی نظام ،عقاید انحرافی وافکار التقاطی خود را درحوزه های اندیشه بویژه با هدف قرار دادن جوانان مستعد اما احساساتی و کم تجربه با محور قرار دادن شهرستانها ذیل تبلیغات و تطمیع و تهدیدها؛ زمینه های سقوط اساسی حسینعلی منتظری را به دامان بی بی سی و اربابانشان فراهم آورند تا به خیال باطل خود به خط اصیل و مبنایی انقلاب و نظام اسلامی در عمل ضربه وارد کنند.

{قسمتی از نامه مبارک حضرت امام خمینی: }

جناب آقای منتظری

در مساله مهدی هاشمی قاتل، شما او را از همه متدینین متدین‌تر می‌دانستید و با اینکه برای تان ثابت شده بود که او قاتل است مرتب پیغام می‌دادید که او را نکشید. از قضایای مثل قضیه مهدی هاشمی که بسیار است و من حال بازگو کردن تمامی آنها را ندارم.

شما از این پس وکیل من نمی‌باشید و به طلابی که پول برای شما می‌آورند بگویید به قم منزل آقای پسندیده و یا در تهران به جماران مراجعه کنند. بحمد الله از این پس شما مساله مالی هم ندارید. اگر شما نظر من را شرعاً مقدم بر نظر خود می‌دانید -که مسلماً منافقین صلاح نمی‌دانند و شما مشغول به نوشتن چیزهایی می‌شوید که آخرتتان را خراب‌تر می‌کند-، با دلی شکسته و سینه‌ای گداخته از آتش بی‌مهری‌ها با اتکا به خداوند متعال به شما که حاصل عمر من بودید چند نصیحت می‌کنم دیگر خود دانید:
1 - سعی کنید افراد بیت خود را عوض کنید تا سهم مبارک امام بر حلقوم منافقین و گروه مهدی هاشمی و لیبرال‌ها نریزد.

2 - از آنجا که ساده‌لوح هستید و سریعاً تحریک می‌شوید در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید، شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد.

3 - دیگر نه برای من نامه بنویسید و نه اجازه دهید منافقین هر چه اسرار مملکت است را به رادیوهای بیگانه دهند.

4 - نامه‌ها و سخنرانی‌های منافقین که به وسیله شما از رسانه‌های گروهی به مردم می‌رسید؛ ضربات سنگینی بر اسلام و انقلاب زد و موجب خیانتی بزرگ به سربازان گمنام امام زمان -روحی له الفدا- و خون‌های پاک شهدای اسلام و انقلاب گردید؛ برای اینکه در قعر جهنم نسوزید خود اعتراف به اشتباه و گناه کنید، شاید خدا کمکتان کند.

و الله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولی در آن وقت شما را ساده‌لوح می‌دانستم که مدیر و مدبر نبودید ولی شخصی بودید تحصیل‌کرده که مفید برای حوزه‌های علمیه بودید و اگر این گونه کارهاتان را ادامه دهید مسلما تکلیف دیگری دارم و می‌دانید که از تکلیف خود سرپیچی نمی‌کنم...

من کار به تاریخ و آنچه اتفاق می‌افتد ندارم؛ من تنها باید به وظیفه شرعی خود عمل کنم. من بعد از خدا با مردم خوب و شریف و نجیب پیمان بسته‌ام که واقعیات را در موقع مناسبش با آنها در میان گذارم. تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام؛ سعی کنند تحت تاثیر دروغ‌های دیکته شده که این روزها رادیوهای بیگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش می‌کنند نگردند...یکشنبه ششم فروردین شصت و هشت (ه.ش)...

ریاست محترم قوه قضائیه

در سال 1354 ، ماشاءالله سعیدی (فرزند محسن با پوشش رسمی کارمند عالیرتبه ی فرودگاه) یکی از افراد امنیتی کادر مرکزی و تشکیلاتی سازمان محاربین خلق (که از نظر نوع عملکرد در لینک مرتبطین هاشمی هشتم ساواک قابل تحلیل می باشد) با استقرار در شهرستان رامسر فاز سیاسی سازمان را آغاز و عملیاتی می نماید.

نامبرده در طیّ مدّت اقامت خود در شهرستان رامسر که تا پایان فاز سیاسی و قبل از خروج مسلحانه ، ادامه داشت ؛ با رعایت پوشش انجمن حجتیه (ابراز ارادتمندی شدید به زیارت امام زمان درلابلای درختان خضراء جنگل و تلاش شدید برای تحدید فرهنگ بهائیت) با نهایت دقت با جذب افرادی نظیر مهندس حسین حدادی مقدم (معدومی)؛ مهندس علی صالحی (معدومی)؛ شکرالله محمدشریفی (معدومی) ؛ فیروز رحیمیان (معدوم شده) و امثالهم اقدام به کادرسازی و آموزش سازمانی محسوس و غیر محسوس نموده و پس از سالها فعالیت موفق به راه اندازی گسترده ترین تشکیلات سازمان محاربین خلق در شهرستان رامسر گردید.

یکی از روش های سؤال برانگیز عملکردهای اسفندیار رحیم مشایی در دوره ی حضورش در سپاه مازندران حذف سریع متهمانی است که بعضاً از اعضای تشکیلاتی سازمان محاربین خلق و در ارتباط مستقیم با ماشا اله سعیدی  بوده و به استناد شواهد و قرائن موجود سابقه و اطلاعات جامعی از اهداف، استراتژی و رویکرد مشی مسلحانه ی سازمان، لایه های درونی و احتیاطی، نحوه ی پشتیبانی، آشنا با مقرهای نظامی و مخفی گاههای سلاح و مهمات و دیگر تیمهای تروریستی سازمان داشتند.

این افراد متأسفانه پس از شناسایی و دستگیری در طیّ مدت زمانی کوتاه بدون تخلیه ی اطلاعاتی حسب اوامر اسفندیار ( و تأکید دارم با توجه به شواهد و قرائن مهم چه بسا به هدف امحاء سر نخ ها و ردّپای سوابق خود و خانواده اش ) معدوم گردیده اند. برای نمونه طاهر رضایی چمنی محارب معدوم خدمتگذار منزل مادر اسفندیار (به همراهی حشمت چمنی) عامل نفوذی محاربین در بسیج که باعث موفقیت حمله آنان به بسیج کتالم شد.وی پس از بازداشت صریحا اعتراف می کند که با پیشنهاد کوروش رحیم مشایی و گذراندن آموزشهای نزد او به تشکیلات بسیج نفوذ کرده و اطلاعات و اخبار خود را به کوروش منتقل می نمود.به نظر می آید وی به جهت اطلاعات با ارزشی که در اختیار داشت و می توانست موقعیت اسفندیار و مرتبطینش را به مخاطره بیندازد بلافاصله اعدام می شود. 



 

بختیار رحیم مشایی معروف به کورش رحیمی

جالب است که وقتی آقای اسفندیار رحیم مشایی با ژست های مقدس مأبانه و ادعاهای ارتباطی با امام عصر در عالم رؤیا و این گونه اداء و اطوارهای عوامفریبانه موفق به اثرگذاری و جلب توجه مسئولین امنیتی، اقتصادی و اخیراً نیز سیاسی گردیده است و معاون کلیدی و بلکه عقل و قلب منفصل آقای احمدی نژاد شده است، با همکاری برادر محاربش بختیار رحیم مشایی (حالیه معروف به کورش رحیمی)  و تعداد دیگری از اعضای مرتبط با اشباح ماشاءالله سعیدی که دست نابکارشان به خون مطهر بچه های سپاه و بسیج وحزب اللهی های کوچه و بازار آلوده بوده و به برکت الطاف و عنایات ملوکانه ی اسفندیار از حداقل های مجازات نیز رهایی یافته اند در پرتو بذل و بخشش های بیت المال نظام جمهوری اسلامی اقدام به فراخوانی و سازماندهی اعضاء و هواداران محاربین موسوم به منافقین و نیز دیگر گروهک های الحادی با الگوبرداری از روش های دهه ی 60 ایجاد کانون های موسوم به میلیشیا تحت تابلوی کوهنوردی نموده و شبکه ای از کهنه منافقان بعضاً مدعی توبه را حمایت و ساپورت می نماید.

با تدقیق در رخدادهای پس از اعلام مشی مسلّحانه ی سازمان محاربین در رامسر و مدیریت سوء امنیتی و حفاظتی اسفندیار رحیم مشایی بویژه سوء استفاده از موقعیت حقوقی، هر ناظر اهل انصاف با ابهامات بسیار خطرناک مواجه میگردد. بدین معنی که قابل مشاهده است که افرادی از نیروهای تشکیلاتی و عملیاتی سازمان محاربین علیرغم ارتکاب جنایات ددمنشانه بدلیل عنایات خاصه ی اسفندیار از مجازات اعدام رهایی و صرفاً پس از تحمل حبس های کوتاه مدت تحت عنوان تواب از زندان آزاد شدند و در مقابل افرادی از رده های دیگر سازمان که ارتباط و فعالیت شان در مشی مسلحانه در مسیر قانونی دادرسی محرز و اثبات شده نبوده بای دلیلی که بعضاً در جای خود سؤال برانگیز بوده است حسب امر اسفندیار بدون انجام تشریفات قضایی و محاکمه و صدور حکم، پس از بازداشت، تیرباران میگردیده اند.

باز از مصادیق این اعدام ها می توان به تیر باران 4 تن از اعضای گروهک محاربین به نامهای:

حسین شاه منصوریان؛ فرهاد فلکی مقدم؛ بهزاد صفاتیان و فیروز رحیمیان اشاره کرد که توسط نیروهای تحت امر اسفندیار رحیم مشایی بدون حکم قضایی به قتل رسیدند. عوامل اجرایی این اعدامها به نامهای هادی پیامی،عادل مشایی،بهرام قربانیان وغلامعلی سلیمان نژاد قابل اشاره اند. در خصوص اعدام افراد یادشده، پس از چندی توسّط خانواده شان شکایتی علیه نیروهای عملیات سپاه به مراجع قضایی تسلیم گردید که در جریان رسیدگی به آن اسفندیار نیز چند جلسه جهت بازجویی به دادسرای نظامی احضار گردید...

ماجرای غمبار و غیر قابل انکار در این مقطع آنجا نهفته است که اسفندیار رحیم مشایی در مقطع زمانی یادشده عنوان مسئولیت جانشینی واحد اطلاعات سپاه را یدک می کشید و با سوء استفاده از موقعیت حقوقی و نقش کلیدی خود در واحد اطلاعات سپاه عملاً خدمات شایانی را به سازمان محاربین و دوستان قدیمی تر و فامیل های خود در سازمان محاربین یعنی تیم ماشاءالله سعیدی می نمود.

در سالهای 1359 لغایت 1361  به جهت عدم بینش و دانش کافی مسوول واحد اطلاعات سپاه رامسر، روند مأموریت امنیتی واحد اطلاعات سپاه با اراده اسفندیار که جانشین واحد بود انجام می گردید و افردی همچون  مجید نورحسینی (یا حسینی)، درویش علی شمس، محسن کافی (حمید فاضلی)، نیک نهاد و ....   با ایجاد یک زنجیره انسانی تحت سیطره و مدیریت اسفندیار، واحد اطلاعات سپاه رامسر را تشکیل می دادند.

علاوه بر این وجود افراد مسئله داری همچون:«ناصر طاها، بهمن الهی(فیلی)، موسی اشکوری، عطا دل آرا، مصیب نیاستی، احمد رضوی(نرژا)» در پست های کلیدی و حساس سپاه علاوه بر پیچیدگی و پیوستگی این شبکه انسانی استیلای جریان منحرف سیاسی حاکم بر سپاه را مضاعف می نمود. 

ماشاءالله سعیدی در اوایل اعلام مشی مسلحانه توسّط سازمان در منطقه حضور داشته و شخصاً عملیاتهای تروریستی را طراحی و هدایت می نمود. پس از شناسایی و اندک زمانی قبل از اقدام به دستگیری توسط نیروهای عملیات سپاه با اطلاع یافتن از طریق منبع نفوذی خود در سپاه (که برابر گزارشات موثّق در ارتباط با اسفندیار رحیم مشایی بوده است) شب قبل از عملیات با تخلیه ی لوازم و اسناد و مدارک خانه ی تیمی خود متواری و از آن زمان تا کنون به شبحی همچون هادی ِمسعود کشمیری تبدیل گردیده است! {در این باره لطفا پیوست تکمیلی سوم ملاحظه گردد}

ریاست محترم قوه قضائیه

آنچه بنده با مخاطب قرار دادن حضرتعالی بر آن تأکید دارم و امیدوارم ولو در مسیر رسیدگی به شکایت قبلی اسفندیار رحیم مشایی  از اینجانب مورد توجه جدی دستگاه قضای کشور قرار گیرد؛ خطرناک بودن وجود شبکه ای آلوده و متعفن  در نظام اجرایی کشور می باشد که شکل گیری آن ناشی از عدم دقت به فساد موجود در سوابق و عملکردهای غیر شرعی امثال رحیم مشایی و باند قدیمی همراه اوست که متأسفانه اکنون با نهایت سوءاستفاده از ضعف های نفسانی و قدرت طلبی های امثال سعید مرتضوی ها و [....] به وضعیت فعلی تبدیل گشته است .

 مگر مقام معظم رهبری (حفظ الله) در بند هفتم فرمان هشت ماده ای مبارزه با مفاسد اقتصادی نفرمودند :

"در امر مبارزه با فساد نباید هیچ تبعیضی دیده شود. هیچ کس و هیچ نهاد و دستگاهی نباید استثنا شود. هیچ شخص یا نهاد نمی تواند با عذر انتساب به اینجانب یا دیگر مسئولان کشور را از حساب کشی معاف بشمارد. با فساد در هر جا و هر مسند باید برخورد یکسان صورت گیرد. " 

در بهار 1386 بود که ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز (زمان ریاست سردار نقدی) مطابق با رهنمودهای مقام معظم رهبری برای اولین بار با اقدامی قاطع، انقلابی ، قابل تقدیر و  بدون در نظر گرفتن ملاحظات سیاسی اقدام به کشف، برخورد و افشای قاچاق کالا توسط یکی از گروه های سیاسی مدعی دروغین اصولگرایی کرد؛ آن ستاد در باره این اقدام خبر داد: "یکی دیگر از شبکه‌های‎ ‎بزرگ قاچاق ‏پوشاک که با سوء استفاده از معافیت خاص جهت انجام امور خیریه در حجم‎ ‎وسیع اقدام به قاچاق پوشاک می‌کرد ‏با تلاش پلیس آگاهی تهران بزرگ کشف‎ ‎شد."


  

[....]


 

[....]


افشای تخلفات صورت گرفته از سوی سردار نقدی باعث شد تا[....] علی رغم انکار اولیه این موضوع و سپس انکار دخالت و اطلاع خود از این سوء استفاده مالی، پس از شش ماه با تایید تخلفات صورت گرفته، [....]  را عزل کند.


[....]


 به عنوان نمونه، [....] می گوید: "[....]  از لحاظ حقوقی از [....]  جداست و اعضای هیئت مدیره آن شرکت حق امضا دارند و کیفر خواست برای [....] صادر شده". اما طبق قانون؛ انجام این کار (قاچاق کالا)، بدون تایید و امضای [....]  ممکن نبوده است!

یکی از سایتها(نقدنیوز) برای اثبات کذب بودن ادعاهای [....] ؛ نامه ای از وی به عنوان[....] به گمرک را منتشر ساخته بود :

نکته مهم این جاست که بنا بر سند فوق، شرکت اماراتی تنها قصد اهدای 1500 کیلو پوشاک داشته است؛ حال آنکه [....] درخواست ترخیص 50 تن پوشاک(یعنی 48500 کیلو بیشتر) از گمرک می کند!

[....]

هنگامیکه با تلاش ها و پیگیری های بعمل آمده توسط معاونت بازرسی وقت ستاد، گزارش کشف شبکه بزرگ قاچاق تحت پوشش امور خیریه به مرجع قضایی اعلام شد انتظار می رفت قوه قضائیه طبق الگوی حکومتی امام علی(ع) و فرمان مقام معظم رهبری مبنی بر برخورد قاطع قضایی، علاوه بر جزای نقدی مندرج در حکم، نسبت به صدور حکم متناسب با جرم بر مبنای "ماده 2 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری"  (سه ماه تا دو سال حبس جهت سوء استفاده از موقعیت قانونی) نیز اقدام نماید. چرا که اگر [....] از موقعیت قانونی جایگاه خود سوء استفاده نمی کرد، شرکت [....] هرگز نمی توانست اقدام به قاچاق کالا نماید.

ریاست محترم قوه قضائیه

پرونده فساد [....]  و همدستانش در حکومت جمهوری اسلامی از کثیف ترین و رذیلانه ترین پرونده هایی است که تا به حال کشف شده است؛ تأکیدات قرآن کریم در تکریم یتیمان کجا و فساد و رانت خواری و قاچاق متهمان این پرونده به اسم یتیمان کجا؟!

آیا این شائبه در ذهن شما ایجاد نمی شود که به چه دلیل حامیان [....] تا به امروز از او حمایت می کنند؟!

[....]


[....]

براستی مرتضوی کیست که دستگاه قضایی و حتی نظارت قوه ی مقننه را نیز مضحکه ی عملکرد خویش می نماید؟

آیا متهم به دستیاری در فروش سؤالات کنکور دانشگاه آزاد در سال 1382 نبود؟

آیا شائبه های جدی دخالت مؤثر او در جریان قتل زهرا کاظمی وجود نداشت؟

رابطه ی دوستانه اش با شریف! ملکزاده رئیس وقت مرکز اطلاعرسانی دانشگاه آزاد (از فدائیان و دستبوسان آقای هاشمی رفسنجانی و حسن شاهرخ روحانی و نقطه ی اتصال فعلی آقایان احمدی نژاد و شاهرودی در عرصه ی سیاست!) قابل انکار است؟

آیا انتشار مسائلی از قبیل درخواست مرتضوی از جاسبی برای اختصاص سهمیه ای جهت 200 نفر از قضات دادسرای عمومی و انقلاب تهران در مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه آزاد اسلامی  به شائبه های روابط ناسالم و پشت پرده ی مثلث جاسبی،ملکزاده و مرتضوی عقلاً دامن نمی زد؟


ملکزاده!


نمونه دستخط!


 

جهت ثبت در آرشیو پژوهشگران !

آیا اساساً استخدام مرتضوی در دانشگاه آزاد با داشتن دو سال کبر سنی که مغایر با مقررات بوده ( و البته این مشکل همانزمان با دستور و مجوز آقای جاسبی بر اساس تبصره جالب گنجانده شده در آئین نامه ای که فاقد مصوبه ی هیأت امنای دانشگاه بود مرتفع گردید) قابل انکار است؟

آیا نکات ارزشمندی که رئیس هیأت تحقیق و تفحص از آموزش عالی در مجلس هفتم در پاسخ به جوابیه دادستان وقت تهران مطرح نموده بود ارزش پیگیری قضایی در مرجعی غیر از مرجع اشغال شده توسط متهم نداشت؟


آیا نباید سؤال کرد که مرتضوی چه خدمات شایسته ای برای مشایی و تیمش داشته که مستحق ارتقا به یکی از حساس ترین منابع مالی دولت و لو به قیمت حذف احتمالی وزیر مربوطه داشته است؟

بنده می دانم که هزینه ی نگارش و انتشار این نامه به شما با شکایت های آشکار و اجرای احکام های ناآشکار وابستگان به این باند آلوده همراه خواهد بود. زهی شرف در اعلام برائت از اینان و حامیانشان.

ریاست محترم قوه قضائیه

سال گذشته زمانی که پس از تفهیم اتهام و سپردن قرار برای پیگیری مراحل بعدی قانونی و ارائه ی مستندات دفاعیه ی خودم به بازپرسی های مربوطه در دادسرای رسانه مراجعه کردم تصادفا نامه ای را در پرونده ی روی میز منشی دیدم که با امضای فردی به نام نبوی بوده و خواستار بسته شدن اساسی سایت عماریون شده بود و عنوان این آقای نبوی معاون حقوقی و قضایی سپاه پاسداران درج شده بود. واقعا برایم تعجب انگیز می نمود که چطور سایتی که حداقل در مورد درج مطالب اینجانب همزمان هم با جریان فتنه و هم جریان انحراف درگیر است شده خار چشم آقای نبوی! و البته با پیگیری های بعدی در فضای مجازی رسانه ها متوجه شدم که برخی سایتها او را معاون حقوقی و قضایی حجت الاسلام والمسلمین طائب رئیس سازمان اطلاعات سپاه معرفی می کنند که رابط اصلی قوه قضائیه  با این سازمان به عنوان ضابط در رسیدگی به تخلفات منحرفین در هماهنگیهای قانونی احکام گونه گون آن بوده است. حتی با نهایت حسن ظن و مبنا قرار دادن این داده های رسانه ای هم  تلاش اینگونه صریح نبوی در به تعطیلی کشاندن سایت عماریون که در اوج درگیری با مشایی و باند اطرافیانش بود  برایم سؤال شد. و باز هم متأسفانه پاسخ خیلی ساده بود: فنای کاری نامبرده در سعید مرتضوی (چه در بحث مدرک دانشجویی و چه در استخدام خواهرش و پسرش در ستاد مرکزی مقابله با کالا و ارز!  (آنهم به عنوان مسئول دفتر معاونت حقوقی امور مجلس و بین الملل ستاد ،بدون دارا بودن حداقل های استانداردهای متعارف)  با پیگیری شخص مرتضوی به معاون وقت تحمیل و البته تا کنون به کار مشغول است.

در تکمیل پیگیری ها و پژوهش ها سوالات دیگری در ذهنم خطور کرد : چرا نبوی که هر شب سیده سمیه (خواهر محترمه) وسید احمد  ( پسر  جوان بیست و چند ساله اش) را در منزل می توانسته ببیند به دفتر آقای مرتضوی می رفته و جلسات ویژه با او می داشته است؟ آنهم در زمانی که علی القاعده سازمان فوق الاشاره درگیر پرونده ی دستگیری مرتبطین و بازجوئیهای جریانات انحرافی بوده است ؟

چرا مرتضوی در حالیکه مثلا مدتها حکم کاری یک فرزند شهید با مدرک فوق لیسانس(جناب آقای ت)را نمیزند اما برای پسر آقای نبوی (که لابد برای آقای مرتضوی از شهید محترم تر و کاراتر است) بلافاصله دست به امضاست؟ 

مرتضوی که نماینده رئیس جمهور در ستاد بود و حق هر نوع تصرفی را در بودجه ی خارج از شمول و بسیار قابل توجه آن داشته بود!

مرتضوی که با راکد گذاشتن پیگیری پرونده ی [....] ..... خدمت خود را به یاوران مشایی عملیاتی کرده بود!در مهندسی چه خدمت دیگری حضور آقای نبوی شخصاً در دفتر مرتضوی لازم بود؟

آیا داستان معروف 802 نفری که در آزمون دکترا گزینه ی صحیح را از اسپیس (space!) موجود در سؤال می یافتند؟ و وزیر وقت (که آقای احمدی نژاد او را همانند هلو دوست داشتنی برای خوردن البته بعد از عزلش! می نامید) لیست اخراجشان را امضا کرده بود و قاضی مرتضوی شکایت آنها را به شعبه ای خاص هدایت کرده بود که نهایتاً هم منع پیگرد خوردند ربطی به موضوع پیدا می کرد؟


علی ایحال حکم مشاوره زدن برای قاضی تعلیق شده حسن زارع دهنوی معروف به قاضی حداد(رئیس وقت شعبه امنیت دادگاه انقلاب)؛ یا علی اکبر حیدری فرد قاضی تعلیق شده شعبه اول دادیاری دادگاه انقلاب" (با داستان کشفیات موجود در خودرو و حمایت مرتضوی و داستان اصفهانش که پس از تعلیق از کار خود را قاضی معرفی کرده و کلت می کشد و تیر اندازی میکند ) {در این باره لطفا پیوست تکمیلی چهارم ملاحظه گردد} ،میر محمد صادقی (که حتی حضور متعارف هم در ستاد نداشته)؛ محمد پاریاب ( از پادو های پشت پرده ی مرتضوی و دبیر شورایعالی اطلاعرسانی دولت در دوران (الهام(عصا بدست)) ، فیض الله میرزاوند یا دکتر مهدوی (وکیل آن خانم متهم فرانسوی) و امثالشان که از دوستان و ابواب جمعی قدیمی او بوده ... و در جایگاه مشاوران مرتضوی حق العمل مشاورات وپیگیریهای خود را از او  دریافت می داشته ومیدارند عجیب نمی نمود ، اما حکم و حق مشاوره زدن برای افرادی مثل سرتیپ میراحمدی و یا سردار حمید مقدم فر(از دوستان قدیمی حاج مرتضی رضایی و بعدها رئیس خبرگزاری فارس و هم اکنون معاون فرهنگی سرلشگر جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب) و نور چشمی دانستن خواهر و پسر آقای نبوی و  امثالهم را باید به سرلشگر جعفری تبریک عرض نمود! وچشم روشنی گرفت...

روشنتر عرض میکنم که مثلاً سعید مرتضوی ؛ سردار سرتیپ پاسدار میر احمدی (از مسئولین بلندپایه سپاه و رئیس وقت سازمان حفاظت اطلاعات وزارت دفاع وفعلا معاونت اداری و مالی سردار وحیدی ) را به عنوان مشاور خود در ستادمرکزی حقوق می داده است!


و صد البته پسر بیست و چند ساله ی سردار میراحمدی را نیز به عنوان مسئول تشکیلات عجیب حفاظتی ستادمرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز منسوب نموده! از یاد نبریم که در ستاد فوق وزرای اطلاعات؛ کشور؛ امور اقتصادی؛ صنعت معدن و تجارت؛ نفت؛ راه و شهرسازی؛ جهاد کشاورزی؛ بهداشت؛ مسئولان عالیرتبه قوه قضائیه؛ سازمان بازرسی؛ تعزیرات حکومتی؛ اموال تملیکی؛ سازمان استاندارد؛ بانک مرکزی؛ گمرکات؛ مناطق آزاد؛ دخانیات؛ نمایندگان عضوکمیسیون های مربوطه مجلس شورای اسلامی؛ نیروی انتظامی و ... تحت تدابیر حفاظتی آقای مرتضوی و تحت حفاظت پسر سردار میراحمدی قرار گرفته اند!

رئیس محترم قوه قضائیه

در مقابل امواج ساخته و پرداخته شده توسط دشمنان در مشروعیت زدایی از کار آمدی نظام ولایت فقیه قوه قضاییه زمانی موج شکن جدی خواهد بود که بتواند سلامتش را نه تنها در عرصه ی رسیدگی به پرونده ها بلکه در عرصه ی اقناع افکار عمومی پاسخ دهد.

شما منصوب رهبری هستید و بدانید سکوت و مماشات در برابر امثال [....] و مرتضوی و مشایی و امثالهم پایه های کارآمدی نظام قضایی کشور را در افکار عمومی مردم متزلزل و امکان سوءاستفاده دشمنان قسم خورده انقلاب را در پی خواهد داشت. {در این باره لطفا پیوست تکمیلی چهارم ملاحظه گردد}


در پایان صادقانه می پرسم آیا اجازه دارم پژوهش هایم را پیرامون فعالیت های اقتصادی جناب آقای سید ناصر صاد. ویا فعالیت های مادر و یا برادر سرکار خانم هما میم (همسر آقای مرتضوی ) ویا فامیل های سببی آقای قاف! رأس سوم  این مثلث و مرتبطینی نظیر احمد ر. را در اختیار مراجع ذیصلاح ثقه ی حضرتعالی و یا پس از یک روند زمانی مورد نظر این مراجع،در اختیار افکار عمومی قرار دهم؟

با تقدیم احترام

رضا گلپور چمرکوهی

پژوهشگر و خبرنگار آزاد

چهارم مرداد هزار و سیصدو نود ویک

سالروز عملیات افتخار آمیز مرصاد

پیوست تکمیلی یکم

از این فرصت استفاده می کنم و ضمن ردّ هر سه مورد اتهامی وکلای آقای مشایی (توهین ، افترا و اشاعه ی اکاذیب) نسبت به اینجانب  درباره ی نامه ی منتشر و بلافاصله سانسور شده در آذرماه1389 فریاد بر می آورم :

الف ) ذیل کلمات گهربار معصومین و فرمایشات مراجع عظام تقلید، بویژه حضرت امام خمینی(قدس سره)و مقام معظم رهبری (حفظه الله تعالی)، ادعاهای مدعیان ارتباط با امام زمان (عده ای که به این دکانداری ها میپردازند) صحیح نبوده و به دور از عقل و معمولاً ناشی از شیطنت و انحراف و در بهترین حالت ناشی از کم خردی و یا حمق و بی تقوایی مدعی و یا کم ظرفیتی و بُله باورداران به این ادعاهای فاقد حجت و حجیت است.

ذیل این منطق بنده ادعاهای مطرح شده توسط قدرت الله لطیفی را احمقانه خوانده و پابوسی مدعیان ارتباط و دارای مأموریت خاص را نیز اکیدا از روی کمی خردی و حمق انجام دهنده و دوری اش از فرهنگ فقاهت و مرجعیت شیعه میدانم و با تأکید مجدد بر مطالب مطروحه ام پیرامون اسفندیار رحیم مشایی تحت عنوان آقای مشایی ازدواج موقت و تعدد زوجات ، حلال است نه پابوسی احمقانه مدعیان ارتباط با ولی عصر! اگر قرار است بر این فریاد،مستحق عقابی گردم با آغوش باز آن را می پذیرم .

{قسمتی از نامه منتشر شده اینجانب خطاب به اسفندیار رحیم مشایی در آذر 1389 }

... اوج نمود انحرافات عقیدتی "اسفندیار" ناشی از ایمان او به ادّعاهای احمقانه ی "قدرت الله لطیفی نسب" (از اعضای تولیت مسجد جمکران) ... می باشد.
نامبرده از بزرگان مرتبط انجمن حجّتیّه و مدّعی ارتباط با امام زمان و دارای مأموریت از جانب امام زمان ! برای انجام برخی امور بوده و از طریق "کاظم کیاپاشا" ... در سال 1375 همین آقای مدّعی یعنی "قدرت الله لطیفی" (تولیت مسجد جمکران) با خودروی "کاظم کیاپاشا " (که حالت جانشین او را داشته ) از جمکران تا منزل "اسفندیار" ( در منطقه ی فرمانیه ی تهران ) آمد و بیش از دو ساعتی میهمان او بود تا به آنها بشارت هایی از آینده بدهد!!!
"اسفندیار"و همراهانش برای استقبال از "لطیفی"در ابتدای کوچه منتظر بوده و پس از پیاده شدن نامبرده به حالت سجده خم شد تا پای اورا ببوسد !!!

برای نمونه قسمت هایی از مطالب مطروحه توسّط "مرتضی لطیفی نسب" {پسر قدرت الله } در دوّمین سالگرد فوت پدرش {که علنا در سایتهای رسمی منتشر گردیده بود} عیناً نقل می شود :
ویژه نامه ... " قدرت الله لطیفی نسب" : ...بعد از سه روز روزه و بی افطاری : در حجره دیدم سیّد بزرگوار نورانی است که متوجّه شدم خود حضرتند.حضرت (امام زمان )به من فرمودند شما چای برایم درست کن(!!!)...از این نان و خرما و کباب ...به کسی ندهید(!!!) این مخصوص خود شماست... دیگر در مشهد نمان... به تهران برو و ...
( مرتضی لطیفی نسب پسرش: ) هر چه عنایت خاص فضائل و کمالات انسانی ایشان {قدرت الله } داشت با عنایت حضرت {امام زمان }در همان شب کامل شد(!!!)
(قدرت لطیفی نسب:) {امام عصر(عج)} دم رفتن مشتی پول خُرد در دو دستم ریختند و فرمودند :اینها را بگیر ولی نشمار. زیر پوست تخت بریز و استفاده کن .
( مرتضی لطیفی نسب پسرش:) ایشان(پدرم)... (گفتند در 1348) به مسجد مقدّس جمکران مشرّف می شوند .50 نفر دیگر هم بودند...دیدم از در ورودی سه نفر تشریف فرما شده اند و حضرت {امام زمان} جلوی بقیّه .سلام کردم و دست آقا را بوسیدم.آقا فرمودند بلند شو و اقدام کن مسجد ما را از این وضع بیرون بیاور .وضع بهداشتی اش را درست کن ...ما هم کمکت می کنیم(!!!)...حضرت {امام زمان }کارتی به دست من دادند که یک طرف آن اسماءالله بود و طرف دیگر آن نقشه ی جدید مسجد با یک گنبد و دو گلدسته و قسمت مردانه و زنانه با زیرزمین آن.

{امام زمان} فرمودند"این نزد تو باشد ما به موقع آن را از تو می گیریم."امتثال کردم و آن را گرفتم و بوسیدم.فضا خیلی نورانی و معطّر شده بود. فرمودند شما سراغ آقای" احمدی" بروید.او خودش کارها را درست می کند...

آقای" احمدی" رئیس سازمان اوقاف (رژیم ستمشاهی) در تهران بود. آقای" احمدی" از ساعت 8 صبح که ماجرا را شنید تا حالا گریه می کند.از من پرسید واقعاً آقا امام زمان نام مرا بردند؟ ماجرا را گفتم . او گفت ما ترتیب کارها رامی دهیم.شما یک هیئت امنای 5 نفره تشکیل بدهید.در روز 17 ربیع الاول همزمان با ولادت پیامبر اکرم کلنگ را زدیم و این سرآغاز جهانی شدن نام امام عصر به برکت مسجد جمکران بود(!!!)
...حضرت {امام زمان} پیغام دادند چاهی را که می خواهید بزنید در آینده به مشکل می خورید. حضرت جای دیگر را مدّنظر داشتند.آن نقطه را نشان دادند...

آقا (پدرش قدرت الله )نظرشان این بود که حضرت(امام زمان) دو ظهور دارند: آفاقی و انفسی. ظهور انفسی حدود 55 سال پیش (آنهم با کلنگ حاج" قدرت الله خان! لطیفی نسب")شروع شده و از آن به بعد آرام آرام نام و یاد حضرت در همه جا جاری است.

پدرم جامع صفات انسانی و ملکوتی بودند(!!!)سیر الی الله را با ولایت خاندان عصمت و طهارت و با محبّت و عشق امام زمان خویش طی نموده بودند...اگر قلب انسان دائماًمتوجّه و متوسّل به حضرتش باشد همه ی دستورالعمل ها و راهکارهای طریق بندگی و سیر کمال انسانی به سینه ی انسان اشراق می شودو مربّی عالم وجود هدایتگر سیر ملکوتی شده و ما را از انحرافات باز میدارد...
حضرت طیِّ پیامی توسّط یکی از نزدیکانش ، ایشان و هیئت امنا مخصوصاًآیت الله "واحدی" را تشویق و ترغیب می کنند....از همین دست است ساختن چندین مسجد در تهران و دیگر شهر ها و تعمیر بقعه ی چندین امامزاده و امکنه ی متبرّکه از جمله امامزاده اسحاق مازندران و ...



شرکت آقایان اسفندیار رحیم مشایی و محمود احمدی نژاد در مراسم تشییع قدرت الله لطیفی و عرض تسلیت به پسرش مرتضی


ب) وکلای آقای اسفندیار رحیم مشایی اشاره بنده به ازدواج دیگر نامبرده را مصداق نشر اکاذیب دانسته و این اتهام را به بنده وارد آوردند. 

بنده در اصل نامه ام خطاب به اسفندیار رحیم مشایی منتشره در سایت عماریون نوشته بودم :

بنده برای تجدید فراش به اذن مثل تویی احتیاج ندارم و ازدواج منقطع و یا تعدد زوجات را حکم مترقی و مدرن و انسانی اسلامی می دانم و بر خلاف تو که ازدواج با سرکار خانم زیبا امیولانیفر را که اکنون مادر دختر کوچک توست مخفی می کنی ؛ بنده فریاد میزنم که افتخار میکنم در این لحظه 3 همسر دائم رسمی دارم! و در صورت فراهم بودن شرایط شرعی لحظه ای در تجدید و تداوم این روش الهی تردید نخواهم کرد و خود و خانواده ام را از شر شیطان رجیم در بدام انداختننمان به حرام ها ی گوناگون و بویژه دروغ ؛ به دامان لطف عام و خاص خداوند پناهنده میدانم...

باز هم تأکید می کنم آقای اسفندیار رحیم مشایی دارای سه فرزند به مشخصات :

رضا رحیم مشایی فرزند اسفندیار (متولد : 18/12/1363 با کد ملی : 2279444879)؛ طیبه رحیم مشایی فرزند اسفندیار (متولد: 6/9/1365 با کد ملی : 2279971143)؛ زهرا رحیم مشایی فرزند اسفندیار (متولد 23/8/1384 با کد ملی : 441387268) میباشد که مادر رضا و طیبه ، سرکار خانم شهربانو (معروف به طاهره )ذبیحیان لنگرودی بوده و اکیدا این خانم مادر زهرا نیست پس باید آقای مشایی حداقل دارای همسردیگری بوده و یا باشد که مادر زهراست (یعنی  سرکار خانم زیبا امیولانفر( همسر سابق آقای مسعود ایزدپناه) فرزند علی اکبر...

برای جلوگیری از اطاله کلام در این موضوع ، تنها با مراجعه به همین یک پرونده تشکیل شده با شکایت اسفندیار رحیم مشایی  پیرامون نگارش و انتشار نامه ام خطاب به وی ، خطر وجود عنصری  چنین دو چهره و ضرورت برخورد قضایی با وی آشکار نمی شود؟ که برای بنده قرار مجرمیت صادر شده است؟!

 پایان پیوست یکم

++++++++++++++

پیوست تکمیلی دوم

پیوست چهارم ( آیا می توان از یاد برد که:  )

درست در فاصله ی 7 روزه ی تعلل آقای احمدی نژاد در عمل به وظیفه ی قانونی اش ؛ اسفندیار رحیم مشایی در سایت شخصی خود با انعکاس مطلبی باعنوان«چرا مشایی نه؟ هتاکی به خدمتگزار با وفای مام میهن پایانی ندارد» خود را "ژنرال ارشد احمدی نژاد" خوانده و یکی از دلایل مخالفتها با خود را شانس بالایش برای پیروزی درانتخابات یازدهم ریاست جمهوری دانسته بود!

در ابتدای این مطلب ،باحمله به منتقدان «دانا و نادان»رحیم مشایی آمده بود : راستی داستان چیست که اینگونه دولتمردی به نام مشایی را درتیررس دوست و دشمن قرارداده و وی را ناجوانمردانه سیبل همه نگاههای موافق و مخالف ساخته است؟ هنوز جوهر انتخابات دهم ریاست جمهوری و انتصاب مشایی به سمت معاون اولی رییس جمهور خشک نشده، چه شده که اینگونه بی محابا احمدی نژاد و مشایی در دایره مخالفتها قرارگرفته اند؟ حملاتی در ناجوانمردانه ترین شکل ممکن به ژنرال ارشد دولت که جسم وروح او راخسته کرده است،آیاپایانی خواهد داشت؟ ودریک کلام چرا مشایی نه؟

این مطلب افزوده بود: طبیعی است که بپرسیم اسفندیاررحیم مشایی کیست که در سه‌سال گذشته پس ازمحمود احمدی‌نژاد خبرسازترین و مورد هجوم ترین مرد دولت نهم بوده است؟ مردیکه با سخنانش، متانتش و عملکرد خود همواره به مدیری غیرقابل پیش بینی تبدیل شده است،کیست؟ ازچه سوابقی برخورداربوده وچگونه درآستانه 49 سالگی به معان اولی ریاست جمهوری ایران دست یافته است؟ چگونه چرخ روزگار از فارغ التحصیل دیروز رشته الکترونیک اصفهان، مردی بزرگ و اسلام شناسی ساخته که اکنون عده ای ازترس نفوذ کلام او به جای بررسی دیدگاهها وعملکرد وی در سازمانهایی که مدیریت آن‌ها را برعهده داشته، با اتکا به مواردی مجهور، صرفا به عقدهگشایی علیه او مشغولند؟

در ادامه مطلب قید شده درسایت شخصی مشایی آمده بود: طبق شواهد و مدارک موجود ،مخالفان مشایی رامیتوان در چندین گروه که عمدتا درپایگاههایی موسوم به اصولگرایانند،تقسیم بندی کرد :

1-گروهها واشخاصی که بدون مطالعه وشناسایی سوابق مشایی از دور دستی برآتش تفرقه افکنی داشته و همواره بر اتش این اختلاف میدمند.

2-گروه‌های سهم خواه ازانتخابات که تا کنون موفق به دریافت سهم مورد انتظار از احمدی نژاد نشدند.

3-آن‌هایی که جرات مخالفت رودررو با احمدی نژاد را نداشته وبرای جبران مافات به کرات یاران او را مورد حمله قرار میدهند.

4-آن‌هاکه بر این باورند مشایی باقرارگرفتن درپست معاون اولی به طور بالقوه درانتخابات یازدهم ریاست جمهوری از شانس بالایی برای به دست آوردن آرای ملت برخورداراست.

مشایی در نوشته فوق افزوده بود: البته به این گروه می‌شود افرادی را اضافه کرد که یادشان رفته عزت وکرامت چیزی است که خداوند به انسانها میدهد و اگر مشایی اکنون دارای عزتی است،این عزت برگرفته از اعتقادات والطاف خفیه الهی و عنایات حضرت ولیعصر (عج) است وآتش حسادت نیز هیمنه ای است که باهیچ آب سردی خاموش نخواهدشد(!)

مطلب فوق با اشاره به موضوع طرح دوستی با مردم اسرائیل از سوی مشایی  و سپس نامه وی بعد از اظهارات مقام معظم رهبری مدعی شده بود : آنها که خود یک سیلی برای این انقلاب نخورده و سیاست پیشگان تازه به دوران رسیده محسوب میگردند،چنان باآب وتاب و ناجوانمردانه به مشایی میتازند که تاکنون کسی در ایران اینگونه به ضدانقلاب نتاخته است. بزرگمردی که از ابتدای انقلاب در سیستم امنیتی و اطلاعاتی کشور مسئولیتهای خطیری برعهده داشته و تا کنون نیز که حساسترین پست‌های اجرایی کشور رابرعهده داشته، ازاین مسئولیتها برای خویش کیسه ای ندوخته و درپاکدستی شهره خاص و عام است. بی‌سبب نیست که مقام عالی اجرایی کشور،مشایی را از وفاداران به انقلاب اسلامی و فردی ولایی،ساده زیست وخدمتگزارمردم دانسته و همچنان تاکید داشته باشدکه مشایی معاون اول رییس جمهوراست وبه فعالیت خود در دولت ادامه خواهدداد.

درانتهای مطلب قیدشده درسایت شخصی مشایی آمده بود: آنها که جرات ابراز مخالفت بارییس جمهور را ندارند،این روزها مشایی را تیررس حملات خود قرارداده اند،بلکه باحذف این یار دیرین احمدی نژاد بتوانند دلسردی خاصی را در اطرافیان رییس جمهور به وجودآورند. ... مشایی تا کنون نشان داده که درحیف ومیل اموال بیت المال و احقاق حقوق ملت با هیچ کس عقد اخوت نبسته و با مسئولیت معاونت اولی کام بسیاری از دنیاپیشگان تلخ خواهدشد.


پریوش سطوت همسر دکتر فاطمی که احمدی نژاد را مصدق زمان معرفی نمود!

پایان پیوست دوم

+++++++++++

پیوست تکمیلی سوم

{قسمتهایی از قسمت اول پژوهش اشباح جنگل:}

پس از اعلام رسمی ورود سازمان به فاز معروف مشی مسلحانه بخشی از نیروهای ماشاءالله سعیدی با به میدان آوردن بخشی از توان نظامی تروریستی خود و با بهره گیری از موقعیت جغرافیایی و آموزشهای قبلی سازمانی خود با ایجاد قرارگاه فرماندهی در شهرستان رامسر سلسله جنایاتی را مرتکب شدند که از جمله منجر به شهادت جمعی از بهترین نیروهای حزب اللهی سپاه و بسیج و دیگر نهادهای انقلابی گردید.

در خصوص عملکرد تروریستی عوامل مرتبط با ماشاءالله سعیدی می توان اشاره داشت به :

الف:

 تهاجم تروریستی محاربین خلق به حوزه(مقر) بسیج کتالم شهرستان رامسر در مورخه 16/5/1360 که منجر به شهادت شهید نظام الدین خلعتبری فرمانده وقت حوزه بسیج شهر کتالم و شهید حجت اله (حسن) رستگاری یکی از اعضای بسیجی؛ گردید ، به مباشرت تیم تحت امر کوروش رحیمی(بختیار رحیم مشایی برادر تنی اسفندیار ) از جمله سعید ایمانی ،عیسی ساملیان ، بهروز قربانی و مرتضی شکوری (محاربین عضو سازمان و از عوامل اصلی حمله به حوزه بسیج فوق) صورت پذیرفت.

علیرغم اینکه در جریان این عملیات تروریستی ، بختیار رحیم مشایی معروف به کورش رحیمی ( برادرِ تنی اسفندیار رحیم مشایی ) فرماندهی تیم ترور را به استعداد حداقل ده نفر ، شخصاً و میدانی بر عهده داشت و بر اساس شواهد و مستندات شخصاً با در داست داشتن سلاح گرم در عملیات در به شهادت رساندن نیروهای بسیج شخصاً عاملیت داشت ، اما در مسیر رسیدگی ، اعضای خانواده ی رحیم مشایی با شگردهای غیر قابل اغماض و با سناریوی محاکمه ی نمایشی در مقر حوزه ی بسیج ، صرفاً  نیروی نفوذی محاربین (با نام اصلی طاهر چمنی نوکر خانه زاد خانواده رحیم مشایی) که در شب ترور در مقر بسیج حضور و با هماهنگی قبلی و باز کردن درب ورودی حوزه ی بسیج ، شرایط را برای ورود تیم عملیاتی بختیار مهیا نموده بود؛ (تأکید می شود با وجودی که فرماندهی عملیات بر عهده ی برادرِ اسفندیار بوده!) در اندک زمانی کوتاه بدون تخلیه اطلاعات از او معدوم می گردد.

در باره ی این عملیات ، دقت در افراد و عملکردهای ذیل ضروری می باشد:

جواد ع

 از نیروهای بسیجی و شهود اصلی میدانی این حادثه ی تروریستی که در شب حادثه در مقر حوزه ی بسیج و علیرغم تیراندازی تیم عملیاتی محاربین به سوی وی از عملیات ترور جان سالم به در برده بود و از آنجائیکه در شب ترور ، عیناً برادرِ اسفندیار (بختیار رحیم مشایی معروف به کورش رحیمی ) را با چشمان خود دیده بود و در جریان تحقیقات و بازجویی و نیز در موقع اجرای سناریوی محاکمه ی نمایشی  در مقر حوزه ی بسیج بر مشاهدات خود مبنی بر شناسایی برادرِ اسفندیار(کورش رحیمی) اصرار و علیرغم فشار روانی همراه با تهدید و ارعاب از جانب رحیم مشایی تحت هیچ شرایطی اظهارات خود را پس نمی گرفت، توسط عوامل خانواده ی رحیم مشایی ناجوانمردانه تا پای چوبه ی دار محاکمه و مدت بیش از سه ماه و اندی بصورت انفرادی بازداشت و سپس با مساعدت حاکم شرع وقت از زندان رهایی می یابد...

چندی پس از لو رفتن کورش رحیمی و دستگیری و تحویلش به سپاه رامسر ، برادرش اسفندیار رحیم مشایی با اجرای سناریوی نمایشی دیگر در مراسم صبحگاه سپاه ، یکی دیگر از نیروهای بسیجی  بنام ع س را که در شب ترور حاضر بوده و او هم کورش را شناسایی کرده و در جریان تحقیقات هویت او را منعکس می نماید با بکارگیری تهدید و فریب وادار می کند در جمع نیروهای سپاه اظهارات اولیه ی خود مبنی بر مشاهده و شناسایی کورش در ارتباط با عملیات تروریستی موصوف پس بگیرد!

شاهد دیگر پس از آزادی از زندان به جبهه فرار می کند و بعد از اینکه در آنجا زخمی می شود به رامسر نمی آید و از آن زمان تا به حالا خود را از دید اسفندیار و کوروش و .. مخفی نگهداشته است.

در نتیجه برادر محارب اسفندیار( بختیار رحیم مشایی معروف به کورش رحیمی ) از مجازات اعدام نجات یافته و صرفاً پس از تحمل حدود سه سال حبس با شرایط خاص مرخصی روزانه به عنوان توّاب از زندان آزاد میگردد.

نکته قابل تأمل اینکه بعدها در جریان شناسایی و دستگیری سایر اعضای تیم تروریستی مورد بحث تقریباً تمامی آنها علیرغم مدارک و قرائن مستدل ، صرفاً پس از تحمل حبس های کوتاه مدت به عنوان توابین از زندان رهایی یافتند!

مرتضی غلام کلایه

از محاربین خلق و از عوامل حادثه حمله به حوزه بسیج کتالم می باشد. دو بار دستگیر و هر بار با مساعدت اسفندیار آزاد می شود. در سال 74 باجه مخابراتی رمک به وی و برادرش داده می شود.گفته می شود وی دهها نفر از منافقین را به عراق فرستاد. باجه مخابراتی رمک به منافق دیگری به نام حسین عسگررمکی سپرده شد. جالب است او که از دوستان نزدیک کوروش و اسفندیار است ، در اثر نزدیکی با اسفندیار وضعیت مالی بسیار خوبی پیدا کرده است.

درباره ی محبت ویژه ی اسفندیار به برادران شهید رستگاری

گفته می شود آقابزرگ رستگاری پدر شهید رستگاری در حال حاضر دارای اعتیاد به ... است . و از طرف دیگر باجناق او به نام(علیرضا علیزاده) دائی اسفندیار می باشد.

(افضل علیزاده پسر او از محافظین اسفندیار بوه است)

گفته می شود آقابزرگ 2 پسر دیگر داشته به نام های عبدالله و  حمزه که هر دو همانند پدر دارای ... هستند و با پیگیری اسفندیار در بانک ملت(عبدالله در بانک کتالم و حمزه در بانک تنکابن) استخدام می شوند . لازم به ذکر است که آقابزرگ در اوایل انقلاب یک مغازه داشت که ...

ب :

* اقدام به سرقت مسلحانه از بانک های صادرات و ملی سادات محله شهرستان رامسر و سرقت مبالغ کلان وجوه نقدی از بانک های مذکور و تیراندازی و مجروح کردن یکی از نیروهای حزب اللهی منطقه...

این عملیات تروریستی ،توسط رستم جمشیدی ،  داراب جمشیدی ، رستم طالش بهرامی ، حمید تنقطار و دیگر اعضای محاربین خلق در هماهنگی با برخی اعضای خانواده اسفندیار رحیم مشایی بویژه هوشنگ رحیم مشایی انجام گرفت.

حمید تنقطار پیش از این عملیات 2 نفر از مردم را به دلیل حزب اللهی بودن در منطقه بی بالان کلاچای به شهادت رسانده بود که پس از شناسایی و دستگیری از بازداشتگاه سپاه لاهیجان اقدام به فرار نموده بود.

رستم طالش بهرامی از عوامل عملیات سرقت مسلحانه از بانک صادرات و ملی سادات محله رامسر خودسرایدار بانک و تنها فردی بود که در جریان این حادثه دستگیر گردید

رستم ضمن اعتراف به دادن اطلاعات کامل به هوشنگ رحیم مشایی در مورد موجودی سنگین بانک که مربوط به مطالبات چایکاران بود فقط به مدت بسیار کوتاهی حبس محکوم می شود.وی و هوشنگ رحیم مشایی در فاصله کوتاهی به دلایل نامعلومی فوت می کنند و مرگ این دو نفر بسیار مشکوک بوده است.

ج:

* اجرای کمین و تهاجم مسلحانه منافقین به خودروی حامل شمس الدین فرجی فرمانده عملیات سپاه رامسر و هدف قرار دادن او و نیروهای تحت امرش در منطقه ی جنگلی موسوم به دالخانی در تاریخ 13/3/1361 تا 15/3/1361 که منجر به شهادت فرمانده ی عملیات سپاه رامسر و هفت تن از نیروهای بسیجی همراهش می شود...

بنابر اعترافات منتشر شده از محاربین دستگیر شده ای نظیر مهندس حسین مقدم و حلاجیان و شافعیان (در تلویزیون گیلان در سال 63 )آنان در جنگل دالخانی با برنامه ریزی متکی به اطلاعات از عوامل نفوذی خود اقدام به کمین و حمله به نیروهای سپاهی و بسیجی نمودند.

ایرج یوسف طالشی از جمله ی این عوامل نفوذی بوده که به عنوان عامل انتقال اطلاعات در خصوص زمان تردد و مسیر حرکت خودروی لندرور سپاه اقدام نموده بود .

حسین مقدم از سرکرده های محاربین خلق در مازندران و از مرتبطین با شبکه ی ماشاءالله سعیدی بود از 1355 در غرب مازندران جلسات نفاق را با پوشش حجتیه تعقیب می نمود.

در دستگیری دو تن از محاربین (به نامهای رحیم عمویی و مختار خانطالشی فرزند سلیمان ) در جریان محاصره ی آنان در منطقه عمومی جنگلهای دالخانی و از آنجایی که در بازجوئیهای اولیه نهایت همکاری را با نیروهای سپاه عمل می آورند، حلقه های مفقوده در عملیات کمین و حمله مسلحانه به خودروی سپاه در منطقه  عمومی دالخانی معلوم شده و از همان زمان مشخص می شود که محل مقر عملیاتی سپاه و زمان  تردد و مسیر حرکت خودرویشهید فرجی  از طریق عوامل نفوذی به محاربین اطلاعرسانی شده بود.

در این زمینه مشخص می شود که داود طالش شریفی عامل انتقال اطلاعات دریافتی از نفوذی موجود در سپاه در خصوص زمان تردد و مسیر حرکت خودروی لندرور سپاه بوده است.

نکته ی باورنکردنی درباره ی او اینکه وی قبلا توسط سپاه دستگیر و با مساعدت اسفندیار در قبال وثیقه آزاد و سپس متواری می گردد و باورنکردنی تر اینکه داود طالش شریفی که پس از عملیات کمین خودروی سپاه دستگیر شده بود حسب دستور اسفندیار بلافاصله اعدام می گردد! زندانبان وقت بازداشتگاه سپاه به نام رحیم نصیریان می گوید پس از دستگیری وی بارها تلاش کرده بتواند با او در بازداشتگاه ارتباط برقرار کرده و اطلاعات لازم در خصوص گره های کور عملیات کمین را اخذ کند که بعلت ممانعت شدید اسفندیار موفق به این کار نمی شود خواهر و برادر داود به نام محمود هر دو دارای سابقه دستگیری داشته اند.

فردی بنام اکبر شیخ طالبی نیز که در جریان به شهادت رساندن بسیجیان مظلوم در جنگل دالخانی در سال 61 بازداشت شد و به زندان افتاد بعدها در اداره منابع طبیعی رامسر مشغول به کار گردید. با توجه به اینکه نامبرده در جریان خرید و فروش اراضی متعلق به اسفندیار و نیز تقسیم زمینهایی بین منافقین در طرح خروج دام از جنگل که دارای مشکلاتی جدی بوده است ،زاویه ی جهت گیری تولا و تبرائی طبیعی اسفندیار حتی با گذر زمان علامات استفهام دیگری را نیز ایجاد می کند ...

نتیجه مهم :

پیرامون سه عملیات تروریستی منافقین در مقوله های فوق الاشاره و در بررسی و تحلیل اعضای شبکه ی ماشالله سعیدی کلیدواژه های خانوادگی فرزندان قاسم رحیمیان ، مثال زدنی است :

فیروز رحیمیان فرزند قاسم  متولد 1334  معلم . قبل از پیروزی انقلاب اسلامی عضو تشکیلاتی سازمان بوده و از محورهای اصلی جلسات سازمان از ابتدای 1355 در غرب مازندران و پس از پیروزی انقلاب  در ارتباط با فاز نظامی سازمان در جنگل دستگیر و شاه کلید دسترسی به ماشا الله سعیدی بوده است که اعدام می گردد.

دو خواهر وی به نام های زیبا و زهره منافق سابقه دار هستند که با حمایت اسفندیار از مرگ نجات یافتند.

بهمن رحیمیان فرزند قاسم  عضو فعال و تشکیلاتی سازمان که در سال 1360 دستگیر و پس از مدتی زندان در قالب تواب آزاد و بعد به تشکیلات نظامی سازمان درجنگل پیوسته و در جریان اجرای عملیات کمین در جنگل دالخانی که منجر به شهادت فرمانده عملیات سپاه و شش تن از نیروهای بومی گردید؛ مشارکت داشته که پس از شناسایی دستگیر و بر حسب حکم صادره بر سر مزار شهید فرجی در ملاء عام اعدام گردید .

بیژن رحیمیان فرزند قاسم  از اعضاء فعال و تشکیلاتی سازمان که در سال 1361 دستگیر و زندانی شد که پس از چندی از زندان متواری و به نیروهای عملیاتی سازمان در جنگل های منطقه پیوسته که پس از انهدام مقر منافقین در جنگل دالخانی نامبرده موفق به فرار گردیده و سپس به تشکیلات سازمان در عراق می پیوندند و در عملیات مرصاد مشارکت و بر اساس اطلاعات قابل اشاره هم اکنون در مقر سازمان در پادگان اشرف عراق حضور دارد.

بهروز رحیمیان فرزند قاسم عضو فعال و تشکیلاتی سازمان که در سال 1360 شناسایی و دستگیر و پس از مدتی در قالب تواب از زندان آزاد و پس از چندی به تشکیلات سازمان در جنگل پیوسته و بدنبال انهدام مقر منافقین در جنگل های منطقه به نیروهای سازمان در عراق ملحق و در عملیات مرصاد شرکت جسته و بر اساس اطلاعات منتشره در جریان همان عملیات به هلاکت می رسد.

زیبا رحیمیان  فرزند قاسم  معلم اخراجی. از اعضا تشکیلاتی سازمان که در ارتباط با فاز نظامی شناسایی ، دستگیر و محکوم به 15 سال زندان میگردد. پس از 5 سال به الطاف اسفندیار مشمول عفو قرار گرفته از زندان آزاد شده است.متأهل و در رامسر زندگی می کند.

زهره رحیمیان فرزند قاسم نامبرده در دوران تحصیل در مدرسه ی بیهقی بعلت شعارنویسی و پخش اعلامیه ها و روزنامه های سازمان از مدرسه اخراج و پس از چندی با اخذ تعهد کتبی به مدرسه بازمیگردد.اما پس از چندی به اتفاق برادر کوچک خانواده به نام بهرام رحیمیان ایرج ندافی... طالش شریفی ( برادر معدومی نصرالله طالش شریفی) شناسایی و دستگیر و به اتهاماتی محاکمه و زندانی می شود

از نکات جالب توجه و تأمل برانگیز اینکه در جریان دستگیری تیم مزبور از آنجا که اسفندیار مسئول بازجویی و پرونده سازی بوده ،صرفا زهره رحیمیان مشمول الطاف اسفندیار قرار گرفته و با مساعدت وی پس از مدتی کوتاه با مساعدتهایش از زندان آزاد و مابقی نفرات تیم به زندانهای طویل المدت محکوم میگردند... مشار الیها در تهران به آدرس ... سکونت دارد...

هر چند اسفندیار در واحد اطلاعات علی الظاهر عنوان جانشینی داشت (قاسم موفقی مسول سپاه رامسر بود ولی به دلیل عدم سواد و دانش کافی وی همه کارها در عمل زیر نظر اسفندیار انجام می شد.)

در واقع بدلیل دارا بودن خصوصیات پیچیده ی روحی و توان تأثیر گذاری بر اطرافیان و گرفتن ژست های مقدس مأبانه ی حجتیه ای عملاً همه کاره و مسئول میدانی واحد به شمار می رفت.

در سیر مراحلی که می بایست در خصوص فرد متهم صورت می پذیرفت ( صدور احکام دستگیری ، مصاحبه ، بازجویی ، تعیین تکلیف متهم ، کیفیت پیگیری پرونده و ... ) بنا به دخالت و دستور مستقیم اسفندیار و بر حسب موقعیت و وضعیت متهم عملیاتی می گردید!

به نظر می آید بازنگری حوادث اوایل دهه ی 1360 و کنکاش در زوایای امنیتی فاز تروریستی نظامی سازمان محاربین و بررسی عوامل انسانی مؤثر در پیدایش و عملیاتی کردن استراتژی براندازی نظام جمهوری اسلامی در لایه های عمیق تر آن سازمان جهنمی و ارزیابی کارکرد امنیتی اداره ی اطلاعات سپاه که در آن زمان توسط اسفندیار رحیم مشایی کارگردانی می شد ، بیانگر واقعیت پنهان مانده اما بسیار تلخ و نگران کننده ایست که در صورت بی تفاوتی مراجع ذیصلاح قضایی و حفاظتی در برخورد جدی با این جریان مشکوک السابقه که پس از سالها با استفاده از فضاهای موجود مجدداً ریشه دوانی کرده ، به یقین در آینده ای نه چندان دور امنیت ملی کشور را با چالش جدی مواجه سازد.

در فضای پس از ترورهای سال 60 و 61 که مردم بلافاصله عوامل محاربین را شناسایی و توسط نهادهای انقلابی بازداشت می شدند ،جهت انجام تشریفات و مراحل قانونی دادرسی وقت در اختیار واحد اطلاعات قرار میگرفتند ، اما به نظر می آید آقای  اسفندیار با سوء استفاده از موقعیت خود در جریان روند رسیدگی با نهایت زیرکی و دوچهرگی ضمن توجیه و اثرگذاری و هماهنگی با دادستان و دادیار وقت دادسرای انقلاب اسلامی و در پاره ای موارد حتی بدون آن ، با تبرئه و تخفیف عوامل انسانی اصلی محاربین مؤثر در بروز حوادث تروریستی از یک سو و صدور احکام اشدّ مجازات (اعدام) در خصوص افراد رده پایین محاربین که در عملیاتی کردن حوادث مورد اشاره عاملیت مؤثر و نقش چندانی نداشته از سوی دیگر؛ با شگرد های متقلبانه با هدف امحاء سر نخ ها و ردّپای خود و خانواده ی نسبی و سببی آینده!اش صرفاً صورت مسأله را پاک می نموده است.

از جمله مصادیق روشن و غیر قابل انکار این نحوه ی عملکرد می توان به عملیات تروریستی گروهک محاربین در تهاجم به مقر حوزه ی بسیج کتالم از توابع رامسر که در تاریخ 16/5/1360 صورت گرفت و منجر به شهادت فرمانده ی حوزه ی بسیج و یکی دیگر از نیروهای بسیجی گردید اشاره داشت.

تنها برادر تنی اسفندیار به نام بختیار رحیم مشایی با اسم مستعارکوروش رحیمی (روح الله) می باشد. حیرت آور اینکه بختیار رحیم مشایی (معروف به کوروش رحیمی و در پاره ای موارد پس از زندان نام روح الله هم استفاده مینماید ) از مرتبطین مستقیم با تیم محاربین تحت امر ماشا الله سعیدی بوده است...

کوروش از بنیانگذاران و شورای مرکزی سازمان نفاق در منطقه کتالم بوده است.بعد از اعلام جنگ مسلحانه از سوی سازمان منافقین وی وارد فاز نظامی می شود. او از عوامل مستقیم و اصلی عملیات سرقت مسلحانه به بانک صادرات و ملی سادات محله رامسر و فرمانده عملیات حمله به پایگاه بسیج کتالم بوده است .

در این مورد کوروش و همدستانش با شهادت دو نفر از نیروهای بسیج کتالم به نام های حجت اله رستگاری و نظام الدین خلعتبری متواری و در خانه تیمی خیابان سید جمال الدین تهران - در اصل منزل یکی از اقوام(فرزندان عموی) او صدیقه و جواد رحیم مشایی - مخفی بوده که پس از بازداشت طاهر چمنی که صریحا اعتراف می کند با پیشنهاد کوروش (بختیار) رحیم مشایی و گذراندن آموزشهایی نزد او به تشکیلات بسیج نفوذ کرده و اطلاعات و اخبار خود را به کوروش منتقل می نموده ؛ ضابطان دادستانی با استفاده از شنود مکالمه تلفنی کوروش ؛ از مخفیگاه کوروش و همدستانش، با خبر و توسط سپاه تهران (مجموعه ی شهید اعرافی) در منزل محل مخفی شدنش به همراه 4 محارب دیگر دستگیر گردیده و به نقش مستقیم خود اعتراف می نماید.

حتی چهار نفر از اعضای سپاه رامسر به نام های شهید علی سلیمان نژاد(فرمانده وقت سپاه رامسر) ، هادی پیامی، عادل مشایی و بهرام قربانیان در مسیر انتقال کوروش به رامسر پس از شنیدن اعتراف وی به دست داشتن در این عملیات با علم به اینکه اسفندیار مانع از اعدام برادرش خواهد شد تصمیم به کشتن وی می گیرند که بعلت مخالفت یکی از این چهار نفر منصرف و وی را تحویل اسفندیار می دهند و با دخالت اسفندیار مجازات کوروش به حبس  ابد و سپس با تحمل کیفر و عدم اثبات آزاد می شود.

گفته شده اسفندیار با ترفندی اقدام به کشتن 6 نفر منافق بدون گرفتن و محاکمه توسط دستگاه قضایی به دست این 4 نفر می نماید و با تهدید آنها را مجبور به سکوت در مقابل جریان برادرش می نماید. سرانجام با تلاش زشت اسفندیار و تهدید و تطمیع دو شاهد این حادثه ، کوروش ابتدا به حبس ابد و سپس بعلت تواب شدن به سه سال حبس محکوم می شود.

... کوروش عضو تیم اعزامی کوهنوردی به کلیمانجارو(تانزانیا) در تاریخ 4/10/85 الی 16/10/85  ...

احتمال داده می شود کوروش به توصیه مستقیم آقای ری شهری (وزیر سابق اطلاعات) مورد عفو قرار گرفته باشد و حتی از سوی اسفندیار چنین عنوان شده که آقای ری شهری عفو وی را از حضرت امام گرفته است.

لازم به ذکر است رسیدگی به پرونده کوروش در آن زمان توسط دادستان وقت در مازندران به نام ستایش صورت می گیرد و در نتیجه حکم حبس ابد صادر می شود.

دقت به روابط نزدیک اسفندیار رحیم مشایی با رمضان فرج مشایی از عناصر قدیمی امنیتی تنکابنی و ساروی است که بسیار مورد وثوق اسفندیار و تقریبا هماهنگ کننده کارهای ویژه اسفندیار در منطقه ی شمال کشور بوده کلیدی است.

اسفندیار قصد داشته رمضان را فرماندار تنکابن نماید.عدم انتصاب وی به سمت فرمانداری را از چشم جواد قناعت ( معاون سیاسی استاندار مازندران) می بینند و عوامل اسفندیار سم پاشی های منفی علیه او راه انداختند.

اسفندیار جهت انتخابات مجلس سازماندهی هایی به صورت مخفی گردآوری نموده و چند نقطه در استان گیلان پیش بینی و تهیه شده که تمامی کارهای ملکی و ملاقاتها و مسائل مالی به رمضان فرج مشایی سپرده شده بود .

 اسفندیار پس از عدم موفقیت در انتصاب رمضان فرج مشایی در سمت فرمانداری تنکابن با طرح جدیدی سعی می کند باباخانی(فرماندار رامسر) را به سمت یکی از معاونین استاندار گیلان (قهرمانی) منصوب کند و رمضان فرج مشایی را به جای وی فرماندار رامسر نماید.

حمید احمدنژاد که به مدت چهار سال هم بند کوروش بود،دو برادرش معدوم بدلیل عضویت در سازمان محاربین داشته و برادردیگرش عضو سازمان محاربین سوئد می باشد.پدرش نیز در این رابطه سابقه ی زندان داشته است. کوروش در تاریخ 8/6/85 به همراه 8 نفر به فرانسه جهت دیدار با برادرِ حمید احمد نژاد می رود

ساعد احمدنژاد منافق معدوم.

کامبیز احمدنژاد. همسر شراره شمسیان و صاحب یک فروشگاه لوازم خانگی در رامسر است.

مهدی احمدنژاد. از ملاکین منطقه است که در کتالم ،رامسر،پیازکش،لرسانور و ... دارای هکتارها زمین می باشد.

گفته شده کوروش با فردی به نام مجید احمری نژاد از مدتها قبل وارد مقوله ی استخراج اشیاء زیرخاکی و باستانی شده است. مجید احمری نژاد از منافقین بسیار خطرناک بوده که با  بختیار رحیم مشایی معروف به کوروش رحیمی همسایه بوده و از مدتها قبل همراه کوروش در جستجوی استخراج اشیاء زیرخاکی می باشند.دو برادر وی به نام های متقی و طاهر منافق و معدوم شده اند.

کورش رحیم مشایی به همراه رسول کرد رستمی و علی کرد احمدی در منطقه ییلاقی گراس ماسر اقدام به حفاری برای در آوردن زیرخاکی نموده اند.گفته شده وضعیت مالی کوروش به کلی  تغییر کرده است.اخیراً با دو اتومبیل در محل خود دیده شده یکی سواری مزدا به رنگ سفید روغنی (این خودرو متعلق به التفات سنایی می باشد) که کوروش رحیمی با آن در محل حفاری برای جمع آوری زیرخاکی تردد داشته است. گفته شده کوروش یک دستگاه دیجیتال مخصوص کشف اجناس زیر خاکی به همراه تعدادی نقشه (از سازمان میراث) از استانهای گیلان و مازندران تهیه کرده است . هم بند دیگر کوروش ، مهدی رضا زاده می باشد که با اسفندیار روابط هماهنگی دارد.

رضازاده با وکیلی به نام التفات سنایی  با نام مستعار باقری ارتباط دارد که دارای روابط نزدیکی با این طیف است .

التفات سنایی وکیل پایه یک در میدان ونک بوده است. به اتهام فعالیت و هواداری منافقین در رامسر دستگیر می شود و بعد از  دو سال با عفو امام آزاد می شود. برادرش به نام قهرمان سنایی هوادار توده بوده.

علی لیماکشی همکاری نزدیک با گروهک منافقین در غرب مازندران(رامسر) دارد.در جریان جنگل مازندران اعضای این گروهک را بارها پناه داده و بخشی از تجهیزات نظامی این گروهک را در اختیار داشته.محل نگهداری این تجهیزات در دو روستای چتوک و کلک می باشد.ارتباط نزدیکی با مشایی ها به خصوص کوروش رحیمی (برادر اسفندیار) دارد.

گفته شده کوروش همچنین عامل اصلی شهات کوزه گر بوده است.

  احمد رحیمی {رحیم مشایی }منافق معدوم

کافیه (اشرف) رحیم مشایی خواهر  تنی اسفندیار و بختیار رحیم مشایی (معروف به کوروش رحیمی) سابقه ارتباط با محاربین خلق ایران ...

پایان پیوست تکمیلی سوم

++++++++++++++++

پیوست تکمیلی چهارم

{شرح هفت‌تیرکشی مشاور فعلی سعید مرتضوی (دیگر متهم تعلیق شده جنایت کهریزک در زمان دادستانی نامبرده) منتشره در رسانه ها جمعه 18 فروردین 1391 :}


سایت عبرت نیوز از هفت‌تیرکشی و شلیک گلوله توسط یکی از سه قاضی متهم در پرونده بازداشتگاه کهریزک، در یک نزاع خیابانی خبر داد. به گزارش این وب سایت به نقل از شاهدان عینی، حیدری فرد دادیار تعلیق شده در زمان دادستانی سعید مرتضوی که اکنون در سمت مشاور وی در ستاد قاچاق فعالیت می کند و اخیرا نیز به شدت به منتقدین وی تاخته و حتی رسانه ها را تهدید به برخورد کرده بود، در یک پمپ بنزین حاشیه اصفهان دست به سلاح شد و پس از شلیک گلوله سوار خودروی خارجی خود از صحنه خارج شد اما با قاطعیت مسئولان قضایی اصفهان متوقف گردید.

بر اساس این گزارش حیدری فرد که پیش از این در سمت دادیار کهریزک شناخته می شد و اکنون در حالت تعلیق قرار دارد و بیشتر بعنوان مشاور سعید مرتضوی شناخته میشود هنگامی سوخت گیری در پمپ بنزین  {بهارستان} در 15 کیلومتری اصفهان گرفتار یک جر و بحث با برخی از شهروندان شده و در نهایت به روایت شاهدان عینی، متوسل به اسلحه شده و توسط کلت کمری اقدام به شلیک چند گلوله می کند که گویا بر اثر آن خساراتی به چند خوردو وارد می شود.

بر اساس اظهارات یک شاهد صحنه، وی پس از این واقعه و در مواجهه با ماموران انتظامی خود را قاضی معرفی و ضمن توجیه رفتارش از صحنه خارج می شود، که بر اساس شنیده های موثق پس از طی مسیر و گزارش مورد به مراجع ذیصلاح، وی و خودروی خارجی او تحت تعقیب قرار گرفته و جهت رسیدگی و شناسایی دقیق در مسیر متوقف و به یکی از مراجع قضایی دلالت داده می شود.

پایان پیوست تکمیلی چهارم

++++++++++++++++

پیوست تکمیلی پنجم


قسمتهایی از مصاحبه ام با خبرنگار روز نامه شرق که در ظاهرا سانسور اما به واقع با کسب امتیازات لازم! معامله شد: 

* همه نامه هایی که نوشتید منتشر نشده؟

نه خیر، انتشار را گذاشتم به عهده خود فرد .خودم در صورتی که انتشار نامه بازتاب ایجابی و تأثیر داشته باشد آن را منتشر می کنم.

* و تبعات این نامه ها چه بوده؟

 یکی اینکه شما الان اینجائید! دیگر اینکه من درمورد نامه مفصلی که به آقای خاتمی نوشتم شش ماه زندان رفتم اما تا به امروز هم اصل آن نامه را منتشرش نکردم. در مورد نامه به مشایی هم با هجومی مواجهه شدم که انسان خوف می کند.

* چه سالی به خاتمی نامه نوشتید؟

سال 1383.

* یعنی رییس جمهور دوره اصلاحات به دلیل نامه شخصی که برای او  فرستادید با شما برخورد کرد؟

نامه ام شخصی نبود . ایشان مطابق قانون اساسی ؛ رئیس شورایعالی امنیت کشور بود و به او در جایگاه دارنده ی این عنوان حقوقی، مواردی را ازانحرافات ویا مفاسد برخی مرتبطینش در معاونت بازرسی ویژه رئیس جمهور نامه نوشتم. اما او نه تنها ظرفیت استفاده از ماحصل پژوهش هایم در برخورد با انحرافات مسلّم را نداشت بلکه وزارت اطلاعات تحت مدیریت او در آن جایگاه، من را در خیابان انقلاب تقاطع پل چوبی به شکل زننده ای دستگیر کردند.

* و چه محکومیتی به شما دادند؟

البته در نهایت پس از چهل شبانه روز انفرادی وشش ماه بازداشت در بند 209 زندان اوین من محکومیتی درباره ی اتهاماتی که به من تفهیم شده بود، پیدا نکردم و از آن اتهامات تبرئه شدم.

* جنجالی‌ترین نامه‌هایی که چند وقت اخیر منتشر شده را هم شما نوشتید.

من به وظیفه ی شهروندی و شرعی ام عمل کردم.به تحلیل و تسمیه ی شما هم احترام می گذارم.

* شما دو نامه جنجالی در مورد اسفندیار رحیم مشایی نوشتید که به نوعی سر آغاز بحث های معروف به جریان انحرافی شد.

یک نامه مستقیم به آقای مشایی نوشتم و یک نامه هم در رابطه با مشایی به آقای احمدی‌نژاد نوشتم.الان هم درحال بررسی هستم که آیا لازم است بخش دیگری از مستنداتم را منتشر کنم.

* چه انگیزه ای باعث شد تا به مشایی و در مورد مشایی نامه بنویسید؟

چون احساس کردم در مورد مشایی کسی صورت سوال را درست مطرح نمی‌کند. من در واقع سعی کردم صورت مساله را درست مطرح کنم.

* و صورت درست مساله چیست؟

در نظر من این است  که آقای اسفندیار رحیم مشایی صلاحیت لازم برای قرار گرفتن در یک پست مدیریتی راهبردی مثل معاونت اول رییس جمهور و دریافت تفویض اختیارات اقتصادی و فرهنگی و استراتژیک و غیره ی رییس‌جمهور را بدلایل سوابق مبهم ندارد.ایشان الان رییس دفتر و  نماینده تام‌الاختیار رییس جهوردر 17 -18 مسوولیت هستند و به نظر من این بسیار خطرناک است.

شاید اهمال در تشخیص اینکه مشایی صلاحیت حضوردر برخی از سمت ها راداشته یا نه در ابتدای انقلاب توسط نهادهای نظارتی و گزینشی وقت ،به دلیل شرایط اضطرار قابل درک باشد ؛ اما این که چرا بعداً سیستم امنیتی به صلاحیت ایشان رسیدگی کاملی نکرده محل سوال است که باید طرح شود.

که حتی الان هم نمی بینیم آنطور که لازم است دنبال جواب این سوال بروند و به صلاحیت مشایی رسیدگی کنند. چون متاسفانه او تأثیرگذار در کسی است که ارادت خاصی به او دارد.

درسال 84 اقای احمدی‌نژاد شعارهای عدالت محور و مردمی زیبایی داد که می‌توانست او را در آینده مثال زدنی و جاودانه کند امابه دلیل حمایت نامعقول و درک نشدنی از مشایی ببینید وضعیت او چگونه شده است.

به نظر من خیانتی که بواسطه ی عشق و ارادت حضرت آقای احمدی‌نژاد به اسفندیار رحیم مشایی در حال وقوع است؛ قبل از اینکه به اعتماد رأی دهندگانِ به او بوده باشد، به نام و شهرت جهانی خود احمدی نژاد ( بوده) است.

* و چرا جاودانه نشد؟!

چون در ابتدا تمام تمرکزش را بر این قرار داده بود که اشتباهات آقای هاشمی را تکرار نکند ولی ارادتش به مشایی این تمرکز را از او گرفت...

* چه اشتباهاتی؟

مثلا معتقد بود هاشمی (رفسنجانی) شایسته‌سالاری لازم را نداشته و باندمحور بوده و تمرکز کرد که خودش آنها را تکرار نکند.

آقای احمدی نژاد شعار داد که نباید مدیریت را بین یک گروه کوچک تقسیم و دست بدست کنیم .اما خودش مدیریت را در یک گروه کوچک مشایی محور محصور کرد...

حالا هی حاج داوود احمدی نژاد از جریان انحرافی برادر کوچکش داد و بیداد کند!  چه زیبا سروده جناب نظامی گنجوی :

یافته در نغمه ی داوود ساز       قصه ی محمود و حدیث ایاز!

بگذریم.اتفاقاً من وقتی دیدم آقای احمدی‌نژاد این بازی که گفتم راخورده و در محاصره کامل نیروهایی است که صلاحیت لازم را ندارند این نامه را نوشتم...

* خب هر مسوولی به معتمدین خودش اجازه مشاوره می‌دهد.

بله اما به نظرم وقتی از اعتماد در مشاوره تبدیل شود به حرف‌شنوی و رابطه ی پیر و مرادی دیگر خطرناک می شود.

* تعریف جریان انحرافی چیست ؛ با بقایی هم که گفت‌وگو کردم پرسیدم جریان انحرافی چیست که گفت کسانی که مدعی وجود این جریان هستند بگویند جریان انحراف چیست. مایلم تعریف شما را به عنوان نخستین کسی که بحث  جریان انحرافی را با نوشتن یک نامه بسیار تند به آقای مشایی شروع کرد، بدانم.

این را هم منتشر کنید که مشایی تا به امروز در مقابل (محتویات ) این نامه سکوت مطلق داشته است...

جریان انحرافی جریان است که اصول را قربانی فروع می‌کند. یک شاخه‌ ایست که برای حفظ خودش با تبر به جان ریشه می‌افتد. جریان انحرافی به جای تقویت اصول دین و مبانی اندیشه، به دنبال حفظ قدرت ولو به اسم ظاهر مقدسات است.

همانگونه که از روی تب  می فهمیم یک جای بدن ملتهب است از تجزیه و تحلیل عملکرد افراد می فهمیم که انحرافی هست.

ببینیدآقای مشایی به ما هو رییس‌جمهور بودن احمدی‌نژاد است که حیات سیاسی دارد...

 مثلاً شنیدم در یازده روز خانه نشینی احمدی نژاد بر سر برداشتن وزیر اطلاعات شنیدم اقای معتضد مورخ را صدا می زنند و از او توضیح می‌خواهند که به صورت دقیق توضیح دهد اختلافی که بین مصدق و شاه بر سر تعیین وزیر جنگ پیش آمد دقیقا چه بود و از کجا شروع شد و به کجا رسید؟

* چه کسی می‌خواهد؟

مجموعه‌ای از نزدیکان آقای احمدی‌نژاد.من دارم انحراف رادر ذهنیت این آدم‌ها می‌بینم که آمده‌اند چه شبیه‌سازی غلطی کردند؛بین نقش شاه با نقش رهبری و نقش مصدق با نقش رییس‌جمهور.من از این شبیه‌سازی می‌فهمم انحراف هست.

 در احوالات تاریخی هم دقت کنید می بیندکه این جور تاثیرپذیری شگرف در محمود غزنوی هم بوده. حدود دو سال پیش استاد گرانقدرم  حکیم فرزانه جناب آقای میرشکاک به من گفت به وضع بین محمود غزنوی و ایاز اویماق دقت کن. تاریخ در حال تکرار است.آن موقع این حرف  برای من قابل درک نبود اما هر چقدر زمان گذشت دیدم چقدر این جمله حکیمانه است.ایاز اویماق مشاور سلطان محمود غزنوی بود.

* و دیدگاه ایاز چه بود؟

دیدگاه‌های خاصی داشته؛ فعالیت های او  نیز به این دلیل بود که یک بزرگی به دلیل ضعف‌های احتمالی در روانشناسی در رفتار ‌شناسی، در بررسی صحیح پدیده‌ها به کسی اعتماد می‌کند که او محل اعتماد نداشته.

اگر آقای احمدی‌نژاد به تاریخ مراجعه کند و زندگی و احوالات امثال محمود غزنوی‌ها را مطالعه کند خیلی مفید خواهد بود.

* ایاز چه کار کرد؟

در زاویه ی تحلیلی مورد توجه من ، با تاثیری که بر سلطان محمود گذاشت تقریبا تمام خیرخواهان را از دور و اطرافش پراکند.

 * جریان انحرافی بود؟

یک سلطان ،یک مدیر، یک مسئول ،به یک مشاور دلبسته بود که آن مشاور اشکالات اساسی در سوابق و تفکرش وارد است.

* یعنی  می‌گویید مشایی تحلیل‌های فاصله‌دار از واقعیت به احمدی‌نژاد می دهد؟

کسی که روزی می گوید حاضراست در دفاع از آرمان‌های امام وولایت فقیه کیسه شنی بشود تا تیرهای  مخالفان ولایت فقیه به او بخورد می‌رسد به جایی که به دلیل عدم تحمل حکم ولی  11 روزی می رود خانه نشین می شود .

* نامه دومی که به احمدی‌نژاد نوشتید بعد از این خانه نشینی بود؟

نه  بعد از شکایت دولت از برادر بزرگوار و نور چشمم، مداح اهل بیت عصمت و طهارت حاج منصور آقای ارضی بود.

 

 

زان پیشتر که عالم فانی شود خراب

ما را ز جام باده ی گلگون خراب کن

والحمدلله رب العالمین

پایان پیوست تکمیلی پنجم

+++++++++++++++++


بدون احتیاج به شرح !


بدون احتیاج به شرح !

 


[....]

یادآوری با یادگاری برای آقای [....] الگوی ...!



جهت فراموش نشدن!

چه مدیریت هزینه و چه حساب و کتابی!

 


1

 


2

 


3



4

 


5

 


6

مطالب مرتبط



ادامه مطلب ...

موضوع مطلب :

پیوندهای تبادلی
لوگو
در این وبلاگ فقط اخبار و تحلیل های سیاسی،...فراجناحی را می خوانید که می تواند مورد تایید ما و یا مورد تایید ما نباشد...
 
 
 


برای نمایش تصاویر گالری کلیک کنید


برای نمایش تصاویر گالری کلیک کنید روی لوگو


ریزگردها | روانشناسی
آموزش زبان | مسکن قزوین
کرمان | کوله پشتی
ابزار گالری عکس در وبلاگ

Up Page

امور اقتصادی | تدبیر اقتصاد
سرگرمی | پزشکی
آفاق | بیست تولز
کد پرش به بالای صفحه وب